با آغاز سال  1979 ،جمهوری اسلامی ایران، موجب ایجاد نگرانی جدی در جهان غرب شد :آیاهدف اعلان شده از سوی این رژیم جدید ،صدور انقلاب به منطقه ،  حوزه حیاتی  نیاز های نفتی برای اقتصاد جهانی را بی ثبات نمی کرد؟و بعد از سوء قصد 11سپتامبر 2001، سیاست اتخاذ شده از سوی دستگاه دیپلماسی خارجی آمریکا  اهمیت استراتژیک ایران را باز هم مضاعف کرد و از سوی جورج دبلیو بوش ایران به عنوان محور شرارت نامیده شد بویژه از زمان سرگیری برنامه توسعه هسته ای تهران؛با این وجود اهمیت استراتژیک ایران به اندازه ابعاد ناشناخته  این کشور نیست !

 گرایش های سیاسی ،مذهبی،اجتماعی واقعی انقلاب چه بود؟                                                                        

این رژیم تا کجا می تواند اسلامی تلقی شود؟چگونه این جامعه تحول پیدا کرده است؟شیوه های تحول احتمالی سیاسی چه هستند؟

 Titre : Iran, la révolution invisible
Auteur : Coville, Thierry
Editeur : Éditions La Découverte

Disponible : Société et sociologie

Iran, la révolution invisible

مطلبی که در بالا درج گردید مقدمه کتابیست با عنوان انقلاب نامریی که توسط تیری کویل به زبان فرانسه به نگارش درآمده و چندیست که مورد توجه تحلیلگران و علاقمندان فرانسوی زبان قرار گرفته است و با این حال متاسفانه همچون چند اثر مشابه دیگر که در فرصت های بعدی معرفی خواهم کرد از چشم بسیاری از هم وطنان پژوهشگر و علاقمند به تحولات اجتماعی ایران و احتمالا مسئولان فرهنگی مقیم در این کشور دور مانده است !نکته قابل تامل در خصوص انتشار اینگونه آثار ،فقدان مطالعاتی از این دست از سوی پژوهشگران ایرانیست و یا نبود اراده ای به ترجمه برخی از مطالعات احتمالی انجام شده است که بنا به برخی ملاحظات و ممیزی های سخت گیرانه معمولا به بوته فراموشی سپرده می شود و از اینروست که اینگونه  کتب درغیاب آثار قابل اقتباس از تحقیقات میدانی یکه تازی می کند و  بسهولت هم بر ذائقه خوانندگان نا آشنا به فرهنگ ملی مذهبی کشور خوش می آید ،آثاری از این دست اگر چه تا حدی واقع بینانه  به تشریح  تحولات فرهنگ و اجتماعی ایران امروز می پردازد؛ بااین حال درک نوعی سوء گیری و پیشداوری های مغرضانه در خلال مشاهدات مستند گونه چندان دشوار نمی نماید، من جمله در نتیجه گیری که مولف در این اثر ارائه می دهد فرآیند گریز ناپذیر نوشدگی را ناشی از فشار شدید رژیم قلمداد می کند !و این در حالیست که حداقل در کشور های در حال توسعه  و با نظام اسلامی نسبتا مستقلی همچون ایران حداقل در بعد تحولات فرهنگی و نوشدگی به سبک غربی، دولت همواره یک عامل بازدارنده اصلی به شمار آمده و می آید ،گواه این سخن نیز  مخالفت با ورود ،  آزاد سازی  وبکارگیری  تکنولوژی های ارتباطی نوینی چون ویدئو ،ماهواره و نیز گسترش مطبوعات آزاد در مفهوم  غربی آن و آثار چاپی مغایر با ارزش های دینی و فرهنگی است ! بگونه ای که گاها این سیاست های پیشگیرانه دولت و حاکمیت با واکنش های شدید برخی اصناف و نهاد های مدنی مواجه می شود! مولف و پژوهشگر این کتاب مستند در پاسخ به  سئوالات  مطرو حه در بالا، معتقد است که فهم دقیقی را از ایران امروزی در این اثرممکن کرده است ؛ وی بر این باور است که به طور خاصی نشان داده که این کشور  تضاد های شدیدی را پشت سر گذاشته  ونتیجه گیری می کند که: «تحت فشار شدید رژیم ،جامعه در یک فرآیند نوشودگی گریزناپذیری قرار گرفته است!؛فشار مطالبات دموکراتیک باتایید رشد روز افزون زنان و نسل جوان همراه و هماهنگ است .بدین ترتیب ایران شکلی از انقلاب نامریی را تجربه می کند که آینده آن مبهم است!

البته  از سوی دیگر ،برخی خوانندگان سخن این مولف را  اینگونه هم استنباط کرده اندکه با اعمال هر چه بیشتر فشار از سوی دستگاه حاکم، مردم به نوشدگی و هنجار شکنی رغبت بیشتری نشان می دهند در حقیقت  شایدتایید همان بیان معروف الناس حریص بما منع باشد ! که اگر چه این بیان صحیح تر بنظر می رسد ولیکن از جمله پایانی این پژوهشگر بنا به نظر اغلب خوانندگان آشنا به زبان فرانسه بیشتر برداشت پیشین در ذهن نقش می بندد !

چکیده کتاب