گفت و گوی ایبنا به بهانه انتشار کتاب "روانشناسی ارتباطات و اقناع"

 

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مفهوم «اقناع» از جمله مفاهیمی است که در حوزه بازاریابی و فروش و نیز حوزه روابط‌عمومی و افکارسازی سیاسی، در سال‌های اخیر به شکل پرتکراری مصرف می‌شود اما چنان که محمدمهدی فتوره‌چی یکی از مترجمان کتاب «روان‌شناسی ارتباطات و اقناع» (در کنار نصرالله قاسم‌پور) بیان می‌کند، کتابی که به شکل آکادمیک به این مقوله بپردازد در زبان فارسی تاکنون کمتر وجود داشته است. فتوره‌چی، مدیر گروه ارتباطات و رسانه موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران است. او در این گفت‌وگو علاوه بر معرفی مقوله روان‌شناسی اقناع، به مقولاتی مانند اعتماد عمومی در روزگار کرونا زده کنونی نیز پرداخته است.
 
ابتدا و برای شروع سخن کمی درباره اهمیت کتاب «روان‌شناسی ارتباطات و اقناع» و نویسندگان آن در آکادمی‌های علوم ارتباطات و روان‌شناسی بگوئید. این متن تا چه میزان متنی کلیدی در این حوزه‌ها محسوب می‌شود؟
این کتاب ترکیبی از تحقیقات انجام گرفته در حوزه ارتباطات اقناعی است که اصالت آن در گردآوری نتایج مطالعات روان‌شناسی، کاربردشناسی و تحلیل گفتمان به منظور بالا بردن سرعت دریافت کسانی است که می‌خواهند پیام را درک کنند، در باره آن اقدامی انجام دهند یا در مقابل آن مقاومت کنند. کلود شابرول، نویسنده مسئول اثر در زمان تحصیلاتش در سوربن، تحقیقات در حوزه روانشناسی ـ علوم اجتماعی، نشانه شناسی رولان بارت را در مدرسه مطالعات عالی اجتماعی  توسعه داد و با مرکز مطالعات ارتباطات همگانی (CECMAS) همکاری داشته است. وی پس از اخذ دکترای دولتی، نامزد استادی روانشناسی اجتماعی در کاین پاریس 10شد و سپس در سال‌های اخیر در سوربن جدید (پاریس 3) به تدریس مشغول شده است. در اغلب کتاب‌ها و مقالاتش، روانشناسی و تحلیل گفتمان به طور نظام‌مندی مورد مطالعه قرار گرفته است. تیم تحقیقاتی او با نشانه‌شناسان و زبان‌شناسان مرکز تحلیل گفتمان پاریس 13 و همچنین روانشناسان ارتباطات پاریس 8 همکاری کرده است. همکار مولفش میرونا رادو هم پس از اتمام تحصیلات در روانشناسی اجتماعی ارتباطات در دانشگاه پاریس 3، سوربن جدید(در دوره دکتری) و علوم سیاسی در مؤسسه مطالعات سیاسی(علوم سیاسی)، به تحقیق در تاثیر ارتباطات اقناعی(تبلیغات، رسانه و گفتمان‌های سیاسی) پرداخته است. وی به عنوان کارشناس عالی آموزش تکمیلی بنگاه ادوانسیا (CCIP)، تحقیقات بینارشته‌ای را گسترش داده و میان روانشناسی ارتباطات و تحلیل گفتمان رابطه تنگاتنگی برقرار کرده است. بنابر این به زعم بنده این کتاب اثری منحصر به فرد در حوزه روانشناسی ارتباطات و اقناع، تحلیل گفتمان، کاربردشناسی و نشانه‌شناسی است و آموزه‌های پایه‌ای و مطلوبی را به علاقمندان ارائه می‌دهد.
 
در ایران مباحث آکادمیک در حوزه روان‌شناسی ارتباطات تا چه حد پیش رفته است. از اساس چه شد که احساس کردید این کتاب باید به فارسی ترجمه شود؟
نگاه میان رشته‌ای به علوم، به ویژه علوم اجتماعی از جمله مهمترین تحولات دو دهه آخر قرن بیستم به شمار می آید. این نگاه نه تنها حوزه‌های همپوشانی را مشخص کرده، بلکه فراتر از آن، امکان نوعی ادغام معنایی و کاربردی در علوم مختلف را به وجود آورده است. در نتیجه این تحول، غنی‌سازی علمی در سطح گسترده‌ای صورت گرفته و راه‌حل­های اساسی برای جریان زندگی ساده‌تر از قبل شده است. لذا با توجه به میان رشته ای بودن این علم و نبود پیشینه‌ای در آموزش و پژوهش در کشور تا امروز منبعی با این نام به رشته تحریر در نیامده و یا ترجمه نشده است و همانطور که جناب دکتر بشیر در مقدمه شان بر این کتاب منابعی را ذکر کرده‌اند اغلب منابع موجود در بازار، ماهیتی آکادمیک نداشته و بیشترشان همچون آداب معاشرت برای همه، ارتباط موثر و .... در حوزه روانشناسی زرد جای گرفته و به منظور پاسخگویی به نیاز افراد غیر دانشگاهی تالیف شده است و لذا با توجه به علاقه شخصی‌ام به دو حوزه روانشناسی و ارتباطات، به شدت علاقمند مطالعه اثری علمی ذیل عنوان روانشناسی ارتباطات بودم و لذا در زمان تحصیلم در فرانسه با مشاهده این اثر و مطالعه دقیق آن و متعاقبا بررسی کتب حوزه روانشناسی در ایران و نبود عنوان مشابهی، به اتفاق دوستی درصدد ترجمه آن بر آمدم که البته بدلیل مشغله‌های حرفه‌ای و نوبت طولانی نشر، چاپ ترجمه اثر با چندین سال توقف منتشر شد.

ادامه مصاحبه در ایبنا

http://www.ibna.ir/fa/longint/290347

سهم و نقش ما و رسانه ها در قتل های ناموسی دختران مام میهن

 

محمد مهدی فتوره چی[1]

بار دیگر سر تیتر اغلب رسانه های داخلی و فارسی زبان خارجی و شبکه های اجتماعی با خبر و تحلیل قتلی ناموسی  و نوپدید سیاهه شد. خبری تلخ و تاسف آور که فهم ابعاد و چگونگی وقوع آن، هر انسان متعهد و مسئولی را آزار می دهد. با تکرار قتل های ناموسی از این دست از جمله زعفران، نازنین، هوژان، زبیده، نازنین، سارا، هاجر، و رومینای نوجوان در گوشه و کنار این سرزمین پهناور و هزارقوم و قبیله که همواره بر تاریخ پر شکوه و غنای فرهنگی اش افتخار کرده است این بار زنگ خطر تهدید سلامت خانواده با صدای بلندتری به گوش می رسد؛ تهدیدی که امروزه در سایه گسترش ابزارهای هوشمند و فناوری های نوین ارتباطی و بویژه شبکه های اجتماعی، فقدان سواد رسانه ای و تربیتی و نبود یا ضعف قوانین حقوقی بیش از هر زمان دیگر کیان خانواده و کودکان و نوجوانان ما را تهدید می کند. بیش از 12 سال از پیشنهاد لایحه حمایت از حقوق کودک و نوجوان می گذرد؛ لایحه ای که در این سال ها بین مجلس و شورای نگهبان، متولیان قانونگذاری کشور در آمد و شدی تامل برانگیز است تا شاید ماده 9 آن که ناظر بر مجازات والدین سهل انگار است به تایید و تصویب آن شورا برسد؛ بلکه تا اندازه ای در عدم تکرار فجایعی چون قتل دختر نوجوان و معصومی چون رومینا در جوامع سنتی بویژه قومی و عشیره ای بازدارنده باشد. علاوه بر اهمالی که در این سال ها از سوی نهادهای قانونگذار کشور در جامعه سنتی و ناموس پرست و بشدت متعصب صورت گرفته است حتما هر یک از ما شهروندان ناظر و اغلب تحلیلگر و بویژه فعالان مدنی در قتل های مرموز و عجیبی از این دست تا اندازه ای سهیم هستیم، قتل هایی که لزوم تجدید نظر در ساختارهای معیوب اجتماعی و فرهنگی و قانونی جامعه مان را با صدای بلند فریاد می زند؛ قتل هایی که حتما با پیگیری و مشارکت آگاهانه و مسئولانه شهروندان بویژه فعالان و حقوق دانان و نیز حامیان حقوق کودکان و نوجوانان و افزایش آگاهی والدین و مربیان پرورشی می توانست به وقوع نپیوندد؛ تا زبان ها و قلم هایی چند روزی در این وانفسای سلامت و امنیت به این مهمِ از یاد برده شده نپردازند؛ موضوع و سوژه ای که سال هاست دست مایه محققان، روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر و  معدودهنرمندان دغدغه مند به انحا و روایت های مختلف از جمله ساخت فیلم "عروس آتش" خسرو سینایی شده است و در این میان هنوز هستند آثار ظاهرا بدبینانه و سیاه نما کننده فرهنگ جامعه ( و یحتمل با پیامی های کمترآموزشی) همچون" خانه پدری" کیانوش عیاری که هنوز اجازه اکران نگرفته است؛ کارگردانی که خبر قتل جانسوز رومینا را امروزه به کنایه، شایعه می شمارد؛ شاید متولیان فرهنگ کشور پیامش را دریابند! وقوع چنین فجایع غم بار و ناگواری بار دیگر تلنگرمان می زند که قلم نوازان به جای تهییج و تحریک احساسات و عواطف افکار عمومی بیشتر در پی تحریک حس مسئولیت اجتماعی مردم باشند تا لوایح خاک گرفته ای از سوی قانونگذاران زودتر به تصویب رسد و جامعه و متولیان تعلیم و تربیت، ردای قانون مداری به تن کنند؛ تا فقها و علمای دینی برای پاسخگویی به برخی مسایل چالش برانگیز امروز خانواده ها به فقه جواهری و پویا روی آورند؛ تا مربیان و معلمان پرورشی در عصر اطلاعات و جامعه شبکه ای آموزه های تربیتی، بویژه مهارت های سواد رسانه ای را از کودکی در نهادهای آموزشی و پرورشی نهادینه کنند؛ تا محاکم قضایی و دادستان و نیروی انتظامی به درخواست دختران بی پناه و در خطر مام میهن وقعی نهند و به گاه نیاز، سرپناه و دادرس شان باشند و تا آن زمان که مادران و پدران این سرزمین دریابند که در جامعه متکثر و متحول در حال گذار و بحران زده رسانه ای و شبکه ای شده، هر گرگ پیر وسواسگرِ خناس و افسونگری می تواند در پوست میشی، دل و دین دخترکان معصوم هویت جوی  خانواده های گرم و سنتی مان را در هر گوشه ای از این خاک غریب برباید و سرنوشت محتوم و فاجعه آمیزی را برای آنان رقم زند.

لینک یادداشت در روزنامه ستاره صبح شنبه دهم خرداد 99

https://www.pishkhan.com/Archive/1399/03/13990310/SetarehSobh831011149711649514851155.pdf

 

 

 


[1] پژوهشگر رسانه، فرهنگ و فضای مجازی(مدیر گروه رسانه و فرهنگ موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران)