نسبت و رابطه بین توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی   و نقش جامعه دانشگاهی و نخبگانی در تحقق اهداف

نسبت و رابطه بین توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی

و نقش جامعه دانشگاهی و نخبگانی در تحقق اهداف

توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی دو مفهوم به‌هم‌پیوسته‌اند که در دهه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین مباحث علمی و سیاست‌گذاری در سطح جهانی تبدیل شده‌اند و امروزه در کشور هم این دو مفهوم در ادبیات مربوطه از سوی صاحب نظران در اظهارات و مقالات شان بکار گرفته می شود. بر اساس تعریف ارائه‌شده در گزارش «آینده مشترک ما»، توسعه پایدار به معنای «توسعه‌ای است که نیازهای نسل حاضر را بدون به خطر انداختن توانایی نسل‌های آینده برای تأمین نیازهای خود برآورده سازد» (1987Brundtland, ). این تعریف نشان می‌دهد که توسعه پایدار تنها رشد اقتصادی نیست، بلکه بر ایجاد تعادل میان سه بعد اقتصادی، اجتماعی و بویژه زیست‌محیطی تأکید دارد. در مقابل، مسئولیت اجتماعی به تعهد اخلاقی و عملی افراد، سازمان‌ها و نهادها برای توجه به پیامدهای تصمیم‌ها و فعالیت‌های خود بر جامعه و محیط زیست اشاره دارد. به اعتقاد آرچی کارول (Carroll, 1991) مسئولیت اجتماعی دارای چهار بعد اقتصادی، قانونی، اخلاقی و بشردوستانه است و سازمان‌ها زمانی مسئولیت‌پذیر تلقی می‌شوند که علاوه بر سودآوری، به قوانین، ارزش‌های اخلاقی و رفاه جامعه نیز پایبند باشند. از این منظر، مسئولیت اجتماعی چارچوبی برای تحقق عملی اهداف توسعه پایدار فراهم می‌کند. اما از دیدگاه نظری، میان توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی رابطه‌ای دوسویه و مکمل برقرار است. الکینگتون (Elkington, 1997) با ارائه نظریه «سه‌گانه پایداری (Triple Bottom Line) »بیان می‌کند که موفقیت سازمان‌ها تنها با سود اقتصادی سنجیده نمی‌شود، بلکه عملکرد اجتماعی و زیست‌محیطی نیز باید هم‌زمان مورد ارزیابی قرار گیرد. بنابراین، مسئولیت اجتماعی ابزار اجرایی تحقق توسعه پایدار در سطح سازمان‌ها و بنگاه‌های اقتصادی محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، استاندارد بین‌المللی ISO 26000 نیز بر این پیوند تأکید دارد و مسئولیت اجتماعی را مسئولیت یک سازمان در قبال آثار تصمیم‌ها و فعالیت‌هایش بر جامعه و محیط زیست می‌داند که از طریق رفتار شفاف، اخلاقی و مشارکت در توسعه پایدار تحقق می‌یابد (ISO, 2010). در این چارچوب، توسعه پایدار هدف کلان و مسئولیت اجتماعی یکی از مهم‌ترین راهبردهای دستیابی به آن است. این رابطه تنها به سازمان‌های اقتصادی محدود نیست، بلکه دانشگاه‌ها، نهادهای عمومی، دولت‌ها و شهروندان نیز در تحقق آن نقش دارند. ادوارد فریمن (Freeman, 1984) در نظریه ذی‌نفعان تأکید می‌کند که تصمیم‌گیری مسئولانه مستلزم توجه به منافع تمامی ذی‌نفعان است، نه صرفاً مالکان یا سهامداران. چنین نگرشی موجب افزایش سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، عدالت اجتماعی و حفاظت از محیط زیست می‌شود که همگی از ارکان اساسی توسعه پایدار به شمار می‌آیند.

در مجموع می‌توان گفت توسعه پایدار بدون گسترش فرهنگ مسئولیت اجتماعی امکان تحقق ندارد و مسئولیت اجتماعی نیز بدون جهت‌گیری به سوی توسعه پایدار، به فعالیت‌هایی پراکنده و کوتاه‌مدت تقلیل می‌یابد. ازاین‌رو، این دو مفهوم باید به‌عنوان دو رکن مکمل در سیاست‌گذاری، مدیریت سازمانی و رفتار شهروندی مورد توجه قرار گیرند تا زمینه دستیابی به رفاه پایدار، عدالت بین‌نسلی و حفظ منابع طبیعی برای نسل‌های آینده فراهم شود.

نقش جامعه دانشگاهی و نخبگانی در تحقق توسعه پایدار و ترویج فرهنگ مسئولیت اجتماعی

بی تردید جامعه دانشگاهی و نخبگانی از مهم‌ترین بازیگران تحقق اهداف توسعه پایدار در هر کشور بویژه کشورهای در حال توسعه هستند، زیرا دانشگاه‌ها علاوه بر تولید دانش، وظیفه تربیت نیروی انسانی، حل مسائل جامعه و ترویج فرهنگ مسئولیت‌پذیری را نیز بر عهده دارند. مسئولیت اجتماعی دانشگاه‌ها زمانی محقق می‌شود که آموزش، پژوهش و خدمات اجتماعی خود را در راستای پاسخگویی به نیازهای جامعه و تحقق اهداف توسعه پایدار (SDGs) هدایت کنند؛ و از همین روست که در دانشگاه نسل چهارم به طور ویژه ای به نقش جامعه دانشگاهی در تربیت نیزوی انسانی کارآفرین و مسئولیت پذیر تاکید شده است. در ادامه به برخی از مهم ترین راهکارهای ایفای مسئولیت اجتماعی این نهاد و قشر فرهیخته و نخبگانی کشور اشاره می گردد.

تولید دانش مسئله‌محور: پژوهش‌ها باید به حل مسائل واقعی جامعه مانند فقر، نابرابری، آلودگی محیط زیست، مدیریت منابع آب، سلامت عمومی و حکمرانی خوب بپردازند، نه صرفاً افزایش تعداد مقالات علمی.

آموزش و تربیت شهروندان مسئول: دانشگاه‌ها با گنجاندن مباحثی مانند توسعه پایدار، اخلاق حرفه‌ای، مسئولیت اجتماعی، حقوق بشر و حفاظت از محیط زیست در برنامه‌های درسی، دانشجویانی مسئولیت‌پذیر و آگاه تربیت می‌کنند.

ارائه مشاوره علمی به سیاست‌گذاران: نخبگان می‌توانند با ارائه تحلیل‌های علمی و مبتنی بر شواهد، به دولت‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد و بخش خصوصی در تدوین سیاست‌های توسعه پایدار کمک کنند.

نوآوری و فناوری‌های پایدار: توسعه فناوری‌های پاک، انرژی‌های تجدیدپذیر، کشاورزی هوشمند، مدیریت پسماند و اقتصاد چرخشی از مهم‌ترین نقش‌های دانشگاه‌ها در تحقق اهداف توسعه پایدار است.

گسترش ارتباط دانشگاه با جامعه: همکاری با صنایع، مدارس، سازمان‌های مردم‌نهاد و جوامع محلی موجب انتقال دانش و افزایش اثرگذاری اجتماعی دانشگاه می‌شود.

ترویج فرهنگ مسئولیت اجتماعی: استادان و پژوهشگران با سخنرانی، انتشار آثار علمی، فعالیت‌های رسانه‌ای و مشارکت در برنامه‌های اجتماعی می‌توانند فرهنگ مسئولیت‌پذیری، عدالت، مشارکت و حفاظت از محیط زیست را در جامعه تقویت کنند.

الگوسازی در مدیریت دانشگاه: دانشگاه‌ها با کاهش مصرف انرژی، مدیریت پسماند، استفاده از انرژی‌های پاک، رعایت عدالت سازمانی و شفافیت اداری، خود به الگویی از توسعه پایدار تبدیل می‌شوند.

تقویت همکاری‌های بین‌المللی: مشارکت در شبکه‌های علمی جهانی، اجرای پژوهش‌های مشترک و تبادل تجربیات، ظرفیت دانشگاه‌ها را برای تحقق اهداف توسعه پایدار افزایش می‌دهد.

در مجموع، این راهکارها گویای این واقعیت است که تحقق اهداف توسعه پایدار تنها وظیفه دولت‌ها نیست، بلکه مستلزم مشارکت فعال جامعه دانشگاهی و نخبگانی است. هرچه دانشگاه‌ها مسئولیت اجتماعی خود را در آموزش، پژوهش، نوآوری و خدمت به جامعه جدی‌تر بگیرند، امکان دستیابی به توسعه‌ای متوازن، عادلانه و پایدار بیشتر خواهد شد.

با وجود این پیوند، چالش‌هایی نظیر «Greenwashing» (سبزشویی) یا ادعاهای فریبنده درباره مسئولیت‌های اجتماعی، می‌تواند مانع از تحقق واقعی توسعه پایدار شود؛ برای آنکه مسئولیت اجتماعی به ابزاری واقعی برای توسعه پایدار تبدیل شود، باید از حالت «نمایشی» به حالت «ساختاری» تغییر ماهیت پیدا کند؛ یعنی اصول پایداری باید در هسته اصلی استراتژی‌های تصمیم‌گیری و زنجیره تأمین سازمان‌ها تنیده شود، نه اینکه تنها در گزارش‌های سالانه به نمایش گذاشته شود(Lyon and Montgomery, 2015).

در نهایت، بدیهی است که توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی دو روی یک سکه به شمار می آیند به شمار می آیند؛ زیرا توسعه پایدار، چارچوب و جهت‌گیری کلی جهان را مشخص می‌کند و مسئولیت اجتماعی، تعهد و کنشِ نهادهای فعال در این جهان می باشند. در واقع، بدون مسئولیت‌پذیریِ سازمان‌ها، توسعه پایدار تنها یک آرمان نظری باقی می‌ماند و بدون هدف‌گذاری برای توسعه پایدار، مسئولیت اجتماعی ممکن است به فعالیت‌های پراکنده و بی‌ثمر تقلیل یابد.

منابع

  • Brundtland, G. H. (1987). Our Common Future. Oxford University Press.
  • Carroll, A. B. (1991). "The Pyramid of Corporate Social Responsibility." Business Horizons, 34(4), 39–48.
  • Elkington, J. (1997). Cannibals with Forks: The Triple Bottom Line of 21st Century Business. Capstone.
  • Freeman, R. E. (1984). Stra tegic Management: A Stakeholder Approach. Pitman.
  • International Organization for Standardization. ISO 26000: Guidance on Social Responsibility.
  • The Sustainable Development Goals Report.
  • Lyon & Montgomery( 2015). Global Reporting Initiative - GRI, 2022

ISO 26000 :Social Responsibility Guidance.

  • United Nations (2015). Transforming Our World: The 2030 Agenda for Sustainable Development.

دیپلماسی تشییع رهبران سیاسی  و مذهبی  (آثار و نتایج)

دیپلماسی تشییع رهبران سیاسی و مذهبی

(آثار و نتایج)

محمد مهدی فتوره چی

دیپلماسی که در فارسی گاهی به آن «سیاست‌ورزی» یا «فنِ مذاکره» نیز گفته می‌شود، مجموعه‌ای از ابزارها، فنون و فعالیت‌هایی است که دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی برای مدیریت روابط خود با دیگران از آن استفاده می‌کنند. اگر بخواهیم ساده بگوییم: دیپلماسی، هنرِ رسیدن به اهداف بدون جنگیدن است. دیپلماسی فقط نشستن پشت میز و صحبت کردن نیست؛ این نوع از سیاست ورزی روش‌های مختلفی بشرح ذیل دارد:

- دیپلماسی رسمی : همان دیپلماسی کلاسیک است که توسط سفیران، وزیران خارجه و کاردشناسان در محیط‌های رسمی و طبق پروتکل‌های مشخص انجام می‌شود.

- دیپلماسی عمومی : تلاش برای تأثیرگذاری بر مردم یک کشور دیگر (نه فقط دولت آن‌ها). مثلاً از طریق تبادلات فرهنگی با توره های مردم، تبادل بورسیه‌ها و فرصت های تحصیلی، رسانه‌ها یا هنر، تا تصویر بهتری از کشور خود ارائه دهند.

- دیپلماسی نرم : استفاده از جذابیت فرهنگی، ارزش‌های سیاسی و مدل زندگی برای جلب حمایت دیگران، به جای استفاده از زور یا پول.

- دیپلماسی سخت: وقتی دیپلماسی با تهدید (مانند فشار نظامی) یا پاداش (مانند کمک‌های اقتصادی و تحریم‌ها) همراه می‌شود تا طرف مقابل را به پذیرش یک خواسته وادار کند.

- دیپلماسی پشت پرده: مذاکرات غیررسمی و مخفیانه که بین نمایندگان دو کشور (بدون حضور رسانه‌ها یا در قالب واسطه‌ها) انجام می‌شود تا مسائل بسیار حساس حل شود.

امروزه و در جهان معاصر که به نظر می رسد مظاهر دینی در سایه سیطره استکبار و گسترش سبک زندگی غربی بویژه نزد نوجوانان و جوانان در کشورهای اسلامی بیش از پیش کم فروغ می شود، در کمال تعجب شاهد اقبال آحاد جامعه انقلابی، دیندار و آزادی خواه مان به شرکت گسترده در مراسم تشییع و بدرقه و خاکسپاری رهبری آزاده، مجتهدی فاضل، و استکبار ستیزی کم نظیر و بلکه بی نظیر در جهان اسلام و تشییع در شهرهای مختلف کشور و فراتر از مرزها، در نجف و کربلای معلی هستیم؛ حضور پر شور و شعور مردم متدین و انقلابی و داغداری که به رغم گرمای سوزان تیرماه، ساعت ها در میعادگاه های وداع و خیابان ها به استقبال و بدرقه ی پیکر مطهر امام شهیدشان تا مشهد مقدس رفتند و صحنه های کم نظیری از ارادت و قدرشناسی شان را به رخ جهانیان نمایاندند؛ پدیده ای که از ابعاد مختلف قابل مطالعه و بحث و بررسی کارشناسانه است و لذا به نظر می رسد با چنین تشییع و مراسم های تجدید بیعت و برائتی از مستکبران و اعلان حمایت از آرمان های بلند و متعالی سید علی خامنه ای باید از این پس از پیدایش مفهوم جدیدی ذیل عنوان« دیپلماسی تشییع» نام بریم؛ سیاست ورزی و نوعی دیپلماسی نرمی که واجد جذابیت های فرهنگی و ارزش های سیاسی و مذهبی منحصر بفردی برای جلب افکار عمومی و آزادی خواهان جهان بوده و نمود و تجلی اراده های دینداران و انقلابیون و آزادی خواهانی است که وحدت و انسجام اجتماعی را در کشور و فراسرزمین های مسلمان فریاد می زنند تا خاری در چشم دشمنان اسلام ستیز، مستکبر و متجاوز گردند.

در علوم سیاسی، دیپلماسی تشییع یکی از مصادیق قدرت نرم و دیپلماسی عمومی محسوب می‌شود؛ زیرا از نمادها، آیین‌ها و احساسات جمعی برای انتقال پیام‌های سیاسی و ایجاد یا تقویت روابط میان دولت‌ها و ملت‌ها بهره می‌گیرد. در واقع، دیپلماسی تشییع، که در ادبیات روابط بین‌الملل به عنوان یکی از گونه‌های دیپلماسی آیینی شناخته می‌شود استفاده از مراسم تشییع و خاکسپاری شخصیت‌های برجسته (رهبران سیاسی، دینی، فرهنگی یا حتی نظامی) و فرصتی است برای پیشبرد اهداف دیپلماتیک، ارسال پیام‌های سیاسی، تقویت روابط بین‌المللی یا نمایش قدرت نرم کشورهای تحت ستم و استقلال طلب که بدلیل انحصارات رسانه ای از سوی دشمنان قادر نیستند اتحاد و همبستگی و هویت مذهبی و فرهنگی شان را به سهولت به نمایش بگذارند.

هنگامی که شخصیتی بسیار تأثیرگذار، ذو ابعاد و کم نظیری چون سید علی خامنه ای در پی تهاجم ددمنشانه به بیت شریف شان به طور مظلومانه و فجیع به شهادت می رسند، بی شک مراسم تشییع او صرفاً یک رویداد مذهبی یا اجتماعی نیست، بلکه می‌تواند به عرصه‌ای برای همگرایی، تهییج عواطف مقلدان و دوستداران و تعاملات سیاسی و دیپلماتیک تبدیل شود. در ادامه به برخی از مهم‌ترین آثار دیپلماسی تشییع اشاره می شود:

  • نمایش مشروعیت و سرمایه اجتماعی: حضور گسترده مردم دیندار و انقلابی در داخل و خارج کشور و نیز حضور مقامات داخلی و خارجی نشانه‌ای از نفوذ و جایگاه امام شهید و استحکام نظام اسلامی تلقی می شود.
  • تقویت روابط بین‌المللی: دیدارهای حاشیه‌ای میان رهبران و مقامات کشورها در تهران و عراق و مراسم یادبود در سفارت خانه های ایران گاهی منجر به کاهش تنش‌ها یا آغاز مذاکرات جدید و بعضا تحکیم روابط سیاسی می‌شود.
  • ارسال پیام سیاسی: سطح و نوع حضور هیئت‌های خارجی (رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، وزیر یا سفیر) معمولاً حامل پیام‌های سیاسی درباره کیفیت روابط میان کشورهاست؛ و از همین روست که امریکا با ارسال پیام های هشدار دهنده و تهدید آمیز تلاش کرد سطح مقامات سیاسی کشورهای همسایه و دوست را تنزل دهد تا از مشروعیت بخشی به نظام و جایگاه ممتاز رهبر شهیدمان ممانعت بعمل آورد.
  • تقویت قدرت نرم: پوشش گسترده رسانه‌ای در شبکه های داخلی و خارجی و حتی شبکه های تلویزیونی و خبری جهان بویژه امریکا و اسرائیل و نمایش احترام ویژه جهان اسلام به امام شهیدمان بی شک بر تصویر مثبت بین‌المللی بازتاب شده از کشور و نظام اسلامی مان تاثیرگذار است.
  • ایجاد یا تقویت همبستگی ملی: تشییع شخصیت‌های محبوبی چون امام خمینی ره، سردار سلیمانی و بویژه سید علی خامنه ای بی تردید به فرصتی برای تقویت وحدت و انسجام اجتماعی و هویت ملی و حتی هویت مذهبی مسلمانان جهان تبدیل می‌شود.
  • تأثیر بر افکار عمومی جهان: رسانه‌ ملی و پیام رسان های اجتماعی از طریق بازتاب گسترده مراسم، تصویری خاص از امام شهیدمان، مردم متدین و مبارز و نظام اسلامی مان ارائه می‌کنند که می‌تواند بر نگرش افکار عمومی و اقشار خاکستری در داخل و خارج کشور اثر بگذارد.

در خاتمه باید خاطرنشان کرد که آثار دیپلماسی تشییع همواره یکسان نیست و به عواملی مانند جایگاه بین‌المللی فرد درگذشته، میزان مشارکت مردمی، حضور مقامات خارجی، نحوه پوشش رسانه‌ای، و شرایط سیاسی و امنیتی زمان برگزاری مراسم بستگی دارد. علاوه بر تشییع های پر شمار و به یاد ماندنی امام خمینی، سردار سلیمانی و امام شهیمان، نمونه‌های شناخته‌شده تجربه شده دیپلماسی تشییع را می‌توان در مراسم خاکسپاری نلسون ماندلا، ملکه الیزابت دوم، پاپ ژان پل دوم، شینزو آبه و مشاهده کرد؛ مراسم هایی که حضور رهبران و مقامات کشورهای مختلف، تجمعات گسترده مردم عزادار و وفادار را به رویدادهایی با اهمیت دیپلماتیک تبدیل کرد.

با توجه به آثار و تبعات مثبت یاد شده چنین مراسم تشییعی که ذیل دیپلماسی نرم تعبیر می شود بی شک فوایدش بمراتب بیش از هزینه های انجام شده برگزاری هر چه با شکوه تر مراسم های مختلف در تهران و شهرهای مذهبی قم مشهد، و نف و کربلاست؛ اگر چه نیک می دانم که روح بلند امام متقی و ساده زیست مان با انجام مراسم و تشریفاتی که منجر به پرآوازه شدن نام شان باشد ناخشنود است؛ ولیکن مراتب قدرشناسی و تکریم مردم مسلمان و وفادار نسبت به علماء و مجتهدان شان و بویژه رهبران آزادی خواه و استکبار ستیزی چون سید علی خامنه ای، امام شهیدمان هم کم نظیر، اجتناب ناپذیر و دیپلماسی آفرین است.

یاد آن امام شهید مظلوم را گرامی داشته و استوارتر از همیشه تا پای جان بر حفظ ارزش ها و آرمان های نظام و امامین انقلاب پای می فشاریم.

آثار اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و بین المللی تشییع گسترده رهبر شهید انقلاب

آثار اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و بین المللی تشییع گسترده رهبر شهید انقلاب

محمد مهدی فتوره چی

تهران، قم، مشهد، کربلا و نجف، طی روزهای هفته آینده (۱۳ تا ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵) میزبان یکی از منحصربه‌فردترین، وسیع‌ترین حساس‌ترین رویدادهای سیاسی، مذهبی، اجتماعی، فرهنگی و جمعیتی تاریخ خواهد بود. تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، آیت الله سید علی خامنه ای صرفاً یک آیین سوگواری ملی مذهبی نیست؛ بلکه یک ابررویداد فضایی با ابعاد بین‌المللی، ملی و منطقه‌ای است.

تشییع پیکر رهبر مقتدر و فرزانه انقلاب که نقش بی بدیلی در تثبیت نظام و نهادسازی و پیشرفت علوم و فناوری کشور داشت، بی تردید می‌تواند آثار مهمی در ابعاد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و بویژه بین المللی داشته باشد. بدیهی است که شدت و نوع این آثار به عواملی مانند میزان محبوبیت، شرایط سیاسی کشور، نحوه پوشش رسانه‌ای و تفاسیر صاحب نظران و احزاب و گروه‌های مختلف بستگی دارد. با عنایت به برخی نقد و نظرهای منتشره در فضای مجازی در خصوص هزینه های سنگین برگزاری مراسم و مناسک های مختلف تشییع و عزاداری و نکوداشت آن رهبر فرزانه در ادامه مختصرا به برخی از مهم ترین این آثار اجمالا اشاره می شود.

آثار اجتماعی

  • تقویت احساس همبستگی و هویت جمعی میان دوستداران و محبان امام شهید؛
  • ایجاد تجربه مشترک عاطفی و تاریخی برای نسل‌های مختلف، همچون تجربه تشییع گسترده و خاطره انگیز امام خمینی ره؛
  • بازتولید سرمایه اجتماعی تضعیف شده و تقویت شبکه‌های همبستگی محبان و دینداران انقلابی؛( البته در برخی موارد، هم افزایش شکاف‌های اجتماعی، زمانی که مردمانی درباره آن رهبر دچار اختلاف نظر باشند و برگزاری چنین مراسم گسترده ای با هزینه های زیاد منابع دولتی همراه باشد و یا موجب اختلال در روند عادی زندگی مردم شود).

آثار فرهنگی

  • تبدیل شدن مراسم به بخشی از حافظه جمعی و روایت تاریخی مردم مبارز و انقلابی ایران و سوژه ای ناب برای جریان سازی رسانه ای و بازنمایی ابعاد کمتر شناخته شده رهبر شهید؛
  • فراهم شدن فرصت هایی برای تولید و بازتولید نمادها، آیین‌ها، شعر، سرود، موسیقی، فیلم و آثار هنری مرتبط؛
  • بازگویی و تقویت ارزش‌هایی که رهبر شهید آنها را نمایندگی و بدانها تاکید می‌کرد؛ مانند استقلال، عدالت، ظلم ستیزی، دفاع از مظلومان، آزادی بیان و ارزش های اسلام ناب و حسینی؛ و انتقال این ارزش‌ها به نسل‌های بعد، از طریق آموزش، رسانه و برگزاری مناسک سالانه.

آثار سیاسی

  • افزایش یا نمایش مشروعیت سیاسی نظام جمهوری اسلامی در زمانه ای که دشمنان و معاندان و ساطنت طلبان کمر به نابودی نظام بسته اند؛ لذا هر چه حضور آحاد مردم گسترده تر و پرشورتر باشد واجد پیام مانایی و اقتدار و مشروعیت نظام است؛
  • ایجاد انسجام در میان احزاب و جریان های سیاسی همسوی نظام و افزایش نفرت از جنگ افروزان و تجاوزگران تروریست؛
  • تأثیر بر افکار عمومی داخلی و جهت‌گیری‌های سیاسی کوتاه‌مدت و ایجاد وفاقی مقطعی تحت تاثیر فضای غم بار عاطفی و احساسی حاکم بر جامعه؛
  • آغازی برای رقابت بر سر میراث سیاسی و فکری رهبر، میان احزاب و جریانات مختلف و نقد اظهارات اشخاص و عملکردهای نهادهای انقلابی مجری مراسم ها؛

آثار بین‌المللی

  • جلب توجه رسانه‌ها و افکار عمومی جهان به ایران و توان تاب آوری و بازتولید ارزش های انقلابی و مذهبی؛
  • ارسال پیام‌هایی به جهانیان درباره میزان پایگاه اجتماعی و سیاسی متعالی رهبر شهید و جایگاه بی بدیل او در جامعه، منطقه و جهان؛
  • تأثیرگذاری بر تحلیل و ارزیابی دولت‌های متجاوز و متخاصم و تحلیلگران جهان از ثبات یا تحولات آینده کشور؛
  • ایجاد موج همدلی جهانی در میان مسلمانان، آزادی خواهان و مردمان تحت ستم با توجه به ابعاد شخصیتی رهبر شهید؛

علاوه بر آثار مختلف یاد شده، از منظر جامعه‌شناسی و صاحب نظرانی چون امیل دورکیم، آیین‌های جمعی، از جمله مراسم سوگواری و تشییع، موجب تقویت «همبستگی اجتماعی» و «وجد و نشاط جمعی» می‌شود. همچنین ماکس وبر هم معتقد است که پس از درگذشت رهبران کاریزماتیک( چون کاسترو، گاندی، ماندلا، امام خمینی و ...) ، جامعه با مسئله انتقال قدرت مشروع و نهادینه‌سازی اقتدار و حتی به زعم سردمداران نظام استکباری و متجاوز امریکا صهیونی به سقوط نظام مان روبه‌رو می‌شود که به رغم چنین پندار شوم و خام پندارانه سران استکبار و کارشناسان اندیشکده های امریکایی، نظام و مردم انقلابی و دیندارمان ثابت کردند که قادرند شخصیت های سیاسی و تاثرگذاری چون سید مجتبی خامنه ای را برساخت کرده و با چنین انتخاب هوشمندانه و بی بدیلی صفحه جدیدی در تاریخ کشور بگشایند.

در مجموع، تشییع گسترده رهبر حکیم، دشمن شناس، فرزانه و شهیدمان در روزهای آتی همانطور که بیان شد صرفاً یک مراسم سوگواری نیست؛ بلکه می‌تواند به یک رویداد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مهم تبدیل شود که آثار آن در کوتاه‌مدت و بلندمدت، در سطح ملی و گاه بین‌المللی، قابل مشاهده باشد. بی شک، کمیت و کیفیت آثار یاد شده و میزان ماندگاری آن، به زمینه تاریخی، ساختار سیاسی، تنوع دیدگاه‌های جامعه و نحوه مدیریت و روایت آن رویداد بستگی دارد.

روزهای تاریخی مراسم های تشییع و ترحیم پیش رو علاوه بر آثار و تبعات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اش فرصتی است برای نکوداشت نام و مقام خلف صالح امام خمینی، شخصیتی فرزانه و دور اندیش و آینده نگری که معادلات ژئو پلتیک منطقه را بخوبی فهم و تحلیل کرد؛ الهام بخش آزادگان و برسازنده هویت مذهبی مسلمانان جهان بود؛ امام مقتدری که معمار هندسه و چراغ راه مقاومت هلال شیعی بود و نمادی از علم جویی و احیاگری دینی، رهبری نظام ساز و انسان ساز، مدیری مدبر و دوراندیش با شخصیتی که می توان او را از جمله ایران دوست ترین رهبران تاریخ این کشور پر قهرمان بر شمرد.

روزهای پیش رو فرصت مغتنم و شاید تنها زمانی است برای آنان که تحت تاثیر فضای غبار آلود و مسموم رسانه ای، بدون کمترین تحقیق و بررسی و حتی رجوع به عقل و منطق و تفکری انتقادی، هر گونه تهمت و شایعه غیر عقلانی را نسبت به آن رهبر شجاع و فرزانه و خانواده مظلومش پذیرا شدند و در بازنشرشان شتاب کردند و زمینه های دوری هر چه بیشتر نوجوانان و جوانان ساده دلمان را فراهم و آنان را به دامان بدخواهان غرب زده و سلطنت طلبان خیال پرداز کشاندند تا به پندار باطل شان این عمود خیمه انقلاب و تنها حجت متقی بی حاشیه جامعه انقلابی را تخریب کنند؛ رهبر شجاع و دردانه ای که با چگونگی کوچ و شهادت مظلومانه اش هم موجب بیداری بسیاری از این جماعت فریب خورده و غافل شد و امید آنکه بیدارشدگان غافل در آن سرای باقی هم مشمول عفو و گذشت آن امام بصیر و خطاپوش گردند.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد