متن مصاحبه ی انجام گرفته با خبرنگار ایرنا

 جناب دکتر فتوره چی ضمن تشکر از وقتی که در اختیار بنده گذاشتید لطفا برای شروع بحث ممکنه تعریفی از خشونت بدهید  و انواع آن را بر شمارید؟

خشونت مفهومي  چند لایه و گسترده دارد و لذا می توان تعاریف مفهومی و کاربردی متعددی برای آن ارائه کرد و از ابعاد مختلف  مورد بررسی قرار داد. بی تردید کارشناسان و صاحب نظران حوزه ی روانشناسی و جامعه شناسی و ...هر یک از منظری می توانند تعریف خاص خود را ارائه دهند و لذا ارائه تعريفي دقيق و جامع برای این واژه مشكل است و مهمترين دليلش هم  باز می گردد به كاربردهاي لغوي، ادبي، اجتماعي، روانشناسی و ... آن.

در رسانه خشونت شامل تمامی صحنه ها و تصاویر مونیتوری(صفحات نمایش خانگی چون تلویزیون  و حتی تبلت و گوشی همراه و سینمایی) و گفتاری و شنیداری در متن داستان و روایتی است که  در قالب رفتارهای پرخاشگرانه، تحميل اراده  نظری به ديگران، پيشبرد هدف و قصدی معقول و نامعقول با توسل به زور، هر نوع گفتار و رفتار غیر متعارف و آزار دهنده، حركت قهر آميز ناشي از اراده­ی خاص و نيز اعمال نيروي فیزیکی به جسم يا بدني براي آزار و آسيب به فرد و یا افرادی تجلی می یابد و  موجب تهییج هیجان، ترس و اضطراب و ..در مخاطب می گردد. خشونت در دو قالب واقعی و ساختگی قابل تقسیم بندی است که در رسانه و در فیلم و سریال ها و یا انیمیشن ها ما بیشتر با خشونت ساختگی و در برخی مستندهای اجتماعی و درگزارش های خبری اشکالی از خشونت واقعی را شاهد هستیم.

به نظر شما فیلم و سریال های تلویزیونی خشونت آمیز آنچنان که روانشناسان می گویند بر مخاطبان تاثیر دارد؟

بر اساس بررسی های انجام گرفته تقریبا تمامی تحقیقات انجام گرفته در خارج و داخل کشور بر تاثیر گذاری برنامه های خشونت آمیز صحه می گذارند؛ بویژه در مورد خشونت های ساختگی بیش از 5000 مطالعه ی میدانی تاثیر گذاری برنامه ها را قطعا به اثبات رساندند  و البته در جوامعی که صحنه های خشونت آمیز در جامعه رواج داشته و هر روزه از سوی شهروندان مواردی از آنها مشاهده می شود تاثیر چنین برنامه هایی بر مخاطبان رسانه بیشتر است. در واقع برای کسانی که خود، پرخاشگر و دارای رفتارهای خشن و نامتعارف می باشند مشاهده ی مضمامین خشن در برنامه های تلویزیونی و ... خود تقویت کننده است. به عبارت دیگر این برنامه ها به این دسته از مخاطبان آموزه های بیشتری را ارائه می دهد تا در مواقع لازم از آنها بهره بگیرند و به رفتار های پرخاشگرانه شان شتاب و قوت بخشند. در همین راستا تحقیق کانکزیک مایکل نشان می دهد که رسانه و برنامه های ساختگی آن همچون فیلم و سریال زمانی می تواند  بیشتر بر مخاطب تاثیر گذار باشد که زمینه ی اجتماعی مناسبی در جامعه برای پرخاشگری و اعمال خشونت از سوی مخاطب فراهم باشد.

با توجه به این مضرات و آسیب ها چرا سیمای جمهوری اسلامی که قرار بوده کارکرد آموزشی اش برجسته تر و به بیان امام خمینی( ره) نقش دانشگاه را ایفاء کند به سمت فیلم و سریال های خشونت بار سوق پیدا کرده است؟

ببینید اولا کارکرد اصلی رسانه های تصویری بویژه تلویزیون و سینما سرگرمی و تفنن  و دیدن و شنیدن صحنه ها و گفتارهایی است که از جذابیت لازم و کافی برخوردار بوده و تا اندازه ای غیر متعارف باشد که اگر غیر از این بود اغلب فیلم وسریال های برای مخاطب جاذبه ای نمی داشت. امروزه شاهد هستیم که  مهم ترین عوامل موفقیت و فروش  فیلم های هالیوودی و یا حتی بالیوودی بعد از معدود  سناریو و فیلم نامه های فاخر اجتماعی و معنی گرا حول محور جلوه های ویژه بصری(توام با صحنه های انفجار و سقوط و درگیری و تعقیب و گریز و ندرتا زیبا شناسانه ی تصویری) و بویژه بهره گیری از صحنه های خشونت بار و پورنوگرافی و سکس است. دراوایل انقلاب اسلامی بدلیل ماهیت ارزشی و اسلامی آن ابتدا فیلم و سریال های دارای چنین مضامین و صحنه هایی، بشدت سانسور و یا از چرخه ی اکران خارج شدند. با گذشت زمان و بیم گرایش مخاطبان به فیلم های ویدیویی غیر مجاز که از طریق  شبکه ی غیر رسمی توزیع می شد و نیز نگرانی از گسترش استفاده از ماهواره و فیلم و سریال های مبتذل آن، رویکردی در سیما حاکم شد که با تولید محصولات فرهنگی و فیلم های خشن(نوعا در ژانر جنگی و رزمی) بتوانند تا حدی نیاز بخش گسترده ای از مخاطبان بویژه نوجوانان و جوان را پاسخ دهند و اینگونه شد که بتدریج شاهد رواج روزافزون فیلم و سریال هایی از این نوع  همچون جکی جان و باز پخش فیلم های بروس لی و ژانر تگزاسی در جامعه شدیم. البته لزوم انعکاس روایت های جنگ هشت ساله نیز مزید بر این علت شد و ذائقه ی مخاطبان چنین خشونتی را در نبود صحنه های جذاب سکسی  و حتی رومانتیک و عاشقانه در اوایل انقلاب می طلبید. البته گفتنی است که بر اساس نظریه تخلیه­ی ارسطو، خشونت ساختگی گاهی کارکرد درمانی هم دارد و موجبات تخلیه ی ظرفیت های پرخاشگرانه­ی مخاطبان می شود؛ نظریه ای که بعدها فروید و کنراد لورنز هم این نظریه را تائید کردند. شاید از همین رو بود که در روم باستان حاکمان ظالم در رقابت های نابرابر و وحشیانه گلادیاتورهای بینوا را به جان هم می انداختند و تماشاگران نیز هر یک به نحوی با آنان هم ذات پنداری می کرده و هیجانات فروخفته ی خود را با غریو شادی تخلیه می کردند. امروزه هم برخی روانشناسان معتقدند که  تجربه­ی خشونت و حتی مشاهده­ی صحنه های خشونت بار موجب تخلیه ی هیجانات کودکان است بویژه در جوامعی که بدلیل کاهش اوقات فراغت و نبود امکانات و زمان کافی برای فعالیت های هوازی، کودکان و نوجوانان بناچار بخش قابل توجهی از اوقات خویش را در مقابل مونیتورها و دیدن فیلم و کلیپ های خشونت آمیز تلویزون و ماهواره و یا امروزه در شبکه های اجتماعی سپری می کنند

با این توصیفات و مطالبی که مطرح کردید پس اینگونه فیلم و سریال های کارکرد آموزشی هم پیدا می کنند! درست فهمیدم؟

بله از منظری انسان ها انگیزه­ی پرخاشگری داشته و بدنبال رها سازی آن به هر نحوی هستند(حتی در رفتارهای جنسی با شریک جنسی و بروز خشونت های نرم و کلامی) طرفداران گنجاندن برخی صحنه های خشن در فیلم و سریال ها معتقدند که با دیدن موقعیت  و صحنه های خشونت بار، مخاطبان، آموزش هایی را هم برای مواجه در چنین موقعیت هایی خواهند دید و اینکه گاهی گریزی نیست به منظور تاثیر هر چه بیشتر تبعات اعمال ناشایست و غیر قانونی، هنرپیشه ی نقش منفی بشدت تنبیه و مجازات فیزیکی شود تا مخاطب دریابد که سرانجام ارتکاب رفتارهای مجرمانه، شدید و عبرت آور است.

به نظر شما آیا با دیدن چند فیلم وسریال هایی مخاطب نوجوان تحت تاثیر قرار خواهد گرفت و یا زمینه و شرایط دیگری باید برای تاثیر گذاری تحقق یابد؟

بی تردید میزان تاثیر صحنه های خشونت بار بسته به تجربه ی قبلی مخاطب، تربیت خانوادگی، ترویج فرهنگ خشونت در جامعه و حتی جنسیت و ...متفاوت است. براساس فرضیه ی خوگیری  در گذر زمان و بلند مدت حساسیت زدایی نظام مندی در مخاطبان تجربه می شود و بر این اساس، گویا برخی رفتارها و بویژه خشونت های کلامی به مرور زمان در کاربران  و در ضمیر ناخودآگاهشان نهادینه می شود و بی تردید این مشاهدات مستمر در نهایت به رفتارهای نامتعارف و خشونت باری منجر شده که ازآن به عنوان تاثیرات  انباشتی یاد می شود. در همین ارتباط فراموش نکرده ایم که  اقدام به خودکشی مریلین مونروی محبوب جوانان  غربی و رسانه ای شدن آن و طرح شایعات و روایت های ساختگی مربوط به  آن موجب افزایش نرخ خودکشی  جوانان در آمریکا و بریتانیا شد. و یا به نمایش در آمدن فیلم 6 قسمتی " مرگ یک دانش آموز" در آلمان و تقلید برخی از نوجوانان از بازآفرینی صحنه ی مرگ وی. این حقایق و تجربیات گویای این  است که بر اساس نظریه یادگیری  تماشای صحنه های خشونت بویژه از سوی افراد طرد شده ی اجتماعی، افسرده و با سابقه ی بزهکاری، در آنان انگیزه و گرایش به تقلید صحنه  های مشاهده شده را ایجاد می کند.

از منظر جنابعالی دیدن صحنه های خشونت آمیز بر کودکان چه تاثیرات روانشناختی خواهد گذاشت؟

از جمله مهم ترین این تاثیرات در کودکان می توان به اختلال در خواب، روان پریشی و پرخاشگری  آنان درتعاملات با خانواده و دوستان و بویژه به هنگام بازی و تفریح اشاره کرد. در اینجا لازم است بین خشونت بازنمایی شده در کارتون و انیمیشن ها و فیلم و سریال ها تفاوت قائل بود، از اینرو که  کودکان بتدریج قادر خواهند بود با افزایش اطلاعات و آگاهی های خود و نیز بواسطه ی روشنگری های والدین و هم جوارانشان  بخوبی قادر به تمییز و درک برنامه های ساختگی انیمیشن از واقعیت شوند، در حالی که در مورد فیلم و سریال ها گاهی حتی بزرگسالان ساده اندیش و بی اطلاع بویژه با پیشرفت فناوری های  دیجیتالی قادر به تمییز صحنه های ساختگی از واقعیت نیستند. از جمله تاثیرات مخرب احتمالی دیگر، الگو برداری کودکان و نوجوانان از شخصیت های منفی و پلید است.   تحقیقات بسیاری( از جمله مطالعات 50 ساله ی محققان دانشگاه میشیگان امریکا) نشان داده است که برخی از بزهکاران نوجوان و جوان و گاهی بزرگسالان با الگو برداری از قهرمان های فیلم و سریال خاصی مبادرت به ارتکاب جرمی شده اند. جاناتان فریدمن(از دانشگاه تورنتو) درپی  مطالعاتی اثبات کرده است که دیدن صحنه های خشونت بار در مخاطبان بویژه کودکان و نوجوانان  سبب بروز خشونت می شود. لازم به ذکر است که گاهی کودکان  از خشونت برای رفع مشکلاتی و یا رسیدن به خواسته های خود و یا گاهی دفاع از خود بهره می گیرند که مستلزم واکاوی بیشتر در فرصت مناسب تری از منظر روانشناختی است.

در پایان اگر دراین ارتباط برای رسیدن به یک خانواده و در نهایت جامعه ی سالم توصیه خاصی به مسئولان و یا والدین دارید بفرمایید؟

از آنجا که بر اساس نتایج برخی تحقیقات آموزش مهارت­های مطلوب اجتماعی در کاهش پرخاشگری وافزایش خودکارآمدی در تعامل با همسالان مؤثر است بنابر این پیشنهاد می کنم که برای کاربردی کردن آموزش مهارت­های مطلوب اجتماعی جهت کاهش پرخاشگری و بهبود خودکارآمدی در تعامل با همسالان کودکان پرخاشگر از سوی مسئولان امر بویژه رسانه ی ملی تمهیدات لازم صورت گیرد.

متاسفانه سیمای جمهوری اسلامی در طی سالیان گذشته جز در برخی شبکه ها و در سطح محدود برای مخاطبان فیلم و سریال های نامناسب و خشن محدودیت سنی را در حاشیه ی آنها درج نمی کرده که  غفلت از این مهم گاهی موجبات تعجب ناظران خارجی می شود و امیدواریم به موازات اقدامات مراقبتی والدین و نظارتی مسئولان در آینده ی نزدیک هیچ فیلم و سریالی بدون درج هشدار رده ی سنی منتشر نشود.

از آنجایی که بسیاری از والدین با انواع نرم افزار ها و بازی های های رایانه ای آشنایی ندارند اغلب در انتخاب و خرید بازی های  مناسب سن فرزند خود دچار سردرگمی می شوند. بویژه آنکه  عدم وجود الگوی مناسب در استفاده از بازي ها، موجب نگرانی آنان می شود. با عنایت به اینکه عدم اطلاع آنها از محتواهای نامناسب این رسانه جدید تعاملی، تأثیرات سوء جسمانی و روانی بازی‌های رایانه‌ای و همچنین استفاده هژمونیک نظام سرمایه‌داری از بازی‌ها  منجر به تاثیرگذاری فرهنگی-اجتماعی است،  نظام ESRA تا حد قابل توجهی زحمت کنکاش و مطالعه ی والدین و ناظران فرهنگی را کم خواهد کرد. در همین راستا به آنان توصیه می کنم با مراجعه به نظام ارزیابی و رده بندی بازی های رایانه ای[1] پیش از خرید و یا توصیه به کسی از مناسب بودن و سالم بودن محتوای بازی های آگاهی کافی پیدا کنند.

و در پایان نیز خاطر نشان می کنم بی تردید اهتمام به افزایش سواد رسانه ای والدین، اولیای تربیتی و خودِ کاربران در بهره مندی و استفاده مناسب و کم ضرر از رسانه ها بشدت ضروی است. ما معتقدیم که تا سن 3 سالگی[2]  و با هدف رشد عاطفی و شناختی کودکان باید آنان را از هر رسانه ای بویژه تصویری دور کرد و در سنین 3 تا 11 سالگی هم باید یک والد و یا فرد مسئولی در زمان استفاده و مشاهد ی کارتون و فیلم  و سریال های کودکانه بویژه خشونت بار برای ارائه ی توضیحات لازم در کنار کودکان خود قرار گیرند تا عنداللزوم درزمان مواجه با صحنه های محیر العقول و سوال برانگیز و هولناک ضمن امنیت بخشیدن، اطلاعات لازم را در اختیار آنان قرار دهند.

 

 

 



[2] اين سن از جمله سنيني است که کودکان ميل زيادي به تقليد رفتار بزرگسالان داشته و يکي از مهم‌ترين سنين در مرحله اجتماعي‌شدن است که کودک، تأثير زيادي از محيط گرفته و رفتارها را دروني مي‌سازد. در حقيقت، سنگ‌بناي شخصيت هر انسان در اين سنين گذاشته مي‌شود. اتفاقاتي که کودک در اين سنين مي‌بيند و تجربه مي‌کند به بسياري از تصاوير ذهني او شکل داده و حتي تعريف او از زيبايي را نيز تحت تأثير قرار مي‌دهد. بسياري از مفاهيم خوب و بد، از طريق تجربه‌هاي ديداري و شنيداري اين دوره کودک، شکل مي‌گيرد. تماشاي بازي‌هايي با محتواهاي آسيب‌زا در اين سن مي‌‌تواند تأثير بسيار جدي و زيادي براي کودک بگذارد.