محمد مهدی فتوره چی

مهمترین تاثیرات  فناوری های نوین ارتباطی در حوزه فرهنگی کشور، تغییرهنجارهای جامعه و مناسبات و تحول در روابط و هنجارهای اجتماعی است؛ از این منظر در جوامعی که رفتارهایشان بر اساس هنجارهایی تنظیم شده آن هنجارها نقش تعیین کننده ای در مناسبات و روابط­مان داشته و الگوهای عمل را به مردم نشان می دهند؛ البته بسیاری از این هنجارها و آنچه به عنوان سبک زندگی اسلامی یاد می شود اعم از مثبت یا منفی بتدریج تحت تاثیر میزان نفوذ رسانه ها و قدرت روانی گروه های مرجع و محبوب  مردم تغییر خواهد یافت.

 امروزه در عصر اطلاعات و توسعه جامعه شبکه ای و نهادینه شدن فرهنگ استفاده از شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام که  بیشتر مبتنی بر ارسال و نشر تصاویر و کلیپ های کوتاه کنشگران و وبمندان است هر روز به موازات گسترش رفتار و گفتارهای هنجار شکنانه شاخ های اینستاگرامی و بروز رفتار و کردارهای عجیب و تامل برانگیز برخی سلبریتی های محبوب جوانان و ... در این شبکه پر طرفدار هر از گاهی شاهد و ناظر پیدایش سبک جدید و غیر متعارفی از خود اظهاری و کنش های هنجار شکنانه و یا غیر متعارف فرهنگی از سوی برخی  چهره های شناخته شده و موجه از جمله مداحان، مجریان سیما و واعظان کشور هستیم و از همین روست که هر از گاهی زمزمه فیلترینگ این شبکه محبوب جوان ها و حتی میان سال ها به گوش می رسد و به نظر می رسد جامعه در حال تجربه نوعی شوک فرهنگی و به تعبیری نوعی پوست اندازی در عصر گذار به جامعه اطلاعاتی است؛ بگونه ای که هر از گاهی در شبکه های اجتماعی چون اینستاگرام شاهد تغییر و تحولی در بینش، گفتار و کنش اجتماعی برخی چهره های نام آشنا وگروه های مرجع موجه و محبوب می باشیم.

در طی روزهای اخیر به مناسبت سالروز میلاد حضرت معصومه س و روز دختر در اقدامی تامل برانگیز و متهورانه مداح و حماسه سرای خوش الحان دوران جنگ و مدیحه سرای اهل بیت ع غلامعلی کویتی پور[1] فایل و کلیپی را از خود منتشر کرد که در آن با دختر نوجوانی 13 ساله ای به نام پریچهر قطعه آهنگی را به سبک پاپ اجرا کرد که با نقدهای تند و تحسین های بسیاری از سوی شخصیت های سیاسی، مذهبی و هنری و علاقمندان به این نوع موسیقی همراه بود. پیش تر از آن حیاتی، مجری سرشناس اخبارشبکه یک نیز نسبت به صدای یک خواننده لس انجلسی ابراز علاقه کرد که با واکنش شدید مدیران مافوقش مواجه و تهدید به اخراج از سازمان شد و یا تغییر پوشش و رفتار مهناز شیرازی، مجری خبر سیما در پیج اینستاگرامی اش، که موجبات تعجب، و یا سئوال کاربران و هوادارانش شد.... در این گفتار تلاش خواهم کرد در حد بضاعت به این پرسش پاسخ دهم که چه علل و عواملی در این عصر و زمان موجب چنین تغییر رویکرد و بینشی یک باره در بین برخی از چهره های موجه سیما و یا شخصیت های انقلابی شده است؟

برای پاسخ به این سئوال علل و عوامل مختلفی قابل طرح و بررسی اند که از مهم ترین آنها می توان به وجود ساختارهای نامطلوب فرهنگی و اجتماعی و بویژه تربیتی و حیات چند زیسته هم وطنانمان در اثر فرهنگ پذیری در نظام های اجتماعی مختلف رسانه های نوین بویژه ماهواره و شبکه های اجتماعی مجازی و حفظ موقعیت و اعتبار رسمی و اداری افراد به منظور برخورداری از منافع مادی و منزلتی شغل و موقعیتی در مقطعی خاص اشاره کرد. به نظر می رسد از یک سو از بین رفتن رویای جمعی در کشور در اثر گسترش فقر و فساد در جامعه که به کاهش صبوری، خوش بینی و اعتماد آحاد مردم منجر می شود و از سوی دیگر عدم اعتقاد به عملکرد برخی مدیران عالی نظام و فقدان فضای گفتمانی صاحبان اندیشه و خرد در طرح شفاف مسائل و دغدغه های هم وطنان موجب شده تا پرداختن به این مهم به زبان و سبک های دیگر اعتراضی و کنشی از سوی سلبریتی ها و چهره های محبوب و شناخته شده هموارگردد تا بدین طریق فرهنگ گفتاری و رفتاری ایشان در چرخش از رسانه های رسمی و دولتی به رسانه های اجتماعی چون اینستاگرام و ...دستخوش تحول گردد. شواهد و قرائن نشان می دهد که امروزه در پرتو بکارگیری گسترده پیام رسان های محبوب و پر مخاطبی چون اینستاگرام برخی چهره های بازنشسته و یا از یاد رفته که گویا تاریخ مصرف و یا دوران بازنمایی چهره انقلابی و رسانه ای شان به پایان رسیده است در پی یافتن سوژه ای اجتماعی، یا بهانه ای با هدف برساخت هویت دیگری از خود و با عبور از کلیشه های متعارف پذیرفته شده برای جلب هواداران و دوستداران بیشتر در زمانی اند که پیروز شدن در رقابت های مضموم شبکه ای( به هر قیمت و بهاء) که به تعبیر هابرماس موجد فرهنگ بورژوازی است، گویا اولویت اول کنشگری  این افراد است؛ تا جایی که گاهی مبلغان ارزش های دینی و مدیحه سرایانی  با کنش های نوآورانه، سخنان و اظهار نظرهای متهورانه و عجیب و یا نرمشی قهرمانانه به نوعی هنجارهای رسما پذیرفته شده جامعه را به سخره می گیرند تا شاید تحت تاثیر فضای فرهنگی پیرامونی و یا ذهنی خود بیشتر از گذشته از سوی جمعی از هواداران شان حمایت شوند و افراد جدیدی را با خود همراه کنند. افرادی که زمانی در پیشانی رسانه ها قرار داشتند در دوران بازنشستگی و انزوای اجتماعی، بیش از اقشار دیگر در معرض سرخوردگی و فراموشی اند و همین مهم موجب همذات پنداری بیشتر آنان با مردم و شفافیت هر چه بیشتر ایشان در پیام رسان های اجتماعی شده و لذا بی آنکه نگران موقعیت و مقام و جایگاه گذشته و حتی فعلی شان باشند چهره واقعی تر، بی رتوش و گاهی خود خواهانه تری از خود را به نمایش می­گذارند و از همین روست که کارمن فیشن بک بدرستی گفته است:« اینستاگرام آن بخش خود شیفته شخصیت ما را دوست دارد» و یا به جامعه هواداران معرفی می ­نماید و  به تعبیر نگارنده این گفتار « اینستاگرام در رقابت نزدیک بین سلبریتی ها و شاخ های اینستاگرامی، آن بخش نهفته هویت کاربران فعال را بتدریج هویدا می کند».

 آنگونه که پاتر بیان می کند در این عرصه و فضا نگاه زیبایی شناختی بر ابعاد دیگر تولید و بازنشر محتوا غلبه یافته و کنشگران فعالی چون سلبریتی ها و چهره هایی قدیم و جدید رسانه ای که اخیرا به این عرصه روی آورده اند برای رقابت با همتایان و اینفلوئنسرها باید همواره خوش منظر، مدرن و مطلوب مانده و به هماوایی با آنان تظاهر کنند تا پیروان بیشتری را با خود همراه کرده و هویت جدید واقعی تری از خود را آشکار کنند. در واقع گویا اینستاگرام از شخصیت های سالم، موجه و خوداگاه در عرصه رقابتی بی پایان، کنشگری با شخصیتی مستقل و آزاد اندیش و یا حتی نوروتیک و گاهی شخصیتی ناخودآگاه یا سلطه پذیر می سازد.

البته در این میان عوامل مداخله گر دیگری هم در تغییر بینش و رویکرد اینگونه افراد موثر است از جمله وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی، کاهش رفاه اجتماعی و نبود گوش های شنوایی در دولتمردان برای رسیدگی به مطالبات مردم و نیز افزایش شک و تردید در عقاید و آرمان های انقلابی و حتی اعتقادات مذهبی در اثر گسترش افکار لیبرالیستی و نضج شبهات دینی و همچنین وجود تناقض در گفتار و رفتار مسئولان در سالیان اخیر که این روزها در پی دریافت اخبار متعدد مفاسد اقتصادی و اجتماعی سیری شتابان گرفته است.

در واقع، به نظر می رسد ماهیت رسانه تصویر محور و پرمخاطبی چون اینستاگرام و رقابت در برساخت هویت های فراموش شده یا رو به افول برخی از چهره های رسانه ای شده در صدا و سیما و نیز منفک شدن از جایگاه و موقعیت های اشتغال رسمی برخی افراد مشهور در سنوات پایانی خدمت و یا به پایان رسیدن مدت زمان مصرف رسانه ای آنان از جمله عوامل اصلی در بازنمایی های غیر متعارف، غیرمحافظه کارانه یا از نظر برخی منتقدان هنجارشکنانه ایشان است؛ کنش های تامل برانگیزی که به تعبیر یکی کارشناس مطالعات فرهنگی باید سال های قبل انجام می گرفت.

با نگاهی گذرا به علل و عوامل پیدایش چنین سبک های غیر محافظه کارانه، یا غیر متعارف، و از منظری هنجار شکنانه یا متهورانه ی اظهارِ وجودِ چهره های رسانه ای که از آن به نوعی پوست اندازی تدریجی فرهنگی در جامعه در حال گذار یاد شد این سئوال در ذهن نقش می بندد که آیا با گسترش استفاده از شبکه ای چون اینستاتگرام این روند در آینده نزدیک، سیری رو به رشد و تهدید کننده تری خواهد داشت؟ و آیا این پیام رسان محبوب هم وطنان، بویژه جوانان و از کار افتادگان که پیوسته در حال ایجاد توامان نفرت و محبت و نشر حقایق سر به مُهر افراد مشهور و محبوب است در آینده موجد فرهنگ خاص و متفاوت و یا کنش های نامتعارف دیگری در میان جامعه کاربرانش خواهد شد؟

 

 

 

 


[1] کویتی‌پور از مداحان معروف در زمان جنگ ایران و عراق بود. از نوحه‌های معروف آن زمان ایشان می‌توان به «غریبانه»، «چنگ دل» و «دل پریشانم» اشاره کرد. نوحه «عمّه بابایم کجاست» یکی از پر طرفدارترین کارهای اوست که در محبوبیت و معروفیت وی نقش بسزایی داشت. همچنین وی به مناسبت آزادسازی خرمشهر نوحه حماسی معروف «ممد نبودی ببینی» را به یاد محمد جهان آرا خواند. او خود را نه مداح بلکه حماسه خوان می‌داند.