وجوه تمایز مسئولیت اجتماعی دانشگاه، دانشگاهی و دانشگاهیان
محمد مهدی فتوره چی
مسئولیت اجتماعی فضیلتی اخلاقی و مفهومی پیچیده و چند بعدی است که تا کنون در باب ماهیت و چیستی آن توافق کاملی بین صاحب نظران مربوطه صورت نگرفته است. به عبارت دیگر، مسئولیت اجتماعی نیاز مغفول عصر در حال گذار ما و حلقه ی مفقوده ای است مبتنی بر وظیفه شناسی اخلاق مدارانه در تمامی سطوح.
زمانی که از مسئولیت اجتماعی دانشگاه یا جامعه ی دانشگاهیان سخن گفته می شود با توجه به فقدان ادبیات لازم این پیچیدگی و ماهیت ذو ابعادی بودنش دو چندان می شود تا جایی که هر سازمان دانشگاهی یکی از این مفاهیم و تعبیرات را بدون تامل کافی بکار گرفته و اهدافی را در راستای عنوان مورد نظرشان تعریف کرده اند. تا این زمان، جز مختصر گفتگوهای پراکنده دانشگاهیان و بویژه نقطه نظرات تبینی استاد فرهیخته حوزه ی مطالعات فرهنگی، دکتر نعمت الله فاضلی که در پی مرور منابع علمی صورت گرفته و در برخی گروه های مجازی بویژه در گروه ماد انجمن ترویج فرفنگ مسئولیت اجتماعی تشریح شده، کسی وجوه تمایز بخشی بین این سه مفهوم یا سه عنوان را آشکار نکرده است. لذا در این گفتار تلاش خواهد شد با مرور مباحثی که در گروه ماد و در بخش جمع بندی پنل تحصصی مسئولیت اجتماعی دانشگاهیان در همایشی که ذیل همین نام در دانشگاه علم و فرهنگ بیان گردید وجوه تمایزبخش این سه مفهوم و یا پارادایم فکری اجمالا تشریح شود تا کارشناسان و دغدغه مندان دانشگاهی با درک کافی از تفاوت و تمایزات این سه، اهدافی را برای انجام ماموریت هایی تبیین و تعیین کنند.
مسئولیت اجتماعی دانشگاهی
شاید بسیاری از خوانندگان این گفتار، برای نخستین بار این مفهوم را از نظر گذرانده اند؛ طرفداران این نوع از مسئولیت اجتماعی معتقدند امروزه با گسترش شبه علم در جامعه، دانشگاه ها جایگاه واقعی شان را از دست داده و هاله ای از اندیشه های بنیاد گرانه ی دینی دانشگاه ها را فراگرفته است. آنان بر این عقیده اند که طوفان حوادث خونبار و تحولات سیاسی در جوامع در حال گذار، موجب شکل گیری دانشگاه های بوم شناختی شده و اعتقاد به علم مدرن در جامعه کمرنگ شده است؛ لذا برخی کنشگران دانشگاهی خارج از نهاد دانشگاه در قالب سمن و تشکل های خودجوش مبادرت به ایجاد نهاد های سازمان یافته کرده و بدون وابستگی ارگانیک با دانشگاه بدنبال ایجاد تحولات فرهنگی و اجتماعی و زیست محیطی در جامعه اند. این کارشناسان دغدغه مند بدنبال تحقق اهدافی چون رفع فقر و محرومیت، عدالت جویی، امیدآفرینی، کارآفرینی، توانمند سازی، حفاظت از محیط زیست، تقویت و توسعه جنبش های مدنی، و ...درجامعه اند. کنشگران و طرفداران این نوع از مسئولیت معتقدند نهاد دانشگاه بر آحاد جامعه عمیقا تاثیرگذارند و لذا دانشگاه ها باید بدنبال گشودن افق های جدید بوده و دانشگاهیان نیز باید بدنبال ایجاد باور و امید در جامعه باشند. در نهایت تاکید و تمرکز اصلی این نوع از مسئولیت اجتماعی بر نهاد و نهاد سازی در جامعه است.
مسئولیت اجتماعی دانشگاه
این مفهوم بر خلاف پارادایم اول در سال های اخیر از سوی مدیران دانشگاه ها بیشتر شنیده می شود و حتی دفاتر و حوزه ای هم ذیل این نام در معدود مراکز دانشگاهی کشور ایجاد شده است. این نوع از مسئولیت اجتماعی بر سیستم و نظام تاکید داشته و دارای ابعاد ساختاری و حقوقی است و لذا اهدافش از سوی مدیریت عالی دانشگاه ها صرفا در راستای منافع و مصالح سازمانی تعیین و تشریح می گردد. این دانشگاه ها فاقد استقلال فکری و نهادی مورد تاکید بوردیو بوده، طرفدارانش وفاداری به نظام سیاسی را وجه ی همت خود قرار داده و برای حفظ موقعیت و منزلت سیاسی شان محافظه کاری در پیش می گیرند. طرفداران این نوع از مسئولیت تلاش دارند فاصله ی نهادی خود را با جامعه حفظ کنند و خود را بی چون و چرا در خدمت نظام حکمرانی کشور و ثبات وضع موجود قرار دهند. این افراد دارای رویکردی جامعه شناسی سیاستگذارند و با جامعه شناسی انتقادی و یا مردم مدار(مایکل بوراوی) بیگانه بوده و لذا از ایجاد ارتباط ارگانیک با جامعه بشدت پرهیز می کنند. ایجاد امکانات و تسهیلات برای تربیت نیروی انسانی مطیع ونیز مدیران مورد تایید نظام و یا اعطای سهل گیرانه مدرک تحصیلی به ایشان از جمله ویژگی های چنین دانشگاه هایی است. طرفداران این نوع از مسئولیت اجتماعی، سنت گرایان عزلت نشین اند که توجه چندانی به حل مسائل دانشگاه ندارند و لذا با عنایت به اینکه مسئولیت اجتماعی ماهیتی ایجابی و انتقادی دارد می توان ادعا کرد که امروزه هیچ سازمان دانشگاهی در کشور، مدلی و ترجیحی برای مدیریت مسئولیت اجتماعی ندارند.
مسئولیت اجتماعی دانشگاهیان
این وبلاگ را به منظور انتشار آخرین اطلاعات علمی وپژوهشی, چکیده مقاله, یادداشت ونقد شخصی در حوزه ارتباطات اجتماعی، مدیریت اطلاعات و فرهنگ راه اندازی کردم. پژوهشگر مسائل اجتماعی و ارتباطات و مدرس دانشگاه هستم. تحصیلات خود را در اکول دکترای دانشگاه پل ورلن فرانسه در رشته ارتباطات و اطلاعات به پایان رساندم. موضوع رساله ام گونه شناسی مقایسه ای استفاده ها و رفتار های اعتیاد آمیز کاربران اینترنت ایرانی و فرانسوی بوده است. در حال حاضر مدیر گروه رسانه های نوین و خانواده مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران می باشم.