گزارش خبری وبینار بررسی علل و عوامل جامعه شناختی و روانشناختی افزایش خشونت های خانگی(با مروری بر قتل

پژوهشکده مطالعات اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با مشارکت مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران وبیناری تحت عنوان، «بررسی علل و عوامل جامعه شناختی و روانشناختی افزایش خشونت های خانگی(با مروری بر قتل بابک خرمدین)» با حضور دکتر اعظم آهنگر سله بنی (جامعه شناس مسایل اجتماعی و مدیر بخش مطالعات شهری و منطقه ای موسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران) و دکترمجید صفاری نیا (استاد روان شناسی دانشگاه پیام نور و رئیس انجمن روانشناسی اجتماعی ایران)، در روز دوشنبه۲4 خردادماه ۱۴۰۰ برگزار کرد. در ادامه، گزارش اجمالی این وبینار از نظرگاهتان خواهد گذشت.

در این نشست دکتر بهاره نصیری دبیر علمی نشست، مروری بر قتل بابک خرمدین داشت و گفت: "با توجه به  سطح خشونت اعمال شده جای تعجب است که پزشکی قانونی وضعیت متهمان را در زمان ارتکاب جرم بررسی و بعد از آزمون های بالینی اعلام کرده این دو متهم از 95 درصد سلامت روانی برخوردارند! در حالی که به نظر می رسد  افرادی با این گونه جرایم خشونت آمیز که از ارتکاب آن احساس رضایتمندی نیز می کنند، منطقا باید دچار اختلالات روانی شدید باشند". وی اضافه کرد:" شاید بتوان گفت از دیگر عوامل بروز چنین اتفاقاتی، فقر فرهنگی است که باعث این جنایت شده است، چرا که متهم مردِ پرونده به دلیل آنکه خود را مجری قانون می دانسته، مرتکب رفتارهای غیر متعارف و غیرانسانی شده و همین باعث شده در ارتباط با خانواده اش هم رفتاری دوگانه داشته باشد؛ بنابراین، وقتی اعضای خانواده مرتکب اشتباه می شوند پدر به این نتیجه می رسد که باید پسر را از بین ببرد؛ زیرا باعث هتک آبرویش شده است؛ بنابراین دست به خشونت خانوادگی زده و خود را محق می داند که اعضای خانواده را از بین ببرد؛ لذا در این اتفاق، متهم خود را محق می دانسته که صرفا برای حفظ آبرو، قتل ها را رقم زده و خودش این افراد را به نحوی به سزای مجازاتشان برساند". دکتر نصیری خاطر نشان کرد:" این گونه قتل ها و خشونت های خانوادگی، زنگ خطری جدی است که باید مسئولان برای پیشگیری چنین جرایم هولناکی اقدامات مناسبی انجام دهند، ولیکن سوال اینجاست که این دست از اتفاقات چه پیامی برای جامعه دارد؟ پیامدها و تبعات آن چیست؟ و چگونه می توانیم علل و عوامل این اتفاقات را به لحاظ روان شناختی ریشه یابی کنیم؟"

در ادامه این وبینار هریک از سخنرانان به ارائه دیدگاه ها و نقطه نظرات خود پرداختند که در ادامه به طور مختصر بخش هایی از بیانات ایشان مرقوم می گردد.

خانم دکتر آهنگر، پژوهشگر مسایل اجتماعی، این مساله را از منظر تغییرات اجتماعی موثر بر قتل خانواده خرمدین مورد واکاوی قرار داد و شکاف عمیق نسلی و افزایش تفاوت در سبک زندگی والدین و فرزندان، و فردگرایی اعضای خانواده را از جمله مشکلات خانواده های امروزی دانست. ایشان قتل بابک خرمدین را بیانگر وجود  نظام مردسالاری در جامعه قلمداد و خاطر نشان کرد:" به نظر می رسد تجربه زیسته پدر بابک و سابقه  اشتغال شان در یک سیستم نظامی، باعث شده تا او یک بتدریج پدری مستبد و دیکتاتور باشد." مدیر بخش مطالعات شهری و منطقه ای موسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران به تغییرات سبک زندگی و تعریف خانواده ذیل انواع مختلفِ هم باشی، ازدواج سفید، تک سرپرست پرداخت و از جمله عوامل آسیب زا به نهاد خانواده را این گونه برشمرد: " فقدان فرهنگ گفتگو و رفع اختلالات، نهادینه شدن برخی عادت و افکار منسوخ در خانواده، افزایش فرزندانی که در سنین تجرد قطعی به سر می برند؛ ازدواج هایی که منجر به طلاق شده و فرزندان به خانه و نزد والدین بازمی گردند(5/27 درصد)؛ فقدان تجربه و فرهنگ زیستی و کافی هم باشی اعضایِ خانواده؛ و عدم ارائه آموزه های لازم به خانواده ها  در این خصوص و این که والدین تجربه و مهارت همزیستی در دوران میانسالی فرزندان با والدین شان را ندارند. در کنار همه این عوامل، افزایش روحیه تعصب و تمرد در والدین و فرزندان به دلیل کمرنگ شدن آموزه های اخلاقی و هنجارهای دینی در خانواده، انقلاب جنسی و تضاد آن با بسترهای فرهنگی، اجتماعی جامعه از جمله عواملی هستند که منجر به وقوع چنین اتفاق هایی در جامعه می گردد."

سخنران بعدی این وبینار دکتر صفاری نیا، استاد روان شناسی دانشگاه پیام نور و رئیس انجمن روانشناسی اجتماعی ایران بود؛ وی در ابتدا دلایل خشونت خانگی را در بستر سه روند تاریخی، فرهنگی و اجتماعی طبقه بندی کرد.  ایشان خانواده کشی را قتلی قلمداد کرد که یک نفر، چند نفر از اعضای خانوادۀ خود را از بین می برد و در نهایت منجر به خودکشی می شود و اگر پدر کشته شود "پاراساید"  یا پدرکشی خوانده می شود. وی افزود:" در این دست قتل ها کسی که دیگران را می کشد، به دیگران علاقه هم دارد وبه رغم نوعدوستی و ژن مشترک، دست به این اقدام می زند." ایشان در ادامه مهمترین دلایل قتل های خانوادگی در امریکا رامشکلات ارتباطی و جدایی، مشکلات مالی، مصرف بیش از حد الکل، استفاده از سلاح گرم، احساس طردشدگی، خشم نارسستیک دانست. دکتر صفاری نیا به تاریخچه ای از قتل های خانوادگی در ایران اشاره کرد و ادامه داد:" اولین قاتل سریالی در ایران فردی به نام اصغر بروجردی متولد 1272 و متهم به تجاوز به 25 کودک بوده است". استاد روانشناسی دانشگاه پیام نور قتل بابک خرمدین را قدری متفاوت تر از سایر قتل ها دانست و بیان کرد:" به دلیل آن که وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده مناسب بوده و در محله خوبی هم زندگی می کردند وجود مشکلات اقتصادی و عواملی از این دست مطرح نبوده است." وی به  اختلال شخصیت ضد اجتماعی "بوردرلاین" اشاره کرد که در این تیپ شخصیتی، قاتل از انجام قتل هیچ گونه احساس گناهی ندشته، و لذا می بینیم که پدر بابک خرمدین که به نظر دارای شخصیت خودشیفته باشد، وظیفه خود را اجرای عدالت هم می دانسته است. "  رئیس انجمن روان شناسی اجتماعی ایران در این پرونده ویژگی های اعضای خانواده را به لحاظ روان شناختی این گونه بیان کرد:" در این خانواده، با پسر به عنوان فردی درون گرا، مضطرب، وحشت زد، ترسو و با پدری مستبد، دیکتاتور، حق طلب،  خشن، سرد و فاقدِ عاطفه مهرورزی و خودشیفته، و با مادری رنج کشیده، ضعیف، وابسته، مطیع، با تجربه زیسته زندگی در شرایط نابرابری جنسی مواجه هستیم و لذا این خانواده به لحاظ روان شناختی نیاز به ساعت ها مطالعه و بررسی دارد؛ چرا که اختلالات شخصیتی و خودشیفتگی می تواند علل و عوامل متفاوتی داشته باشد؛ از جمله اینکه همراه با خشونت باشد، یا به دلیل افسردگی، عوامل ارثی، یا به دلیل ناکامی و عدم پیش بینی رویدادها و کنترل ناپذیر بودن آنها باشد." دکتر صفاری نیا با اشاره به کاهش استانداردهای سلامت اجتماعی در جامعه در بعد اجتماعی خاطرنشان کرد:" ما شاهد بیکاری، عدم موفقیت، بی عدالتی، مشکلات اقتصادی، فقدان ارزش های اخلاقی، فقدان مهارت های اجتماعی، عدم شایسته سالاری، طلاق عاطفی، کاهش تاب آوری اجتماعی، رواج تک گویی در خانواده ها و... در جامعه هستیم." ایشان در پایان راهکارهایی را نیز ارائه و  نقش مهم خدمات سلامت و مشاوره در محله ها را یادآوری کرده، و بر ضرورت رفع نقص هایی که در نظام حقوقی و قانونی وجود دارد  و لزوم آموزش قضات تاکید کرد.

گزارش خبری وبینار بررسی علل و عوامل جامعه شناختی و روانشناختی افزایش خشونت های خانگی(با مروری بر قتل

پژوهشکده مطالعات اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با مشارکت مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران وبیناری تحت عنوان، «بررسی علل و عوامل جامعه شناختی و روانشناختی افزایش خشونت های خانگی(با مروری بر قتل بابک خرمدین)» با حضور دکتر اعظم آهنگر سله بنی (جامعه شناس مسایل اجتماعی و مدیر بخش مطالعات شهری و منطقه ای موسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران) و دکترمجید صفاری نیا (استاد روان شناسی دانشگاه پیام نور و رئیس انجمن روانشناسی اجتماعی ایران)، در روز دوشنبه۲4 خردادماه ۱۴۰۰ برگزار کرد. در ادامه، گزارش اجمالی این وبینار از نظرگاهتان خواهد گذشت.

در این نشست دکتر بهاره نصیری دبیر علمی نشست، مروری بر قتل بابک خرمدین داشت و گفت: "با توجه به  سطح خشونت اعمال شده جای تعجب است که پزشکی قانونی وضعیت متهمان را در زمان ارتکاب جرم بررسی و بعد از آزمون های بالینی اعلام کرده این دو متهم از 95 درصد سلامت روانی برخوردارند! در حالی که به نظر می رسد  افرادی با این گونه جرایم خشونت آمیز که از ارتکاب آن احساس رضایتمندی نیز می کنند، منطقا باید دچار اختلالات روانی شدید باشند". وی اضافه کرد:" شاید بتوان گفت از دیگر عوامل بروز چنین اتفاقاتی، فقر فرهنگی است که باعث این جنایت شده است، چرا که متهم مردِ پرونده به دلیل آنکه خود را مجری قانون می دانسته، مرتکب رفتارهای غیر متعارف و غیرانسانی شده و همین باعث شده در ارتباط با خانواده اش هم رفتاری دوگانه داشته باشد؛ بنابراین، وقتی اعضای خانواده مرتکب اشتباه می شوند پدر به این نتیجه می رسد که باید پسر را از بین ببرد؛ زیرا باعث هتک آبرویش شده است؛ بنابراین دست به خشونت خانوادگی زده و خود را محق می داند که اعضای خانواده را از بین ببرد؛ لذا در این اتفاق، متهم خود را محق می دانسته که صرفا برای حفظ آبرو، قتل ها را رقم زده و خودش این افراد را به نحوی به سزای مجازاتشان برساند". دکتر نصیری خاطر نشان کرد:" این گونه قتل ها و خشونت های خانوادگی، زنگ خطری جدی است که باید مسئولان برای پیشگیری چنین جرایم هولناکی اقدامات مناسبی انجام دهند، ولیکن سوال اینجاست که این دست از اتفاقات چه پیامی برای جامعه دارد؟ پیامدها و تبعات آن چیست؟ و چگونه می توانیم علل و عوامل این اتفاقات را به لحاظ روان شناختی ریشه یابی کنیم؟"

در ادامه این وبینار هریک از سخنرانان به ارائه دیدگاه ها و نقطه نظرات خود پرداختند که در ادامه به طور مختصر بخش هایی از بیانات ایشان مرقوم می گردد.

خانم دکتر آهنگر، پژوهشگر مسایل اجتماعی، این مساله را از منظر تغییرات اجتماعی موثر بر قتل خانواده خرمدین مورد واکاوی قرار داد و شکاف عمیق نسلی و افزایش تفاوت در سبک زندگی والدین و فرزندان، و فردگرایی اعضای خانواده را از جمله مشکلات خانواده های امروزی دانست. ایشان قتل بابک خرمدین را بیانگر وجود  نظام مردسالاری در جامعه قلمداد و خاطر نشان کرد:" به نظر می رسد تجربه زیسته پدر بابک و سابقه  اشتغال شان در یک سیستم نظامی، باعث شده تا او یک بتدریج پدری مستبد و دیکتاتور باشد." مدیر بخش مطالعات شهری و منطقه ای موسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران به تغییرات سبک زندگی و تعریف خانواده ذیل انواع مختلفِ هم باشی، ازدواج سفید، تک سرپرست پرداخت و از جمله عوامل آسیب زا به نهاد خانواده را این گونه برشمرد: " فقدان فرهنگ گفتگو و رفع اختلالات، نهادینه شدن برخی عادت و افکار منسوخ در خانواده، افزایش فرزندانی که در سنین تجرد قطعی به سر می برند؛ ازدواج هایی که منجر به طلاق شده و فرزندان به خانه و نزد والدین بازمی گردند(5/27 درصد)؛ فقدان تجربه و فرهنگ زیستی و کافی هم باشی اعضایِ خانواده؛ و عدم ارائه آموزه های لازم به خانواده ها  در این خصوص و این که والدین تجربه و مهارت همزیستی در دوران میانسالی فرزندان با والدین شان را ندارند. در کنار همه این عوامل، افزایش روحیه تعصب و تمرد در والدین و فرزندان به دلیل کمرنگ شدن آموزه های اخلاقی و هنجارهای دینی در خانواده، انقلاب جنسی و تضاد آن با بسترهای فرهنگی، اجتماعی جامعه از جمله عواملی هستند که منجر به وقوع چنین اتفاق هایی در جامعه می گردد."

سخنران بعدی این وبینار دکتر صفاری نیا، استاد روان شناسی دانشگاه پیام نور و رئیس انجمن روانشناسی اجتماعی ایران بود؛ وی در ابتدا دلایل خشونت خانگی را در بستر سه روند تاریخی، فرهنگی و اجتماعی طبقه بندی کرد.  ایشان خانواده کشی را قتلی قلمداد کرد که یک نفر، چند نفر از اعضای خانوادۀ خود را از بین می برد و در نهایت منجر به خودکشی می شود و اگر پدر کشته شود "پاراساید"  یا پدرکشی خوانده می شود. وی افزود:" در این دست قتل ها کسی که دیگران را می کشد، به دیگران علاقه هم دارد وبه رغم نوعدوستی و ژن مشترک، دست به این اقدام می زند." ایشان در ادامه مهمترین دلایل قتل های خانوادگی در امریکا رامشکلات ارتباطی و جدایی، مشکلات مالی، مصرف بیش از حد الکل، استفاده از سلاح گرم، احساس طردشدگی، خشم نارسستیک دانست. دکتر صفاری نیا به تاریخچه ای از قتل های خانوادگی در ایران اشاره کرد و ادامه داد:" اولین قاتل سریالی در ایران فردی به نام اصغر بروجردی متولد 1272 و متهم به تجاوز به 25 کودک بوده است". استاد روانشناسی دانشگاه پیام نور قتل بابک خرمدین را قدری متفاوت تر از سایر قتل ها دانست و بیان کرد:" به دلیل آن که وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده مناسب بوده و در محله خوبی هم زندگی می کردند وجود مشکلات اقتصادی و عواملی از این دست مطرح نبوده است." وی به  اختلال شخصیت ضد اجتماعی "بوردرلاین" اشاره کرد که در این تیپ شخصیتی، قاتل از انجام قتل هیچ گونه احساس گناهی ندشته، و لذا می بینیم که پدر بابک خرمدین که به نظر دارای شخصیت خودشیفته باشد، وظیفه خود را اجرای عدالت هم می دانسته است. "  رئیس انجمن روان شناسی اجتماعی ایران در این پرونده ویژگی های اعضای خانواده را به لحاظ روان شناختی این گونه بیان کرد:" در این خانواده، با پسر به عنوان فردی درون گرا، مضطرب، وحشت زد، ترسو و با پدری مستبد، دیکتاتور، حق طلب،  خشن، سرد و فاقدِ عاطفه مهرورزی و خودشیفته، و با مادری رنج کشیده، ضعیف، وابسته، مطیع، با تجربه زیسته زندگی در شرایط نابرابری جنسی مواجه هستیم و لذا این خانواده به لحاظ روان شناختی نیاز به ساعت ها مطالعه و بررسی دارد؛ چرا که اختلالات شخصیتی و خودشیفتگی می تواند علل و عوامل متفاوتی داشته باشد؛ از جمله اینکه همراه با خشونت باشد، یا به دلیل افسردگی، عوامل ارثی، یا به دلیل ناکامی و عدم پیش بینی رویدادها و کنترل ناپذیر بودن آنها باشد." دکتر صفاری نیا با اشاره به کاهش استانداردهای سلامت اجتماعی در جامعه در بعد اجتماعی خاطرنشان کرد:" ما شاهد بیکاری، عدم موفقیت، بی عدالتی، مشکلات اقتصادی، فقدان ارزش های اخلاقی، فقدان مهارت های اجتماعی، عدم شایسته سالاری، طلاق عاطفی، کاهش تاب آوری اجتماعی، رواج تک گویی در خانواده ها و... در جامعه هستیم." ایشان در پایان راهکارهایی را نیز ارائه و  نقش مهم خدمات سلامت و مشاوره در محله ها را یادآوری کرده، و بر ضرورت رفع نقص هایی که در نظام حقوقی و قانونی وجود دارد  و لزوم آموزش قضات تاکید کرد.

گزارش خبری وبینار " سناریوهای تغییر سبک زندگی خانواده با نقش آفرینی فناوری های نوین ارتباطی"

 

مرکز مطالعات و تحقیقات زنان با همکاری پژوهشکده مطالعات اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی وبیناری تحت عنوان، «سناریوهای تغییر در سبک زندگی خانواده با نقش آفرینی فناوری های نوین ارتباطی» برگزار کرد. در این نشست مجازی، خانم دکتر بهاره نصیری، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و خانم دکتر آمنه بختیاری، دکتری جامعه شناسی فرهنگی و کارشناس این پژوهشگاه در روز شنبه۲۲ خردادماه ۱۴۰۰ ساعت ۱۱ الی ۱۳:۳۰نتایج پژوهش خود را ارائه کردند. خلاصه ای از آنچه در این نشست مطرح شد بدین شرح است:

در ابتدا دکتر محمد مهدی فتوره چی که دبیری این وبینار را بر عهده داشت گفت : " سبک زندگی، مفهوم تازه ای نبوده ولیکن مفهوم پردازی آن جدید است". وی اضافه کرد :" آدلر(روان درمانگر اتریشی، برای اولین بار ازمفهوم life style استفاده کرد و بیشتر بر جنبه های رفتارشناسی و شخصیت شناسی افراد توجه داشته است." مدیر گروه رسانه های نوین و خانواده مرکز مطالعات و تحقیقات اجتماعی افزود" انتخاب های ما نشانگر سبک زندگی ماست و امروزه فناوری های نوین ارتباطی بخش جدائی ناپذیر زندگی انسان هزاره سوم تلقی می شود." وی  خاطر نشان کرد :" برخی از مهم ترین نظریه پردازانی همچون تافلر، زیمل، بوردیو، گیدنز و ....به تاثیرات فاوا بر سبک زندگی اشاره کرده و تحقیقات زیادی هم گواهی می دهد که این فناوری ها علاوه بر سبک زندگی، نظام ارزشی و جهان بینی انسا ن ها را نیز تحت تاثیر عمیق قرار داده است." فتوره چی خاطر نشان کرد :" فناوری های نوین ارتباطی امروزه بر نحوه گذران اوقات فراغت، نگرش به ازدواج، اعتقادات، نوع پوشش و ... و تمامی ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ارتباطی انسان ها تاثیری شگرف داشته است؛ بویژه در دوران پاندمی کرونا و شیوع این ویروس منحوس، بواسطه بهره گیری گسترده آحاد مردم از اینترنت و شبکه های اجتماعی ما شاهد پیدایش  سبک زندگی کرونایی هستیم که فناوری های نوین ارتباطی درایجاد چنین شیوه ای از زندگی نقش ممتاز و بی بدیل داشته است."

در ادامه این وبینار هریک از سخنرانان بخشی از گزارش مطالعه و تحقیق مشترک شان را ارائه کردند که در ادامه به طور مختصر فرازهایی از بیانات ایشان مرقوم می گردد.

تحولات شگرف خانواده بیش از هر چیز سبب شده است تا سبک زندگی، از امری ناخودآگاه و کمتر انعکاس یافته به موضوعی مهم برای بحث و تأمل تبدیل شود. این واقعیت که در نتیجه گسترش رسانه‌ها و فناوری ارتباطی سبک زندگی جدیدی شکل گرفته است بیش از هر چیز دیگری برای شناخت مسائل خانواده در جهان امروز و ایران معاصر اهمیت دارد. دیجیتالی شدن به سبک ایرانی و در چارچوب بستر فرهنگ معاصر ایران در آینده ویژگی های خاص خود را خواهد داشت که ممکن است چالش های فردی، اجتماعی، کارکردی و ساختاری، احساسی، عاطفی و زیبایی شناسی را به وجود آورد. بر این اساس، نادیده انگاشتن اهمیت تغییرات تکنولوژیکی، فرهنگی در جامعه و سبک های زندگی منبعث از آن، ممکن است به از دست رفتن فرصت ها و پیش بینی ناپذیری تهدیدها منجر شود.

خانم دکتر بختیاری در ابتدای بیاناتشان خاطر نشان کردند که گزارش شان برگرفته از طرح پژوهشی  است که با هدف شناسایی و مطالعه مولفه ها و شاخص های تغییرات در سبک زندگی خانواده با رویکرد ورود فناوری  های نوین ارتباطی در شهر تهران (مطالعه موردی دو منطقه 1و15 شهر تهران) انجام گرفته است. ایشان در ادامه به تبیین اصطلاح سبک زندگی پرداخت  و اینکه  سبک زندگی مفهومی است که با انتخابی شدن زندگی روزمره در اشکال مختلف معنا می‌یابد. برخلاف جوامع سنتی، در جامعة معاصر به واسطة اهمیت خود و مسئولیت شخصی و ظهور جامعة مصر‌فی در زندگی، قدرت انتخاب نیز بیشتر شده است. ایشان به مروری اجمالی به اهداف پژوهش، مطالعات داخلی و خارجی انجام شده در این حوزه داشت،  همچنین نظریه های مورد استفاده در پژوهش که شامل: نظریه راینی و ولمن، نظریه آصف بیات، نظریه پی یر بوردیو، نظریه الوین تافلر و...  است. همچنین به بحث پیرامون جامعه ایرانی و تحولاتی چون جهانی شدن، چند فرهنگی شدن، مجازی شدن، رسانه‌ای شدن و نفوذ بیشتر فرهنگ عامه‌پسند پرداخت.

خانم دکتر بهاره نصیری، سخنران بعدی و مجری این پژوهش هم در ادامه  افزود: "روش تحقیق با توجه به ماهیت این مطالعه روش ترکیبی متوالی(کیفی(آینده پژوهی)- کمی(توصیفی- پیمایشی)) بوده و جامعه آماری در مرحله اول شامل 29 نفر از اساتید خبره و متخصص در زمینه موضوع پژوهش با نمونه گیری غیر احتمالی از نوع هدفمند و ابزار گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بهره گرفته شده است؛ همچنین جامعه آماری در مرحله دوم پژوهش نیز شامل شهروندان بالای 18 سال در مناطق 1و 15 شهر تهران (ساکن در شهر تهران) بوده که در سال 1398 با استفاده از روش نمونه¬گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بوده است". این کارشناس جامعه شناسی فرهنگی بیان داشت:" به دلیل گستردگی جمعیتی شهر تهران و تنوع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که ساکنان مناطق مختلف دارند، بررسی و مقایسه کلیه ی مناطق 22 گانه با پیچیدگی همراه بوده است، لذا مناطق 1و 15 به دلیل حائز بودن شرایط تنوع فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به عنوان نماینده مناطق 22 گانه شهر تهران، جهت مطالعه مقایسه ای(هدف شماره 5 پژوهش)، انتخاب و مورد پژوهش قرار گرفته اند.

ایشان در ادامه افزودند: بی‌تردید یکی از مهم‌ترین پیشران‌های زندگی بشر امروز در نگاه به آینده و یکی از مسائل اثرگذار در نحوه زیست و رفاه به ویژه در جوامع در حال توسعه و صنعتی، «فناوری» است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در زندگی با آن‌ها مواجه می‌شود. در روند مذکور مشاهده گردید که تغییر و تحول در شاخص هایی همچون الگوهای همسرگزینی، انواع خانواده، سبک زندگی خانواده دیجیتال معاصر، والدگری رسانه ای، کسب درآمد، مصرف، اوقات فراغت رسانه ای و خانگی شدن آن، روحیه فردگرایی در گذران اوقات فراغت رسانه ای، توجه به ارتقای سطح سواد رسانه ای اعضای خانواده، مدیریت مصرف رسانه ای در خانواده و ... تحت تاثیر فناوری نوین ارتباطی، بیانگر شرایط زیستی نوین در انسان معاصر در نتیجه سلطۀ نشانه‌ها، تصاویر و بازنموده‌های دنیای رسانه‌ای بوده است.  نتایج نشان دهنده 6 مضمون اصلی شامل: دوره های ارتباطی در ایران، مواجهه با تکنولوژی ارتباطی در ایران، روابط و مناسبات درون خانواده، پیکره بندی نوین خانواده، تعامل خانواده با رسانه و همسریابی است که بر اساس الویت و اهمیت آنها از دیدگاه خبرگان،4 سناریوی خانواده التقاطی رسانه ای، خانواده پایدار رسانه ای، خانواده ناپایدار رسانه ای و خانواده آشفته رسانه ای تدوین گردیده است. وی اضافه کرد: ویژگی های مشترک سناریوها از دیدگاه خبرگان استخراج و مورد سنجش آماری قرار گرفته و بدین ترتیب ویژگی های اصلی هر سناریو تدوین گردیده است. این پژوهشگر خانواده و سواد رسانه ای در خاتمه گفت:" در بخش دوم پژوهش، مقایسه دیدگاه خبرگان و شهروندان به این جمع بندی دست یافتیم که خبرگان به سناریو2(خانواده  پایدار رسانه ای) و شهروندان در منطقه 1 به سناریو1(خانواده التقاطی رسانه ای) و منطقه 15 به سناریو4(خانواده آشفته ) تاکید کرده اند."

نامه گروه محیط زیست و حقوق انجمن ترویج فرهنگ مسئولیت اجتماعی خطاب به نامزدان ریاست جمهوری

به نام خداوند خالق پاکی ها

امام صادق علیه السّلام

لا تَطيبُ السُكني إلّا بِثَلاثٍ: الهَواءِ الطَّيِّبِ وَ الماءِ الغَزيرِ العَذبِ و الأرضِ الخَوّارَةِ

امام صادق (ع):  زندگی طیب جز با سه چیز فراهم نمی­شود: هوای پاک، آب فراوان و گوارا، و زمین نرم

 نامزدان محترم مقام عالی ریاست جمهوری اسلامی ایران

 با سلام و تحیت

 در این برهه زمانی که در آستانه انتخاباتی مهم  و سرنوشت ساز قرار داریم، حسب حقوق و وظیفه اجتماعی و محیط زیستی خود نکاتی چند را به استماع شما نامزدهای ریاست جمهوری می‌رسانیم.

 بی تردید مستحضرید که وظیفه نهادی مقام عالی ریاست جمهوری اجرای قانون اساسی کشورمان می باشد، که در آن علاوه بر توجه به امور مهم دیگر، در اصول ۴۵، ۴۸ و ۵۰  قانون اساسی مترقی نظام جمهوری اسلامی ایران توجه به حفاظت محیط زیست مورد تاکید قرار گرفته است. چنین توجهی برگرفته از تعالیم و آموزه‌های دین مبین اسلام و شریعت ما بوده که محیط زیست را ودیعه ای الهی دانسته و حق و وظیفه بهره‌برداری پایدار آن به انسان به عنوان خلیفه الله واگذار شده است.

 مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام و فعالان محیط زیست در هفته منابع طبیعی اسفند ماه ۱۳۹۳ هنگام ترسیم خط مشی کلان کشور، عزم جدی نظام را در احترام به محیط زیست بیان فرمودند و این تلاش را فراتر از این دولت و آن دولت و با افق فراهم ساختن محیط زیست مطلوب برای آحاد مردم دانستند و در باره حفاظت منابع ارزشمند خاک نیز فرمودند "فرسایش خاک در کشور بر اثر سهل‌انگاری‌ها و بدعمل‌کردن‌ها و ندانم‌کاری‌ها؛ چیزی نیست که بعد بشود به‌آسانی جبرانش کرد. قضیّه‌ی خاک از قضیّه‌ی آب مهم‌تر است؛ ما مشکل آب هم داریم، مشکل بزرگی هم هست، لکن برای تهیّه‌ی آب راه‌های فراوانی وجود دارد؛ برای تهیّه‌ی خاک حاصلخیز این راه‌ها دیگر وجود ندارد".

 شایان ذکر است  که بهره مندی از محیط زیست مطلوب برای جامعه ایرانی در سند چشم انداز افق ۱۴۰۴ نیز مورد تاکید قرار گرفته است ولذا  تردیدی نیست که نامزدهای محترم انتخابات آتی ریاست جمهوری با توجه به مطالبات انباشت شده و متعدد مردم، شرایط حاد اقتصادی و امور معیشتی کنونی جامعه، در صورت انتخاب شدن بدرستی بخش اعظم برنامه های کاری خود را درهم سویی با اصلی‌ترین اولویت‌های حال حاضر به مانع زدایی از کارآفرینی و تسهیل تولید، به توسعه متوازن و رفع مشکلات معیشتی و اقتصادی ملت عزیزمان معطوف خواهند داشت و لذا انتظار می­رود، توسعه مد نظر، گنجینه بی‌جایگزین محیط زیست شکننده و بسیار آسیب‌پذیر کشورمان را که با تهدیدهای متعدد اقلیمی و محیط‌زیستی (آب، فرسایش و شوری خاک، خشکسالی، پایداری کشاورزی و امنیت کمی و کیفی غذایی، تالاب­ها، ریزگردها، کوه‌تراشی، جنگل‌تراشی و ...... و رنج مضاعف از پدیده گرمایش جهانی در منطقه غرب آسیا) روبرو بوده و پیوسته برای بقا و حیات طیبه شهروندان این مرز و بوم دست و پنجه نرم می‌کند، کم اهمیت تلقی نشود؛ زیرا محیط زیست از اصلی‌ترین پایه های توسعه و زادگاه و جایگاه پایدار هر توسعه قدرتمند است و بی‌اهمیت انگاشتن محیط زیست مترادف با توقف توسعه و ناپایداری سرزمین، بخصوص بخش‌های آسیب‌پذیرتر آن برای نسل حاضر، فرزندان ما و نسل­های آتی سرزمین‌ ماست.

 علاوه بر اصول مورد اشاره در قانون اساسی کشورمان، سند چشم انداز افق ۱۴۰۴ و همچنین خط مشی های کلان ترسیم شده مقام معظم رهبری، دو سند دیگر بسیار مهم را نیز رهبر معظم انقلاب ابلاغ فرمودند که توجه ویژه نامزدهای محترم را بدان معطوف می دارد که بطور مستقیم و یا به واسطه، اثرگذاری شگرفی بر محیط زیست و اقلیم کشورمان دارد. نخست سند سیاست های کلی نظام برای اصلاح الگوی مصرف ابلاغی (تیرماه ۱۳۸۹ ) و دوم سند سیاست های کلی نظام برای محیط زیست ابلاغی (آبان ماه ۱۳۹۴)است.

این جمع برحسب حقوق  شهروندی خود که به تصریح در قانون اساسی مورد التفات قرار گرفته و نیز در پی ادای رسالت اجتماعی و  مسئولیت پاسداشت و‌به‌داشت محیط زیست، با خطاب قرار دادن نامزدان محترم، بر آن است که میزان اهتمام آن عزیزان و نیز پای‌بندی‌شان به پایداری طبیعت و سلامت محیط‌زیست کشور را ارزیابی نموده و در راستای سیاست­های تامین کننده نیازهای اقتصادی و معیشتی مردم، با احساس مسئولیت ویژه، بجای دردزدایی کوتاه مدت و توزیع رانت­های متکی به هزینه کرد منابع ملی و طبیعی (مانند توزیع بی برنامه زمین برای کشاورزانی که  این روزها محصولاتشان را چه بسا در مزرعه ای به خاک می­سپارند و یا دردمندانه به ثمن بخس به دلالان سودجو می ­فروشند و نیز واگذاری بی رویه معادنی که با ایجاد هزینه گزاف محیط زیستی برای این سرزمین، محصولات خام را بدون استحصال زنجیره ارزش به کشورهای دیگر می‌فروشند)، مسئولانه به  بازه زمانی طولانی‌تر از چهار و یا هشت‌ساله ریاست جمهوری اندیشیده و از طریق آگاهی رسانی عمومی و کنشگری مثبت به مسئولیت اجتماعی خود عمل کند.

 

لذا خواسته مشخص ما آشنایی و آگاهی از برنامه های هر یک از نامزدان محترم ریاست جمهوری برای عملیاتی نمودن و تحقق سیاست ها و خط مشی های یاد شده در اسناد بالادستی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است که هم تراز مفاد قانون اساسی کشورمان بوده و اجرای آنها نیز از وظائف ریاست محترم جمهور آینده می­باشد که امید است در سخنرانی ها و مناظرات و دیگر برنامه های انتخاباتی هر یک از نامزدان محترم شاهد بیان شفاف و برنامه دقیق آنها باشیم.

به امید حضور شکوهمند در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰

گروه محیط زیست و حقوق

انجمن مجازی ترویج فرهنگ مسئولیت اجتماعی

 

اخلاق مناظراتی، آفات تبلیغات سیاسی و انتظارات  ما

 

محمد مهدی فتوره چی

در کشورهای توسعه یافته و حتی در حال توسعه ای چون کشورمان سبک و عملیات روانی مبارزات کاندیداهای ریاست جمهوری متناسب با ویژگی های فرهنگی، مدرن، متفاوت، حرفه ای و البته اغلب ضداخلاقی شده است که این مهم وظیفه ما را در تعمیق مطالعات مربوطه و افزایش بیداری شما ملت هوشیار دو چندان می کند.

امروز در آستانه ورود به یکی از مهم ترین و حساس ترین مقاطع تاریخی کشور هستیم  و با توجه به نبود چهره های اصلاح طلب مطرح و مستقل مدعی شاید تجربه گر کم چالش ترین رقابت انتخاباتی برای تصاحب پست ریاست جمهوری هم باشیم!  بررسی روند رقابت های کاندیداهای ریاست جمهوری در ادوار گذشته نشان می دهد که برخی از هواداران نامزدهای دومین جایگاه مدیریتی کشور از ابتدا و اغلب در روزهای پایانی مهلت تبلیغات با استفاده از تکنیک تخریب رقیب، درصدد مخدوش کردن مدعیان جدی خود بر می آیند و سعی می کنند به انحای مختلف به بهانه برشمردن نقاط ضعف عملکرد رقیب یا رقبای خود ضمن برجسته کردن خدمات و فعالیت های اجرایی خود با بهره گیری از این تکنیک، افکار عمومی را نسبت به حریفان خود بدبین و منزجر کنند و در همین راستا با همه گیر شدن بهره مندی از فضای مجازی و فرصت های پیش آمده برای سوء استفاده  گسترده از شبکه های اجتماعی و بهره گیری وسیع تر از تکنیک های جنگ روانی، بیم می رود که عرصه رقابت ها را مشوش کنند. بررسی روند تجربه شده در عرصه تبلیغات سیاسی رقابت های ریاست جمهوری در سال های اخیر گواهی می دهد که مناظره های تلویزیونی در سالیان اخیر به نسبت برنامه های تبلیغی و آگاهی بخش دیگر به طور چشمگیری مورد توجه هم وطنانمان قرار گرفته و بدلیل حجم اتهامات مخرب، برچسب زنی ها، بیان نقاط ضعف شخصیتی و عملکردی، افشای رازهای پنهان و ....این برنامه های آگاهی بخشی، چالشی و گاه سرگرم کننده از جایگاه ویژه ای در نزد مخاطبان برخوردار شده است؛ تا جایی که در ادوار گذشته ساعات پخش مناظرات شاهد خلوتی خیابان ها و  حضور قابل توجهی از هم وطنانمان در پای این جعبه جادویی بوده ایم.

مرکز پژوهش و سنجش افکار صداوسیما در گزارشی اشاره کرده است که میزان بیننده اولین مناظره زنده در سطح ملی بیش از 60 درصد در کل کشور بوده است. (آی سینما، 1396). البته استقبال از مناظره های تلویزیونی در همه کشورها بویژه در امریکا و فرانسه هم در سالیان اخیر مورد توجه گسترده طرفداران و حتی مردم عادی ناآشنا با سیاست بوده است و به نظر می رسد عوامل یاد شده از جمله افشاگری های مربوط به حیات خصوصی، سوء استفاده ها از جایگاه و پست های سابق اجرایی کاندیداها بیش از اعلان برنامه های اصلاحی آنان مورد توجه مخاطبان اینگونه مناظرات قرار می گیرد.

براساس آمار منتشر شده توسط موسسه تحقیقات رسانه‌ای نیلسن( Nielsen) آخرین دور مناظرات تلویزیونی نامزدهای دور پیشین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ۷۱ میلیون و پانصد هزار بیننده داشت. و اولین مناظره هیلاری کلینتون دموکرات و دونالد ترامپ جمهوریخواه در جریان رقابت‌های انتخاباتی سال ۲۰۱۶، با ۸۴ میلیون بیننده، رکورد بیشترین مخاطب در بین مناظرات تاریخ انتخابات آمریکا را در اختیار داشت. این رکورد پیش‌تر در دستان جیمی کارتر و رونالد ریگان بود که در مناظره انتخاباتی شان حدود ۸۱ میلیون نفر را به پای تلویزیون آورد(دنیای اقتصاد). بنابر این به نظرمی رسد که مناظرات تلویزیونی کماکان در اکثر کشورها از جمله مهییج ترین و جذاب ترین برنامه های تلویزیونی به شمارمی آید و لذا هر گونه کنش و رفتار سوء و غیر اخلاقی رقبای ریاست جمهوری می تواند اثرات نامطلوبی را بر مخاطبان و بویژه کودکان و نوجوانی که بدنبال الگو گیری از سیاستمداران و رجل های سیاسی هستند در بر داشته باشد. از همین رو سعی خواهد شد ضمن بررسی این موضوع، در این مقال با مروری بر نظریه های مرتبط به چرایی رجوع به تکنیک تخریب رقیب پرداخته و پیش از آن لازم می دانم این گفتار را با تعریفی از اخلاق آغاز کنم تا خوانندگان با درک بهتری از حوزه معنایی این واژه، جان کلامم را فهم کنند.

 در یک تعریف اجمالی و جهان شمول، اخلاق مجموعه ای از قواعد و اصولی است که رفتار درست و غلط ما را تعریف و تعیین می کند(رابینز). ماکیاولی در کتاب شهریارش هدف عمل سیاسی را دستیابی به قدرت می داند و آن را محدود به هیچ حکم اخلاقی نمی شمارد و در نتیجه به کاربردن هر وسیله ای در سیاست را برای پیشبرد اهدف، مجاز دانسته و لذا سیاست را از اخلاق بشدت تفکیک می کند. بر اساس این دیدگاه، رجال سیاسی باید کاملا واقع بین، مادی و مصمم باشند و سخت گیرانه تکالیف دینی، اخلاقی،  و احساسات را نادیده گرفته و جز نیل به هدف به چیز دیگری نیندیشند. به نظر می رسد امروزه در عرصه رقابت های انتخاباتی نه تنها در کشورهای لیبرال دموکرات غربی بلکه در کشور اسلامی هم شاهد رشد و گسترش ماکیاولیسم مذهبی هستیم و بویژه در زمان رقابت های رجل سیاسی گاهی دیده می شود که به نام اسلام و به بهانه عدالت جویی، شفاف سازی، حق جویی، افشای مفاسد و ...دو طرف بویژه در مناظرات سیاسی در زمان انتخابات مرتکب هر عمل غیر اخلاقی می شوند. به نظر می رسد تصاحب پست ریاست جمهوری برای مدعیان جاه طلب و حتی منتخبان جریانات سیاسی به قدری حائز اهمیت است که تخریب رقبا را به انحای مختلف مجاز می شمارند تا به زعم خود اداره امور مملکت در طی یک دوره چهار ساله بدست جمعی از دولتمردان غیر هم سوء و قدرت طلب نیفتد. کنفسیوس معتقد است که ذات قدرت با بی اخلاقی همزاد است و به همان نسبت که انسان به قدرت نزدیک می شود از اخلاقیات دور می شود و تاسف آور و تعجب آور اینجاست که در منازعات و مناظره های کاندیداها، هر دو طرف، دیگری را به بی اخلاقی متهم می کند؛  به عبارتی می توان اذعان کرد که اخلاق مداری با کسب قدرت رابطه معکوس دارد؛ و مطالعات و بررسی های رقابت های مختلف کاندیداها در کشورهای جهان گویای این واقعیت است که هرگونه رقابتی که با هدف جلب آراء صورت گرفته به نوعی به تخریب رقیب یا رقیبانی منجر شده است و شاید از همین روست که چهره های فرهیخته و اهل سلوک همواره از ورود به عرصه های رقابت های سیاسی بشدت پرهیز می کنند و چه بسیار فرهیختگانی که در این عرصه قدرت جویی دچار آفات و مفاسد اخلاقی و هنجارشکنانه شدند و یا در معرض اتهام قرار گرفتند. از آنجایی که اخلاق رابطه مستقیمی با کاهش یا افزایش سرمایه اجتماعی دارد هر نوع کنش و رفتار سوء اخلاقی از سیاستمداران بویژه نامزدهایی که در کسوت استادی دانشگاه به جامعه علمی خدمت می کنند با تبعات و اثرات منفی زیادی همراست و شاید از همین روست که برخی کارشناسان از جمله امام جمعه موقت اصفهان، محمدتقی رهبر با یادآوری سابقه مناظره های ادوار قبل، اخیرا از صدا و سیما خواسته است تا مناظره انتخاباتی میان کاندیداها را برگزار نکند؛ چراکه کاندیداها در برابر چشم جهانیان بشدت یکدیگر را تخریب کرده و موجب سرشکستگی نظام جمهوری اسلامی می شوند(همشهری آنلاین، نقل به مضمون). به نظر می رسد ویژگی های ذاتی تبلیغات سیاسی که با هدف جلب آراء صورت می گیرد در شهروندان تلقی ضد اخلاقی بودن رقابت ها را گریز ناپذیر دانسته و لذا برخی از مخاطبان برای دیدن مناظره های تلویزیونی لحظه شماری می کنند تا از گذر مواجهات رقبا به حقایق پشت پرده صحنه سیاست پی برده و هویت واقعی مدیران عالی کشورشان را بهتر و عمیق تر بشناسند؛ از همین نقطه، اهمیت نقش نظارتی شورای نگهبان بیشتر آشکار می گردد تا با بررسی سوابق کاندیداها از ورود افراد نالایق، فاسد، بی اخلاق و کسانی که پرونده های سنگین تخلفات مادی و معنوی دارند و یا خود عامل و پایبند به شعارهای خود نیستند جلوگیری نماید. در همین ارتباط مردم آگاه و هشیار هم می توانند با مرور سوابق خدمت و فعالیت های اجرایی و ...کاندیداها در صورت وجود صلاحیت های مورد تاکید رهبری همچون مدبر و مجرب بودن، شجاعت، صداقت، دشمن ستیزی، تعهد به اسلام و آرمان های انقلاب و ... میزان رعایت و یا عدم رعایت اصول و هنجارهای اخلاقی در تبلیغات و مناظره هایشان را هم مورد مطالعه و بررسی کافی قرار دهند؛ از جمله میزان الزام ایشان به قوانین، پایبندی به شعارها در رقابت های پیشین، مراعات منابع و حقوق مردم در کنشگرهای سیاسی و اجتماعی، و از همه مهم تر پرهیز از غرور و تکبر و جاه طلبی که عامل مهمی در گرایش به بداخلاقی های انتخاباتی و تخریب رقباست.

در این دوره از انتخاباتی سرنوشت ساز با عدم احراز صلاحیت نامزدهای مطرح  4 طیف اصلاح طلب، اعتدالیون و طیف دولت، اصول گرایان معتدل و میانه رو، و یاران دولت بهار و طیف نزدیک به احمدی نژاد از سوی شورای نگهبان در ظاهر امر، عرصه چالش برانگیز و پر تنشی پیش روی چند نامزد تایید شده نخواهد بود و بسیاری از کارشناسان پیش بینی کرده اند که حجت الاسلام رئیسی با اختلاف آرای بسیاری از رقبای خود پیشی خواهد گرفت و در دوره اول پیروز بلا منازعه میدان انتخابات خواهد گردید، با این حال با نگاهی به  تاریخچه رقابت های ادوار گذشته این احتمال هر زمان وجود دارد که گروه های منفعل و ناامید در پی سیاست و یا طرح و نقشه و تکنیکی از جمله تخریب گسترده نامزدی که در نظرسنجی ها با اختلاف زیادی پیشی گرفته است و زیر سئوال بردن کارنامه مدیریتی اش در پست های اسبق زمینه مطرح شدن یکی از نامزدهای کم حاشیه و مستقل و یا مدعی اصلاح طلبی و حتی مستقل فراهم گردد.

این دوره از انتخابات در عین حساس بودن و قابل پیش بینی بودن نتیجه به نظر می رسد شاهد رقابت و مشارکت مطلوب و حداکثری و بداخلاقی های گسترده ای نباشیم. تردیدی نیست که در روزهای پیش رو موج اعتراضات و مخالفت ها با تصمیم شورای نگهبان فزونی گیرد، تصمیمی که اگر چه  به نسبت تصمیمات ادوار گذشته تا حدی متفاوت و به زعم اصولگرایان تحسین برانگیز بود ولیکن موجب اعتراض و نگرانی برخی از کارشناسان و صاحب نظران احزاب سیاسی شد تا جایی که نامزد رد صلاحیت شده ای از اینکه جمهوریت نظام فدای مصالح آنی شود ابراز نگرانی کرد و از سوی دیگر جناب رئیسی، کاندیدایی که یحتمل خود را بی رقیب جدی می پندارد در یک اقدام اخلاق مدارانه تحسین برانگیز در تلاش برای تائید صلاحیت دو تن از رقبای خود آقایان لاریجانی و جهانگیری برآمد که این مشی اخلاقی فرا جناحی وی قابل تقدیر بوده و یحتمل به افزایش محبوبیت ایشان منجر خواهد شد.

از آنجایی که گاهی فاصله زیاد محبوبیت نامزدهای رقیب، بویژه اگر نامزدی طرح و برنامه و کارنامه قابل قبولی نداشته باشد و یا فاقد شخصیت کاریزماتیک باشد، موجب رواج بد اخلاقی های تخریب گرایانه و متفاوتی می شود لازم است تمامی گروه های مرجع، هدایتگران اجتماعی، اصحاب رسانه و قلم، روسای قبایل و ریش سفیدان، سازمان های مردم نهاد فرهنگی و رسانه ای و نامزدهای تائید شده به طور جدی در زمان تبلیغ به نکات و توصیه های ذیل عنایت داشته باشند تا اگر امکان مشارکت حداکثری فراهم نمی شود شاهد برگزاری انتخاباتی سالم و بدور از بد اخلاقی های متعارف رقابت های ادوار گذشته و هنجار شکنی های اجتماعی باشیم.

  • انتظار است نامزدهای ریاست جمهوری و هواداران شان در همه حال خدا را مد نظر قرار داده و ورود به صحنه رقابت های انتخاباتی را امتحانی الهی بدانند.
  • انتظار است نامزدهای رقیب و اعضای ستادهای مردمی از شیوه های تبلیغی ناروا، اغوا گرانه و غیر واقع بینانه بشدت اهتراز کنند.
  •  انتظار است در این دوره شاهد سوء استفاده از بیت المال و امکانات و تجهیزات دولتی نباشیم.
  • انتظاراست نامزدهای تائید صلاحیت شده و طرفداران شان به طور جدی از تخریب، جنگ روانی و رواج شایعات بی اساس بر ضد رقبای خود در همه حال و از جمله در مناظرات تلویزیونی بپرهیزند.

در خاتمه خاطر نشان می گردد که تمکین به قانون و مصوبات قابل نقد و تامل شورای نگهبان از جمله شاخص های بلوغ سیاسی احزاب و گروه های سیاسی به شمار آمده و مهم ترین رکن مردم سالاری تلقی می شود و لذا  برای حفظ وحدت و انسجام ملی و رفع معضلات عدیده ای که امنیت و سلامت روانی و اجتماعی جامعه در حال گذارمان را تهدید می کند ضمن دعوت نامزدهای عرصه رقابت به رعایت اصول و موازین اخلاقی یاد شده بویژه در مناظرات تلویزیونی، از نامزد پیروز انتخابات هم انتظار داریم با دعوت و بکارگیری رقبای خود، زمینه همگرایی، ایجاد آشتی و همکاری نامزدهای این عرصه سرنوشت ساز را برای نخستین بار در کشور فراهم کند. از مردم فهیم و مسئول کشورم که همواره خواستار رفع تبعیض، برقراری عدالت، ایجاد شفافیت، حاکمیت مردمسالاری و شایسته گزینی، آزادی بیان، آزادی انتخاب و آزادی کنشگری در مطالبات حقّه ی خود هستند انتظار می رود  در این برهه حساس و سرنوشت ساز با هوشیاری و فراست، با یاد خون های پاک شهدا و پافشاری در پی جویی آرمان خواهی آنها، تمامی فعالیت های انتخاباتی نامزدهای احراز صلاحیت شده را به خوبی رصد کرده و ضمن احترام به انتخاب دیگران، تمامی تلاش خود را مصروف به مردمی سازی انتخابات و انتخاب رئیس جمهوری مردمی و پاک و پاسخگو نمایند.

منابع:

 

https://www.hamshahrionline.ir/news/602984

http://icinema.ir/page/7229

https://donya-e-eqtesad.com

https://Wikipedia.org