نسبت و رابطه بین توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی

و نقش جامعه دانشگاهی و نخبگانی در تحقق اهداف

توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی دو مفهوم به‌هم‌پیوسته‌اند که در دهه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین مباحث علمی و سیاست‌گذاری در سطح جهانی تبدیل شده‌اند و امروزه در کشور هم این دو مفهوم در ادبیات مربوطه از سوی صاحب نظران در اظهارات و مقالات شان بکار گرفته می شود. بر اساس تعریف ارائه‌شده در گزارش «آینده مشترک ما»، توسعه پایدار به معنای «توسعه‌ای است که نیازهای نسل حاضر را بدون به خطر انداختن توانایی نسل‌های آینده برای تأمین نیازهای خود برآورده سازد» (1987Brundtland, ). این تعریف نشان می‌دهد که توسعه پایدار تنها رشد اقتصادی نیست، بلکه بر ایجاد تعادل میان سه بعد اقتصادی، اجتماعی و بویژه زیست‌محیطی تأکید دارد. در مقابل، مسئولیت اجتماعی به تعهد اخلاقی و عملی افراد، سازمان‌ها و نهادها برای توجه به پیامدهای تصمیم‌ها و فعالیت‌های خود بر جامعه و محیط زیست اشاره دارد. به اعتقاد آرچی کارول (Carroll, 1991) مسئولیت اجتماعی دارای چهار بعد اقتصادی، قانونی، اخلاقی و بشردوستانه است و سازمان‌ها زمانی مسئولیت‌پذیر تلقی می‌شوند که علاوه بر سودآوری، به قوانین، ارزش‌های اخلاقی و رفاه جامعه نیز پایبند باشند. از این منظر، مسئولیت اجتماعی چارچوبی برای تحقق عملی اهداف توسعه پایدار فراهم می‌کند. اما از دیدگاه نظری، میان توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی رابطه‌ای دوسویه و مکمل برقرار است. الکینگتون (Elkington, 1997) با ارائه نظریه «سه‌گانه پایداری (Triple Bottom Line) »بیان می‌کند که موفقیت سازمان‌ها تنها با سود اقتصادی سنجیده نمی‌شود، بلکه عملکرد اجتماعی و زیست‌محیطی نیز باید هم‌زمان مورد ارزیابی قرار گیرد. بنابراین، مسئولیت اجتماعی ابزار اجرایی تحقق توسعه پایدار در سطح سازمان‌ها و بنگاه‌های اقتصادی محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، استاندارد بین‌المللی ISO 26000 نیز بر این پیوند تأکید دارد و مسئولیت اجتماعی را مسئولیت یک سازمان در قبال آثار تصمیم‌ها و فعالیت‌هایش بر جامعه و محیط زیست می‌داند که از طریق رفتار شفاف، اخلاقی و مشارکت در توسعه پایدار تحقق می‌یابد (ISO, 2010). در این چارچوب، توسعه پایدار هدف کلان و مسئولیت اجتماعی یکی از مهم‌ترین راهبردهای دستیابی به آن است. این رابطه تنها به سازمان‌های اقتصادی محدود نیست، بلکه دانشگاه‌ها، نهادهای عمومی، دولت‌ها و شهروندان نیز در تحقق آن نقش دارند. ادوارد فریمن (Freeman, 1984) در نظریه ذی‌نفعان تأکید می‌کند که تصمیم‌گیری مسئولانه مستلزم توجه به منافع تمامی ذی‌نفعان است، نه صرفاً مالکان یا سهامداران. چنین نگرشی موجب افزایش سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، عدالت اجتماعی و حفاظت از محیط زیست می‌شود که همگی از ارکان اساسی توسعه پایدار به شمار می‌آیند.

در مجموع می‌توان گفت توسعه پایدار بدون گسترش فرهنگ مسئولیت اجتماعی امکان تحقق ندارد و مسئولیت اجتماعی نیز بدون جهت‌گیری به سوی توسعه پایدار، به فعالیت‌هایی پراکنده و کوتاه‌مدت تقلیل می‌یابد. ازاین‌رو، این دو مفهوم باید به‌عنوان دو رکن مکمل در سیاست‌گذاری، مدیریت سازمانی و رفتار شهروندی مورد توجه قرار گیرند تا زمینه دستیابی به رفاه پایدار، عدالت بین‌نسلی و حفظ منابع طبیعی برای نسل‌های آینده فراهم شود.

نقش جامعه دانشگاهی و نخبگانی در تحقق توسعه پایدار و ترویج فرهنگ مسئولیت اجتماعی

بی تردید جامعه دانشگاهی و نخبگانی از مهم‌ترین بازیگران تحقق اهداف توسعه پایدار در هر کشور بویژه کشورهای در حال توسعه هستند، زیرا دانشگاه‌ها علاوه بر تولید دانش، وظیفه تربیت نیروی انسانی، حل مسائل جامعه و ترویج فرهنگ مسئولیت‌پذیری را نیز بر عهده دارند. مسئولیت اجتماعی دانشگاه‌ها زمانی محقق می‌شود که آموزش، پژوهش و خدمات اجتماعی خود را در راستای پاسخگویی به نیازهای جامعه و تحقق اهداف توسعه پایدار (SDGs) هدایت کنند؛ و از همین روست که در دانشگاه نسل چهارم به طور ویژه ای به نقش جامعه دانشگاهی در تربیت نیزوی انسانی کارآفرین و مسئولیت پذیر تاکید شده است. در ادامه به برخی از مهم ترین راهکارهای ایفای مسئولیت اجتماعی این نهاد و قشر فرهیخته و نخبگانی کشور اشاره می گردد.

تولید دانش مسئله‌محور: پژوهش‌ها باید به حل مسائل واقعی جامعه مانند فقر، نابرابری، آلودگی محیط زیست، مدیریت منابع آب، سلامت عمومی و حکمرانی خوب بپردازند، نه صرفاً افزایش تعداد مقالات علمی.

آموزش و تربیت شهروندان مسئول: دانشگاه‌ها با گنجاندن مباحثی مانند توسعه پایدار، اخلاق حرفه‌ای، مسئولیت اجتماعی، حقوق بشر و حفاظت از محیط زیست در برنامه‌های درسی، دانشجویانی مسئولیت‌پذیر و آگاه تربیت می‌کنند.

ارائه مشاوره علمی به سیاست‌گذاران: نخبگان می‌توانند با ارائه تحلیل‌های علمی و مبتنی بر شواهد، به دولت‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد و بخش خصوصی در تدوین سیاست‌های توسعه پایدار کمک کنند.

نوآوری و فناوری‌های پایدار: توسعه فناوری‌های پاک، انرژی‌های تجدیدپذیر، کشاورزی هوشمند، مدیریت پسماند و اقتصاد چرخشی از مهم‌ترین نقش‌های دانشگاه‌ها در تحقق اهداف توسعه پایدار است.

گسترش ارتباط دانشگاه با جامعه: همکاری با صنایع، مدارس، سازمان‌های مردم‌نهاد و جوامع محلی موجب انتقال دانش و افزایش اثرگذاری اجتماعی دانشگاه می‌شود.

ترویج فرهنگ مسئولیت اجتماعی: استادان و پژوهشگران با سخنرانی، انتشار آثار علمی، فعالیت‌های رسانه‌ای و مشارکت در برنامه‌های اجتماعی می‌توانند فرهنگ مسئولیت‌پذیری، عدالت، مشارکت و حفاظت از محیط زیست را در جامعه تقویت کنند.

الگوسازی در مدیریت دانشگاه: دانشگاه‌ها با کاهش مصرف انرژی، مدیریت پسماند، استفاده از انرژی‌های پاک، رعایت عدالت سازمانی و شفافیت اداری، خود به الگویی از توسعه پایدار تبدیل می‌شوند.

تقویت همکاری‌های بین‌المللی: مشارکت در شبکه‌های علمی جهانی، اجرای پژوهش‌های مشترک و تبادل تجربیات، ظرفیت دانشگاه‌ها را برای تحقق اهداف توسعه پایدار افزایش می‌دهد.

در مجموع، این راهکارها گویای این واقعیت است که تحقق اهداف توسعه پایدار تنها وظیفه دولت‌ها نیست، بلکه مستلزم مشارکت فعال جامعه دانشگاهی و نخبگانی است. هرچه دانشگاه‌ها مسئولیت اجتماعی خود را در آموزش، پژوهش، نوآوری و خدمت به جامعه جدی‌تر بگیرند، امکان دستیابی به توسعه‌ای متوازن، عادلانه و پایدار بیشتر خواهد شد.

با وجود این پیوند، چالش‌هایی نظیر «Greenwashing» (سبزشویی) یا ادعاهای فریبنده درباره مسئولیت‌های اجتماعی، می‌تواند مانع از تحقق واقعی توسعه پایدار شود؛ برای آنکه مسئولیت اجتماعی به ابزاری واقعی برای توسعه پایدار تبدیل شود، باید از حالت «نمایشی» به حالت «ساختاری» تغییر ماهیت پیدا کند؛ یعنی اصول پایداری باید در هسته اصلی استراتژی‌های تصمیم‌گیری و زنجیره تأمین سازمان‌ها تنیده شود، نه اینکه تنها در گزارش‌های سالانه به نمایش گذاشته شود(Lyon and Montgomery, 2015).

در نهایت، بدیهی است که توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی دو روی یک سکه به شمار می آیند به شمار می آیند؛ زیرا توسعه پایدار، چارچوب و جهت‌گیری کلی جهان را مشخص می‌کند و مسئولیت اجتماعی، تعهد و کنشِ نهادهای فعال در این جهان می باشند. در واقع، بدون مسئولیت‌پذیریِ سازمان‌ها، توسعه پایدار تنها یک آرمان نظری باقی می‌ماند و بدون هدف‌گذاری برای توسعه پایدار، مسئولیت اجتماعی ممکن است به فعالیت‌های پراکنده و بی‌ثمر تقلیل یابد.

منابع

  • Brundtland, G. H. (1987). Our Common Future. Oxford University Press.
  • Carroll, A. B. (1991). "The Pyramid of Corporate Social Responsibility." Business Horizons, 34(4), 39–48.
  • Elkington, J. (1997). Cannibals with Forks: The Triple Bottom Line of 21st Century Business. Capstone.
  • Freeman, R. E. (1984). Stra tegic Management: A Stakeholder Approach. Pitman.
  • International Organization for Standardization. ISO 26000: Guidance on Social Responsibility.
  • The Sustainable Development Goals Report.
  • Lyon & Montgomery( 2015). Global Reporting Initiative - GRI, 2022

ISO 26000 :Social Responsibility Guidance.

  • United Nations (2015). Transforming Our World: The 2030 Agenda for Sustainable Development.