X
تبلیغات
ارتباطات و فرهنگ - ارتباطات انسانی
اطلاع رسانی، نقد و پژوهش در حوزه ارتباطات و فرهنگ
 

 در آستانه نکوداشت یک همکار بی آلایش و قدیمی که سال های متمادی با عوارض ترکش های دوران جنگ دست و پنجه نرم می کرد جناب دکتر عسکری خانقاه، مدير بخش مطالعات زيستي موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران يادنامه اي را به همين مناسبت تحرير كرده اند كه در آستانه برگزاري مراسم نكوداشت آن جانباز مرحوم در اين پست از نظر خوانندگان مي گذرد:

قلم را توان ذكر همه مكنونات درون نيست. آتش غم و دوري عزيزان از دست رفته خاموش نمي‏شود و ياد مهرباني‏هاي بي‏غش و صفاي باطن يك انسان خردمند فرهيخته و پرعزت، دل را تا آخرين لحظه عمر براي نزديكانش پرتوان و گرم نگه مي‏دارد.

شادروان‹‹سيد محمد بهشتي›› مردي نادر و آگاه در شاخسار علم و دانش بود. هرگز خشم نمي‏گرفت و سخن را با لبخندي هميشگي كه سرشار از عاطفه درونش بود آغاز مي‏كرد. به صحبت‏هاي ديگران با دقت و با ذكاوت ويژه‏اي گوش مي‏داد و از هيچ نقدي نمي‏هراسيد. راست در چشم ما مي‏نگريست و هر آنچه را كه اصلح بود انتخاب مي‏كرد. حقيقت از نگاه تيزبين‏اش پنهان نمي‏ماند. با هوش و نيك انديش بود. وقايع را با زيركي و با دقت و وسواس مورد تفحص و تجسس قرار مي‏داد؛ ولي در بيان ملايم بود و با فروتني و ادبي خاص كه هيچ غبار كدورتي به چهره طرف مقابل ننشيند رفتار خود را تنظيم مي‏كرد و در نهايت با يك ‹‹حالا ! ›› كه واژه هميشگي‏اش در كلام بود به بحث‏ها، ولو پيچيده، خاتمه مي‏داد. آيتي از كمال و مهرباني بود. بارها و بارها در سفرهاي گوناگون تحقيقاتي، مربوط به بخش مطالعات انسان‏شناسي زيستي، او را چابكتر، آماده‏تر، هشيارتر و كارگشاتر از همه مي‏ديديم. فرمانده بود و عمليات را مي‏چرخاند. مهندس سيد محمد بهشتي دست و پاي گروه پژوهشي ما در بخش بود. هميشه پيشقدم خدمت بود. ذات پاكي داشت، همه را با محبت‏هاي بيدريغ به سوي خود مي‏كشيد. با اينكه در دوره‏هاي مختلف، پست‏هاي حساسي در سازمان ميراث فرهنگي ايران داشت، هرگز از همكاري و كمك به بخش انسان‏شناسي زيستي در موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران شانه خالي نمي‏كرد. او از نخستين گروه همكاران ما در اين بخش مطالعاتي در موسسه بود. ياوري‏هاي او را هرگز و هرگز نمي‏توان از ياد برد و به جرئت اعتراف بايد كرد كه مسافرتش به ديار فاني، قلب و فكر بخش تحقيقاتي ما را محزون و پريشان كرده است. او كسي نيست كه فراموش شود؛ جانشيني نخواهد داشت؛ سالها بايد بگذرد تا ما صفاي دل و رفتار پر وقار او را در ضمن كار، از حفاري در زمين تحقيق تا انجام امور فني و پژوهشي در آزمايشگاه فرا بگيريم؛ چون او قدم برداريم و دوستي‏هاي پايدار علمي خود را قوام و دوام بخشيم.  دريا دل و سرشار از عاطفه بود. مردي دوستدار علم و عاشق  خانواده بود و اين داغي كه بر دل خانواده محترمش نشسته، به ويژه بر قلب همسر وفادار و عاشقش خانم نرگس امين زاده، آنچنان بزرگ و عظيم است كه همه ما از دل و جان براي سلامت و پاكي سرزمين خانواده معززش به دعا برخاسته‏ايم. او آنقدر پاك و عاري از هر پلشتي و رندي بود كه نيازي به دعاي ما نخواهد داشت. مردي مومن و واقعاً مسلمان بود. از ذات حق براي اين بزرگ عزيز وفادار مهربان طلب مغفرت داريم. روحش شاد.

 مراسم بزرگداشت آن مرحوم در آدرس ذيل منعقد خواهد شد:

شهرك غرب، ميدان صنعت، خ خوردبين، خ هرمزان، جنب بانك تجارت، روبروي برج بزرگ تهران، مسجد الزهراء

ساعت ۱۴ لغايت ۳۰/۱۵


برچسب‌ها: يادبود
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1392ساعت 12 PM  توسط محمد 

در سالگرد تولد بنيانگذار جامعه شناسي ايران، دكتر غلامحسين صديقي، همكار ديرينه اش، احسان نراقي روي در نقاب خاك كشيد.

در سحرگاه روز يك شنبه 1۲ آذر مصادف با سالگرد تولد دكتر غلامحسين صديقي، همكار صميمي اش دكتر احسان نراقي دعوت حق را لبيك گفت. اين جامعه شناس با سابقه و شهير معاصر در سال 1305 در شهر كاشان ديده به جهان گشود و تحصيلات خود را در رشته جامعه شناسي از دانشگاه ژنو آغاز كرد و سپس دكتراي خود را در اين رشته از سوربن فرانسه اخذ كرد.

وي به همراه دكتر غلامحسين صديقي و دكتر علي اكبر سياسي در تاسيس موسسه مطالعات اجتماعي دانشگاه تهران نقش اساسي داشت و مدت۱۶ سال مديريت اولين مركز معتبر علمي مطالعات جامعه شناسي را بر عهده داشت.

آن چهره فرهيخته  متعاقب فشارهاي ساواك در سال 1349 دعوت همكاري بايونسكو را پذيرفت و به مدت 6 سال كشور را ترك كرد. وي مدت 16 سال در سمت مشاور ويژه مدير كل سازمان يونسكو خدمت كرد. تحقيق جامعه وي در سال 1965 در باره فرار مغزها از كشورهاي جهان سوم به غرب به كه پيشنهاد سازمان ملل انجام شد بازتاب گسترده اي در جهان و به ويژه خاورميانه داشت.

از جمله آثار ماندگار اين  رجل فرهنگي مي توان به مواردي همچون : علوم اجتماعي و سير تكويني آن، نظري به تحقيقات اجتماعي در ايران، آيين جوانمردي (هانري كربن)،  آزادي: مجموعه مقالات و مصاحبه ها، پايان يك رويا: در نقد ماركسيسم، آن چه خود داشت، جامعه، جوانان، دانشگاه، غربت غرب، آزادي، حق و عدالت، طمع خام، در خشت خام، و آن حكايت ها اشاره كرد.

در سال 85 خانه هنرمندان ايران از اين چهره ماندگار و پركار تجليل نمود.

ازشمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش

درگذشت آن چهره فرهیخته را به خانواده و دوستداران ایشان تسلیت مي گويم.

روحش شاد

 


برچسب‌ها: نامداران, يادبود, رجل جامعه شناسي
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1391ساعت 2 PM  توسط محمد  | 

پیش نویس منشور  برقراری روابط انسانی

انسان اساسا موجودی است اجتماعی که موجودیت و هویت خود را در برقراری رابطه به هم نوعان خود ارزیابی و باز تعریف می کند. از آنجا که ارتباط با هم نوعان سنگ بنای جامعه انسانی است و باورهای ما با رفتارهای ما تکمیل می شود، دانستن اصولی که ما را در رفتار های  ارتباطی  یاری دهد بسیار حائز اهمیت است؛ بویژه آنکه زندگی بدون برقراری ارتباطات سازنده با هم نوعان رو به اضمحلال می رود. همه ما به نوعی از کم و کیف روابطمان با دیگران گله مندیم، کمتر خود را قاصر و بیشتر  دیگران  در این باره سرزنش می کنیم. از همین رو  متعاقب گفت و شنودهایی محفلی، با بهره گیری از آموزه های علمی و معرفتی, تجربیات بیش از یک دهه فعالیت در حوزه روابط عمومی و نیز تجربیات شخصی ، در صدد ارائه مدلی در قالب منشور روابط انسانی بر آمدم تا شاید نقشه راهی برای بازنگری در روابط فردی و گروهیمان با دیگران اعم از دوستان و آشنایان نزدیک و دور باشد. از اینرو در ادامه این مبحث ، مفاد این منشور را متعاقب تعریفی از ارتباط  و روابط انسانی  ارائه می دهم:

بر اساس فرهنگ وبستر، کامینیوکیشن به معنای رابطه برقرار کردن تعریف شده است که ازمعادل های آن می توان به رساندن، بخشیدن، انتقال دادن، و آگاه ساختن اشاره کرد در حالیکه ارتباط و روابط انسانی را می توان به شرحی که در زیر می آید تعریف نمود:

ارتباط انسانی: ارتباط، فرآیند دو طرفه ای است  شامل ارتباط انسان با انسان، ارتباط با خود، ارتباطات میان فردی، ارتباطات گروهی، و ارتباطات جمعی  به گونه ای که  حداقل به یکی از نیازهای عاطفی، روحی و مادی ما پاسخ دهد . به عبارت دیگر در هر نوع ارتباط، کنشگران  انتظار دارند که  رفتار متقابل و متوازنی  را از طرف مقابل مشاهده کنند. از سوی دیگر بدون در نظر گرفتن مجرا، نوع و موقعیت آن، ارتباط، کنش و واکنشی است بین دو طرف که یک طرف می خواهد نیاز و پیامی را به طرف دیگر منتقل کند (ارسطو ارتباط را کارکرد تاثیر گذارانه از یک سو می داند).

روابط انسانی: روابط انسانی مفهوم وسیع تری دارد؛ در حقیقت هر نوع رابطه ای و با هر هدفی که بین فرد، دوگروه، فرد و گروه،  فرد و سازمان و ...به اشکال مختلف  اعم از رسمی, غیر رسمی، عمومی، خصوصی، کلامی ، غیر کلامی، عمودی، افقی، و یا چند جانبه رخ دهد نوعی رابطه انسانی شکل تلقی می شود.

حال با مرور اجمالی این چند تعریف،  برخی از مهمترین اصول و قوائد برقراری و حفظ روابط انسانی در حد بضاعت این قلم برشمرده خواهد شد، با این امید که با مطالعه این مفاد، ضمن درک عمیق تر مفاهیم ذکر شده، زمینه بازنگری، تعمیق و یا تعدیل روابطمان با دیگران به نحو موثرتری فراهم گردد:

1- به منظور نیل به اهداف زندگی و برخورداری از سلامت روحی  و روانی و حرکت در جاده تکامل فردی و اجتماعی، برقراری رابطه در هر زمینه ای یک ضرورت اساسی و گریز ناپذیر است؛ به عبارت دیگر بدون همکاری و جلب یاری دیگران نمی توان به تمام اهداف زندگی دست یافت، علی رغم آنکه زندگی بدون برقراری روابط انسانی نیز رو به نابودی می رود.

2- پایدارترین ارتباطات و روابط انسانی بعد عاطفی و روحانی دارد و روابطی که بر مبنای منافع مادی و یا هم جواری  جغرافیایی ( مانند روابط دوستی مهاجران در شهرها و کشورهای بیگانه) شکل می گیرد چنانچه فاقد بعد عاطفی و معنوی باشد دوام نخواهد داشت.

3- در برقراری روابط انسانی هیچگاه نباید سطوح و یا حلقه های ثانویه و بعدتر را به حلقه های اولیه ترجیح داد ( اعضای نهاد خانواده، حلقه اول، اعضای خانواده والدین، حلقه دوم و دوستان و آشنایان در حلقه های بعد تر قرار می گیرند).

4- هر نوع برقراری روابط انسانی سازنده مستلزم دو سویه و تقابلی  بودن(به زبان عامیانه بیا و برو و بده بستانی است) و صرف هزینه هایی مادی و معنوی، متناسب با سطح و ارزش ارتباط می باشد (استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی همچون ارسال ایمیل و یا اس ام اس و یا کامنت  و برقراری ارتباطات رادیویی در بسیاری از موارد تاثیر روانی ارتباطات حضوری و چهره به چهره را ندارد و حتی الامکان می بایست از آن پرهیز کرد چه اینکه به اصل رابطه افراد صدمه خواهد زد، اگر چه از این شیوه های ارتباطی می توان گاهآ به عنوان مکمل رابطه ای بهره جست).

5- هیچگاه نمی بایست  خود و ارزیابی شخصی را معیار و محور ارزشیابی دیگران قرار داد، چه اینکه اصرار بر این کار موجب دوری بیشتر طرفین در یک فرآیند ارتباطی می گردد.

6- هر چه نیاز های مادی افراد کمتر می گردد، نیاز ارتباطی آنان نیز کاهش می گردد، حتی اگر در نحوه تامین نیاز عاطفی آنان هیچ تغییری پیدا نشود.

7- میل افراد به برقراری و حفظ ارتباط با کسانی که بیشتر از دیگران با آنان خندیده و یا گریسته اند شدیدتر و از عمق بیشتری برخوردار است ( جبران خلیل جبران نیز به این مهم اشاره نمود است).

8- ظرفیت فکری و توان مادی ونیز اوقات فراغت ماهرترین و متمکن ترین افراد در برقراری ارتباطات انسانی عمیق  به بیش از ده تا یازده مورد افزون  نمی گردد و در صورت فراتر رفتن از این میزان،  با کاهش عمق و کیفیت ارتباط کنشگربا حلقه اول یا همان نهاد خانواده توآم خواهد شد.

9- ارتباط یک سویه و یا یک طرفه صرفا ارتباطی عاشقانه است که مستلزم گذشت بی حد و حصر یک  طرف از خواسته ها، علائق و نیازهایش می باشد (همچون رابطه عاشقانه مادر نسبت به فرزند و یا رابطه شاگردی به استادی فرزانه و مهذب و یا علاقه یک سویه فردی به معشوق یا معشوقه ای است).

10- برخورداری از فصل مشترک های اعتقادی، علمی، اخلاقی و فرهنگی و جایگاه های اجتماعی  و نیز سطح تمکن مالی برابر  کنشگران ارتباطی، موجب تعمیق روابط انسانی آنان می شود.

11- افرادی که از برقراری ارتباط با دیگران با هر منظور اجتناب می کنند  چنانچه مبتلاء به بیماری سخت جسمانی نباشند مطمئنا دچار نوعی اختلال شخصتی و روانی می باشند.

12- در از سرگیری روابط انسانی می بایست از ابراز شکوه و گله مندی ، بیان توقعات، و بازخواست طرف مقابل با رجوع به گذشته، به طور جدی پرهیز  و در صورت لزوم به بیان مشکلات ودغدغه های بازدارنده در تعمیق ارتباطات اکتفاء نمود.

13- در برقراری ارتباطات غیر رسمی به منظور تبریک اعیاد و مناسبت های تقویمی و غیر آن و نیز حفظ و تقویت آن، توجه به سلسله مراتب سازمانی و مولفه هایی چون سن در فرهنگ های شرقی  از جمله ایران بسیار حائز اهمیت است، در حالیکه در مواقع ابراز همدردی و تسلیت به عزیزانی که مورد علاقه و محبت ما هستند نباید هیچ ترتیب و کهتریا مهتری را مد نظر قرار داد.

14- حفظ و تقویت روابط خویشاوندی، تحکیم بخش پیوندهای نسبی و نژادی بوده و گسستن آن، فرد را به بی هویتی سوق خواهد داد ( در اینگونه روابط، فرد بیشتر به دنبال تامین نیازهای عاطفی است و ماهیتی ذاتی و کششی دارد).

15- به اظهار دوستی و ابراز محبت کلامی و صوری افرادی که در مناسبت های تولد فرزند، مرگ، ازدواج، طلاق، موفقیت های علمی و فرهنگی، بازگشت از حج( در صورت طلب حلالیت و وداع) و بستری ناشی از بیماری سخت فرد و یا اعضای خانواده  از برقراری ارتباط و ابراز احساسات عاطفی ( حضوری یا تلفنی) احتراز کنند نباید اعتماد داشت و بر آن دل بست.

16- حداقل میزان برقراری روابط  دوستانه اعم از حضوری یا ارتباطات  از راه دور در مقطعی که ارتباطات انسانی هر روزه رنگ می بازد برای والدین یک نوبت در هفته، برای پدر و مادر بزرگ دو نوبت در هفته، برای  خواهران و برادران مستقل شده یک نوبت در ماه، برای عمو،عمه، خاله، دایی یک نوبت در هر سه ماه به عنوان مبنایی منطقی دراین عصر قلمداد و پیشنهاد  می گردد و بی شک کمتر از این میزان ارتباط گیری، سوال بر انگیز و ناشی ازبی مهری، کم توجهی و  دخالت عوامل جانبی در حوزه فردی و اجتماعی است که به سردی و کاهش عمق ارتباطات خواهد انجامید.

17-در برقراری روابط انسانی خیر خواهانه و خداجویانه با هدف کسب معرفت دینی و تعالی روح و یا عاقبت به خیری (که معمولا نسبت به ضعفاء، بیماران جسمی و روحی، و درماندگان اعمال می شود) نمی بایست انتظار پاسخ و پاداش دنیوی داشت.

18- در فرآیند یک ارتباط انسانی همواره عوامل مداخله گریا مانع شونده ای همچون  وضعیت اقتصادی طرفین رابطه، اعتقادات و بینش های مذهبی و سیاسی و برخی رفتار های اجتماعی و فرهنگی آنان تاثیرگذار است.

19- همواره در اطراف افراد متمکن و برخوردار و صاحب قدرت و جاه، کنشگرانی خواهند بود که به دنبال بهره گیری یک سویه و یا ارتباطی چاپلوسانه، منفعت جویانه یا پارازیتی هستند که بهتر است آنان را شناسایی و تا حد امکان از ایشان فاصله گرفت ( همانانی که شیخ خرقان از آنان به عنوان یار نانی و یا زبانی نام برده است که می بایست با قطعه نانی آنان را از خود دور کرد : دلا یاران سه قسم اند گر بدانی زبانی اند و نانی اند و جانی؛ به نانی نان بده از در برانش، تو نیکی کن به یاران زبانی ولیکن یار جانی را نگه دار به پایش جان بده تا می توانی!)

 

20- همواره می بایست از گفتار و نصیحت دیگران ویادآوری اهمیت برقراری و تحکیم روابط انسانی اجتناب کردو آگاه باشیم همانگونه که پیامبر گرامی اسلام فرموده است: تنها مردم را با اعمالمان به امری دعوت کنیم و نه با زبانمان (کونو دعاه الناس بغیر السنتکم و کونو دعاه الناس باعمالکم) چه اینکه رفتارمان درس می دهد و نه گفتارمان ( چو صدگفته چون نیم کردار نیست).

21-...................

*

مطمئنا این پیش نویس کامل نبوده و یا قابل نقد و بحث و بررسی است و لذا  از صاحب نظران، کارشناسان این حوزه و علاقمندان به موضوع دعوت به عمل می آید تا  به منظور بهره گیری ار آراء و دیدگاههای ارزنده شان نقطه نظرات خود را در ادامه مفاد فوق منعکس نمایند!

با امید به آنکه در برقراری روابط انسانی مبتنی بر احترام و حفظ حقوق مادی و معنوی یگدیگرپیشتاز و الگو باشیم!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 12 PM  توسط محمد  | 

ششم اکتبر سال 2006،در پی یک تصادف ترن که در مرز لوگزامبورگ و فرانسه رخ داد،دقیقا در زوفتگن، شش تن جان سپردند.این حادثه دردناک موجب ایجاد آلام و مشکلاتی شد که زمان به سختی این غم و اندوه را برای خانواده ها، نزدیکان و کسانی که این قربانیان را می شناختند ؛می کاست؛ در میان این افراد در گذشته، استاد الکساندر ماریوس د اس د استریو،نیز جان خود را از دست داد،مردی استثنایی که تنها آنهایی که شانس هم نشینی با او را داشتند او را هیچگاه از یاد نخواهند برد. از همین رو بود که دانشجویان دکترایی که مشغول آماده کردن رساله خود در علوم اطلاعات و ارتباطات در مرکز مطالعات رسانه ای دانشگاه پل ورلن متز بودند برآن شدند تا یاد را گرامی بدارند.لذا این انجمن راه اندازی شد تا «خانواده علمی» که توسط ماریوس شکل گرفته بود به حیات خود ادامه دهد و لذا این انجمن را اینگونه نامگذاری کردیم

AMDDS

این انجمن اهداف زیر را پی می گیرد:

نگاهداشت یاد استاد الکساندر ماریوس د اس د استریو و حمایت از اقدامات اعضایش؛

تحکیم همیاری خانواده علمی با حمایت از فعالیت های اعضایش؛

حفظ و غنائ بخشی به میراث علمی و فکری او؛

دفاع از ارزش ها و اصولی که استاد الکساندر ماریوس د اس د استریو بخشی از وقتش را در آن راه صرف کرده است:انسانیت،مبادله فرهنگی،حمایت از کودکان و..

وبلاگ انجمن همیاری و نکوداشت استاد ماریوس توسط خانم لیندا سعداوی که اخیرا مدرک دکترای خود را دریافت کرده اند مدیریت می شود که از این طریق به عنوان یکی از دانشجویان مرکز مطالعات رسانه ای دانشگاه پل ورلن از ایشان تشکر کرده و ضمن درج لینکی به وبلاگ مزبور به سهم خود یاد آن استاد فقید را گرامی می دارم

روحش شاد و راهش پر رهرو باد


http://www.amdds.eu/rubrique,presentation,120017.html


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 2 AM  توسط محمد  | 

 به بهانه سالگر شهادت دکتر چمران و همدردی با خانواده های سوگواران هم وطن:

                             می خواستم شمع باشم

" همیشه می خواستم که شمع باشم ، بسوزم ، نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم . می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. می خواستم در دریای فقرغوطه بخورم و دست نیاز به سوی کسی دراز نکنم. می خواستم فریاد شوق و زمین وآسمان را با فداکاری و آسمان  پایداری خود بلرزانم. می خواستم میزان حق و باطل باشم و دروغگویان ومصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم. می خواستم آنچنان نمونه ای در برابر مردم به وجود آورم که هیچ حجتی برای چپ و راست نماند،  طریق مستقیم روشن و صریح و معلوم باشد، و هر کسی در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگیرد و راه فرار برای کسی نماند
 
خدایا
عذر می خواهم از این که بخود اجازه می دهم که با تو راز و نیاز کنم
عذر می خواهم که ادعا های زیاد دارم در مقابل تو اظهار وجود می کنم
در حالی که خوب می دانم وجود من ضائیده ی اراده من نیست و بدون خواسته ی تو هیچ و پوچم ,
عجیب آنکه
از خود می گویم
منم می زنم
خواهش دارم و آرزو می کنم
خدایا...
تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم
تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم
تو مرا آه کردی که از سینه ی بیوه زنان و دردمندان به آسمان صعود کنم
تو مرا فریاد کردی که کلمه ی حق را هر چه رسا تر برابره جباران اعلام نمایم
تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتی
تو مرا به آتش عشق سوختی
تو مرا در توفان حوادث پرداختی , در کوره ی غم و درد گداختی
تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی
و در کویره فقر و هرمان و تنهائی سوزاندی.
خدایا ...
تو به من
پوچی لذات زود گذر را نمودی
ناپایداری روزگار را نشان دادی
لذت مبارزه را چشاندی
ارزش شهادت را آموختی
خدایا
تو را شکر می کنم
که از پوچی ها و ناپایداریها و خوشی ها و قید و بندها آزادم نمودی
و مرا در توفانهای خطرناک حوادث رها کردی و در غوغای حیات در مبارزه ی با ظلم و کفر غرقم
نمودی و مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی.
فهمیدم : سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست
بلکه در درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم
و بالاخره شهادت است.
 
                                                                          روحش شاد
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 2 PM  توسط محمد  | 

 

سالگرد ولادت عقیله بنی هاشم، حضرت زینب علیها سلام ، یادآور روزی است که می باید از زحمات و تلاش های نیک  اندیشان حرفه ای ظریف و پر مشغله که در ذیل نام زیبای پرستارانجام وظیفه می کنند بنحوی قدردانی کرد؛ وظیفه ای دشوار و خطیر که پاداش معنوی اش به تعبیر بزرگان در این سرا به عد د و رقم در نیاید، وگواه صدق این سخن تنها کسانی اند که  عوالم و روح خدمتگزاری این قشر را از نزدیک مشاهده کرده و یا اندک زمانی در بستر بیماری  ناظر مراقبت های دلسوزانه و محبت آمیز آنان بوده باشند و یا همچون بنده کم توفیق،  دوره کوتاهی توفیق کسب علم در این مسیر و پوشیدن آن مقدس روپوش سفید خدمت را داشته  و به نحوی تجربه کرده باشد!در این پست به بهانه گرامیداشت این روز عزیز و خاطره انگیز،  بی مناسبت ندیدم که تجربه کوتاه و  گرانقدر چگونه پرستار شدن خود را در دهه 60  ونیز روی برگرداندن از آن حرفه الهی را بازگو کنم :

درست پنج سال پس از پیروزی انقلاب و زمانی که تب کنکور چندان بالا نبود و البته ظرفیت پذیرش دانشگاه ها هم بسیار محدودتر بود!بدنبال تحمل چند ماهی ریاضت و مشق علم و صد البته به شوق پزشکی و یا دست کم با شور پیوستن به جرگه دانشجویان سبک بال با شرکت در کنکور سال 62 تقریبا به اتفاق همه دانش آموزان سال آخر دوره متوسطه دبیرستان دکتر شریعتی شاهرود  توفیق حضور در این سنگر علمی برای نخستین باربرایم میسر گردید و سهم من قبولی آخرین گزینه انتخابی ام ، رشته پرستاری دانشگاه شهید بهشتی بود، تا آن زمان نه از این رشته شناختی داشتم و نه از محل تحصیل  که در کوهپایه های  زیبای درکه واقع شده بود،جایی که هیچگاه پیش از آن، از کنارش هم عبورنکرده بودم ؛اگر چه با رشته مورد علاقه ام فاصله زیادی داشتم با این حال گویا قبولی در دانشگاهی در پایتخت  و تجربه زیستن در کلان شهر تهران با همه نیک وبدش فرصت بازشناسی و استقلال جویی را برایم فراهم کرده بود و با این تصور و بدون هیچ علاقه و پیش زمینه ذهنی، ترم تحصیلی را در یکی از زیباترین پردیس های کوهستانی دانشگاهی ایران آغاز کردم ؛از آنجا که واحد های ترم های اول و دوم مبانی پایه پزشکی بود که تمامی رشته های پیراپزشکی ملزم به گذراندن آن بودند چندان احساس نمی کردیم که ماهیت  رشته تحصیلی مان تفاوت زیادی با رشته های پزشکی دارد ولذا برای من و دانشجویان هم کلاسی ام آنقدر واحد های عمومی پزشکی تازگی داشت و مفید می نمود که چندان به تغییر رشته و یا انصراف فکر نمی کردیم و بیشتر سعی دانشجویان پسر که نمی توانستند با عنوان پرستار کنار آیند ،عنوانی که جامعه آن زمان کمتر در مورد مردان پذیرا بود،برآن جزم شده بود تا با رایزنی ،نوشتن نامه و از طروق مختلف عناوین دیگری را همچون پزشکیاری و     برای این حرفه ارزشمند  پیشنهاد و در پی تغییرآن برآئیم تا شاید ادامه تحصیل در این رشته برایمان توجیه داشته باشد و یا حداقل از ذکر نام رشته دچار تردید و گاها شرم نشویم !در کش و دار این افکار بودیم که با چشم بر هم زدنی خود را در بیمارستان و کارورزی یافتیم و حتی قبل از آنکه تجربه حداقلی را کسب کنیم راهی بیمارستان های معروف وتخصصی  تهران از جمله بیمارستان لقمان الدوله شدیم و سهم بنده نیز پر کارترین و البته هیجان انگیزترین بخش، یعنی مسمومیت های دارویی بود بخش پر رمز  ورازی که برای اولین بارمرا با برخی از واقعیت های تلخ جامعه و ناهنجا ری های روان شناختی آن از جمله  مسمومیت های دارویی ناشی از اختلافات خانوادگی،خشونت و مهمتر از همه خودکشی های ناشی از روابط عاشقانه جوانان که تعداد آنها در برخی از ایام سال حتی به بیش از بیست مورد در شبانه روز می رسید آشنا نمود ؛ولذا فرصت کسب تجربه و مشاهده توام با پرستاری و درمان بیماران بد حال و اغلب آژیته تا مدتی  مرا از تفکر  انصراف باز می داشت ،تا آنکه یک روز فراموش نشدنی کارورزی در بیمارستان طالقانی تهران که در جنب دانشگاه شهید بهشتی بود رسید !پیش ازآن روز با تنی چند از دوستان که چند سالی از من بزرگتر بودند انجام برخی از وظایف محوله به دانشجویان، همچون تعویض ملافه های بیماران را به سختی هضم کرده و به انجام آن رغبت نشان داده و یا دست کم از آن چندان روی گردان نبودیم ،با این حال درآن روزسرنوشت ساز در حالی که با یکی از دانشجویان قمی که تصادفا روحانی زاده هم بود مشغول مرتب کردن ملافه تخت بیمار بد حالی بودیم که ناگهان پایش به  ظرف مخصوص ادرار بیمار خورد و لحظه ای  بعد کف اطاق با محتوای آن را رنگین و مفروش شد و قطراتی هم بر روی پای او نشست ،پس از کمی درنگ و تامل در آن وضعیت مشمئزکننده روی به من کرد گفت :«من که رفتم خدا تو را در این رشته موفق بدارد!» و چند دقیقه بیشتر طول نکشید که بیمارستان را بدون وداع با  همکاران و بویژه سرپرست فوق لیسانس سخت گیری که پس از چندین سال تحصیل از آمریکا بازگشته بود ترک گفت و بنده هم با کمی تامل  گویا منتظر جرقه  و پیش قراولی بوده باشم بدنبال ایشان برای همیشه با این رشته و حرفه ای که  صبر زینب گون و ظرفیت بالای خدمتگزاری می طلبید بدرود گفتم و بدنبال من هم  در همان ترم چند تن از دانشجویان دیگر با این امید که  شاید دیگر بار در پی تلاشی مجدانه تر، با شرکت در کنکوردر رشته پزشکی پذیرفته شویم با این حرفه و یا بهتر بگویم هنر پرستاری برای همیشه وداع کردیم ! و نا گفته نماند که از میان شش دانشجوی پسر پرستاری که در آن سال از این رشته انصراف دادند سه نفر در همان سال در رشته پزشکی و دیگری در سال بعد در رشته دارو سازی پذیرفته شدند و سهم من هم از این تغییر نظر البته  پس ازدوسال فراموش نشدنی و شیرین خدمت در سال های میانی جنگ ، کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه  و کارشناسی ارشد ارتباطات بود  و  اکنون نیزادامه تحصیل درهمین رشته پس از گذشت دو دهه تلاش پیوسته توام با خدمت اداری !

و اکنون که به گذشته می نگرم در می یابم که پرستاری برای این حقیر یک رشته و یا حرفه دلخواه ، آرمانی،و دلارآم  نبود واگر چه خیلی زود به آن پشت کردم با این حال تنها در پی گذران دوران کوتاه فراگیری مباحث علمی و کارورزی های دشوار و بی تاب کننده اش در مراکز درمانی تهران نه تنها این حرفه در آن سال ها مرا با درد های تن رنجور بیماران، بلکه با آلام روحی شان و بویژه ناهنجاری های جامعه کلان شهر تهران آشنا کرد و علاوه برآ ن پشتوانه تجربه عملی گرانقدری شد تا در سایه آن در  بهترین سال های عمرم در دوران انجام بیش از دو سال خدمت مقدس سربازی در مناطق عملیاتی غرب ،بار دیگر لیاقت پوشیدن آن روپوش گرانقدر پرستاری و درمان بیماران و مجروحان جنگی را در جایگاه مسئول بهداری گردان ثار الله نصیبم گردد ،توفیق و لذت خدمتگزاری که دیگر هیچگاه تکرار نشد!

بنده بی توفیق از انجام این خدمت شریف هم، از عمق وجود  بر این باورم که اجر پرستاران غم خوار و دلسوز در این سرای خاکی به  شمار و حساب و پاداش درخور در نیاید !

خوشا آنانکه در این ره توفیق خدمت می جویند!

سالگرد ولادت بزرگ پرستارجسم و روح خاندان بنی هاشم  و همچنین روز ی که به نیکی برگزیده شده تا یادآور زحمات ایثارگرانه این قشرعاقبت جو باشد براین فرشتگان  گمنام و مهربان مبارکباد

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 2 AM  توسط محمد  | 

 

ز کوی یار می​آید نسیم باد نوروزی   .......    از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خرده​ای داری خدا راصرف عشرت کن ... که قارون را غلط ​ها داد سودای زراندوزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی ....... به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن .......  کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی
سخن در پرده می​گویم چو گل از غنچه بیرون آی ....  که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش ...... که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی
نه حافظ می​کند تنها دعای خواجه تورانشاه ..... ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

  صدای پای بهارنرمک نرمک می آید و قدم بر دل های ما می نهد .بهار دلفریب می آید و با خود دامن دامن شکوفه و سنبل به ارمغان می آورد و نوید رویشی دوباره می دهد .آری بهار ،این جلوه بی مثال جمال الهی به شکوه پرواز یک پرنده و به لطافت شکفتن گل سرخ فرا می رسد تا ما را در منظری شگرف و شوق انگیز به تماشای طراوت وترنم و سجود و نیایش برد.

در آستانه این رستاخیز با شکوه طبیعت و آغاز تحولی دگر ،فرا رسیدن بهار طبیعت و سال نو را به همه خلوت نشینان و اهالی پژو هشگر و دانشجوان پوینده جامعه مجازی تبریک عرض نموده و از در گاه ایزد منان صحت و سلامت شما خوبان و همه ایرانیان و فارسی زبانان را آرزومندم!در طلیعه این سال نو از سر صدق و صفای باطن بانگ یا مقلب القلوب را سر می دهیم، باشد که به مدد توجهات ائمه اطهار علیهم السلام مشمول دعای حول حالنا الی احسن الحال شویم!

 بوي جان مي آيد اينک از نفس هاي بهار

دستهاي پرگل اند اين شاخه ها ، بهر نثار

با  پيام  دلکش  "  نوروزتان پيروز باد  "

با  سرود  تازه  "  هر روزتان نوروز باد  "

شهر سرشار است از لبخند ، از گل ، از اميد

تا جهان باقي ست اين آئين جهان افروز باد

(فريدون مشيري)

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 11 AM  توسط محمد  | 

هفت‌سین سفره‌ای است که ایرانیان یه هنگام نوروز می‌‌آرایند. آنچه که در این سفره قرار می‌گیرد، باید دارای هفت خصوصیت زیر باشد:

  1. پارسی باشد؛
  2. با بند واژه‌ی «س» آغاز شود؛
  3. ریشه‌ی گیاهی داشته باشد؛
  4. خوردنی باشد؛
  5. اسم مرکب نباشد؛
  6. برای بدن سودمند باشد؛

بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگی‌ها نباشد - اگر چه با بندواژه‌‌ی «س» هم آغاز شده باشد - نمی‌توان جزء هفت‌ سین به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگی‌ها را دارا هستند:

  1. سیب: به نام و عنوان سپندارمذ (اسفند)
  2. سبزی: به نام فرشته‌‌ی اردیبهشت
  3. سنجد : به نام فرشته‌ی خرداد
  4. سیر : به نام و عنوان اهورامزدا
  5. سرکه: به نام فرشته‌ی امرداد
  6. سمنو: به نام فرشته‌ی شهریور
  7. سماق: به نام فرشته‌ی بهمن 

هرچند که در سفرهٔ هفت سین باید به هرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز می‌شوند چیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفرهٔ هفت سین، تقریباً همهٔ خانواده‌های ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره می‌چینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال می‌کنند.

آینه و قرآن، در کنار آن هم از اجزائی است که تقریباً در هر سفرهٔ هفت سینی چیده می‌شود. برخی بر این باورند که سکه که نماد «دارایی» وآب که نماد «پاکی و روشنایی» است بهتر است در کنار هم قرار گیرند و سکه را درون ظرفی از آب سر سفره می‌گذارند.

سین های متداول امروزی:

  • سبزه ـ نماد نوزایی
  • سیب - نماد زیبایی و تندرستی
  • سمنو - نماد فراوانی(برکت)
  • سیر - نماد پزشکی(درمان یا طب)
  • سنجد - نماد عشق
  • سکه - نماد دارایی
  • سرکه - نماد شکیبایی و عمر
  • سماق- نماد(رنگِ) طلوع خورشید
  • سنبل

 منبع

در بسیاری از منابع تاریخی آمده است که "هفت سین" نخست "هفت شین" بوده و بعدها به این نام تغییر یافته است. شمع، شیرینی، شهد (عسل)، شمشاد، شربت و شقایق یا شاخه نبات، اجزای تشکیل دهنده سفره هفت شین بودند. برخی دیگر به وجود "هفت چین" در ایران پیش از اسلام اعتقاد دارند. در زمان هخامنشیان در نوروز به روی هفت ظرف چینی غذا می گذاشتند که به آن هفت چین یا هفت چیدنی می گفتند.
بعدها در زمان ساسانیان هفت شین رسم متداول مردم ایران شد و شمشاد در کنار بقیه شین های نوروزی، به نشانه سبزی و جاودانگی بر سر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانیان وقتی که مردم ایران اسلام را پذیرفتند، سعی کردند سنتها و آیین های باستانی خود را نیز حفظ کنند.
در کتاب فروری آمده است در روزگار ساسانیان، قاب های زیبای منقوش و گرانبها از جنس کائولین، از چین به ایران وارد می شد. یکی از کالاهای مهم بازرگانی چین و ایران همین ظرف هایی بود که بعدها به نام کشوری که از آن آمده بودند "چینی" نام گذاری شد و به گویشی دیگر به شکل سینی و به صورت معرب "سینی" در ایران رواج یافتند. چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتیان اوستا و کلیمیان تورات را بر بالای سفره هایشان جای می دهند. بر سر سفره زرتشتیان در کنار اسپند و سنجد، " آویشن" هم دیده می شود که به گفته موبد فیروزگری خاصیت ضدعفونی کننده و دارویی دارد و به نیت سلامتی و بیشتر به حالت تبرک بر سر سفره گذاشته می شود. 

هرچند که در سفرهٔ هفت سین باید به هرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز می‌شوند (نمادی از «سپنتا») چیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفرهٔ هفت سین، تقریباً همهٔ خانواده‌های ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره می‌چینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال می‌کنند.
آینه و کتابی مقدس در کنار آن هم از اجزائی است که تقریباً در هر سفرهٔ هفت سینی چیده می‌شود. برخی بر این باورند که سکه که نماد «دارایی» وآب که نماد «پاکی و روشنایی» است بهتر است در کنار هم قرار گیرند و سکه را درون ظرفی از آب سر سفره می‌گذارند.

مسعود درویش زاده
منبع ویکی پدیا

_________________

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 9 PM  توسط محمد  | 


جهانی که در آن زندگی می کنیم در عین گستردگی اش گاه خیلی کو چک و نزدیک و بعضا شگفت انگیز می نماید ،البته در این پست قصد ندارم از تکنولوژی های نوین ارتباطی و نقش آنها در کاستن فاصله ها و پیدایش دهکده جهانی سخن برانم بلکه مایلم به شکل گیری ارتباط مشفقانه دو دانشجویی اشاره کنم که دو دهه پیش در دو جبهه حق و باطل تفنگ های خود را در سویی از جبهه های سوزان و بی آب و علف جنوب به سوی یکدیگر نشانه گرفته بودند وامروزه در پهنه ای معتدل و سر سبز کشور فرانسه با سلاح قلم دوشآدوش در یک سنگر واحد به تحصیل علوم مشغولند و عجب آنکه آنچنان دست یکدیگر می فشارند و بر یکدیگر میهمان می شوند که تو گویی اینان دوستان قدیمند و پیش از این نه انگار که بارها قصد جان هم کرد ه اند!خدایش رحمت کند حاج اسماعیل دولابی را( او که در فقدان سالک پیری چون امام ،برای مدت کوتاهی مرشد و پیر میکده جمعی تشنه بازمانده از یاران بی تاب لقاء شد و چه بی مثال بود و چه زود دعوت حق را لبیک گفت و ما مریدان کور کویش تازه پس از رحلتش به یک باره دریافتیم که در گرداگرد چه سفره و چه میزبانی ریزه خواری می کردیم و قدرش نیک ندانستیم)که از صلح می گفت و از اینکه حتی بیان این لفظ دوست داشتنی پیام دوستی و صفا و ترک مخاصمه دارد و اشاره می کرد به صدام و موضع گیری طرفدارانه ایرانیان در جنگ او با آمریکا و بیان اینکه صدامی که تا فبل از صلح پیوسته مورد لعن و نفرین ما بود چگونه با برقراری آتش بس و پذیرش قطع نامه از سوی ایران بواسطه مواجه اش با دشمنی بزرگتر (آمریکا) مورد تحسین هم قرار می گرفت و بودند کسانی که زنده ماندن طاغوتی را برای مواجه با طاغوتی بزرگتر از حضرت دوست طلب می کردند واین دعا را سر می دادند که اللهم اشغل الظالمین بالظالمین!

بلی! آن دشمن دیروز و یار امروزی و مصاحب لحظه های تنهایی این سرباز دیروز و دانشجوی امروز ،نامش مازین اکرم ودر حال حاضر دانشجوی دکتری ادبیات فرانسه در دانشگاه پل ورلن متز است؛وی که با اخذ بورسیه از سفارت فرانسه در عراق در اینجا همچون من به دور از خانواده مشغول به تحصیل است عضو هیئت علمی دانشگاه بغداد بوده و علاوه بر تکلم روان به زبان فرانسه اطلاعات خوبی هم از تاریخ،سیاست و ادبیات معاصر جهان دارد؛البته شاید بدلیل جنگ هشت ساله و اشغال عراق کمی دیر ودرآستانه شصد سالگی پا در مقطع دکترا گذاشته است، ولی در عوض با مبلغ قابل توجهی که از دولت فرانسه می گیرد که قریب دو برابر شهریه دانشجویان بورسیه ایرانی است(حدود 1600یورو )در این سرزمین برای چند سالی هم که شده شاهزاده وار زندگی می کند وبا این میزان کمک که حداقل بیش از سه برابر نیاز یک دانشجوی خوشگذران در این کشور است لحظه ای از خرید وسائل نوین ارتباطی و یا بروز کردن آن غافل نیست!بی شک اگر برای برخی از ایرانیانی که در آب و هوای معتدل و کوهستانی استان تهران و یا شمال کشور می زیسته اند، فرانسه حکم جنات رضوان و عدن را داشته باشد قطعآ برای یک فرد عراقی که پیش از این در سرزمینی خشک و سوزان و پیوسته در جنگ و خونریزی وانفجار های دم به دم بسر می برده اینجا حکم جنات نعیم را دارد و بی گمان اگر دانشجویان ایرانی در صورت فراهم شدن امکانات اقامت در این سوی آب،دچار شک و تردید شوند قطعآ این مهاجران خسته از فقر و فلاکت ،این بهشت خاکی را به آسانی رها نخواهند کرد؛ آری مازین که بر خلاف هم وطنان عرب کشورم میهمانی رفتن را بسیار پاس می دارد بار دیگر مشتاقانه در سرای کم رونق من میهمان شد و از خاطرات جنگ گفت و از اینکه در مقطعی از آن تا چه حد به من نزدیک بوده و در لحظه وداع باز می گوید که مردمان، تابع فرمان و اراده حاکمانند و در جانبداری ازخیر و شر چندان مستقل نمی اندیشند واز همین روست که گویند الناس علی دین ملوکهم!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 12 PM  توسط محمد  | 

عيد رمضان آمد وماه رمضان رفت      صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت

 يك سال ديگر حضرت دوست توفيق شركت در ضيافت رباني خود را در اين سرزمين معطر نصيبم نمود. درك اين ماه عزيز با همه جاذبه هاي ملكوتي اش از لحظات رمزآلود سحر گاهان تا دقايقي كه با زمزمه ها و نوا هاي ماندگار ربناي شجريان و اذان موذن زاده براي لحضاتي هم كه شده از خود بي خود مي شوي و تو گويي كه همه شهر و هر شهروندي فارغ از هر هياهويي در حظ اين اوقات فرح بخش با تو بر سر سفره اي از نور ميهمانند !تازه در روزهاي واپسينش خود را فارغ از تعلقات مادي كمي پيدا مي كني كه هر آئينه در مي يابي كه مي بايد با اين روزها وشب هاي پر خير و بركت كه گرد گناه و غفلت را از چهره ات زدوده بدرود گويي تا شايد اگر زنده باشي سال بعد  بار ديگر بر اين سفره كريمانه ميهمان شوي!

پيش از بازگشت به ايران براي اين ماه رمضان و چگونه به سر بردن آن با دوستان مسلمان تونسي و الجزايري ام برنامه ريزي هايي كرده بوديم كه توفيق درك آن لحظات نوراني در جوار ايشان و در شهري كه حداقل يك چهارم آن مسلمان  هستند دست نداد و در عوض خوشبختانه  توفيق درك اين ايام روحانی در كنار خانواده و طبق روال چند سال قبل با مشاهده سريال هاي رمضاني كه سهم قابل توجهي از اوقات فراغت روزه داران را به خود اختصاص داده است بسر شد و البته آنچه كه در اين ماه عزيز موجبات  رنجش خاطر برخي از جمله بنده ناتوان شد سستي و كرختي و در نهايت افت كيفيت بهره گيري از اوقات پس از افطار براي انجام مطالعات علمي و حتي شركت در مساجد و محافل مذهبي بود كه ظاهرآ تا بوده  همين بوده و چندان گريزي هم از آن نيست!

بار خدايا اگر چه بنده مطيعي نيستم وليكن دوستان وارسته و پاك طينتي را می شناسم كه دائم به ذكرت مشغول و بدرگهت مقربند مرا به نعمت و جودشان و به حق مناجات شب هاي قدر توبه کاران نصوحت ببخش و از لغزش هاي پيش رو مرا نگاهبان باش!

 

عيد بر عاشقان مبارك باد       عاشقان عيدتان مبارك باد

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 1 PM  توسط محمد  | 

ياداشت آموزنده ومفيد خانم سو واتسون با عنوان"آموزش ويژه در روابط اجتماعی"را كه در سايت ابات دات كام به زبان انگليسي درج شده حتمآ بخوانيد:

به عنوان مربياني ويژه ،ما نيز مي خواهيم به دانش آموزانمان در موقعيت هاي اجتماعي كمك كنيم.برخي اوقات دانش آموزانمان نياز دارند فرابگيرند كه چگونه به دوستانشان بپيوندند.در اينجا توصيه هاي بسيارمفيدي وجود داد كه اين امكان را براي دانش آموزان فراهم مي كند كه براحتی در هرم دوستانشان قرار بگيرند.در اينجا برخي از مهارت هاي اجتماعي كه شما مي بايد براي كمك به آموزش اين نوجوانان در نظر بگيريد ذكر شده است.ادامه یادداشت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 7 PM  توسط محمد  | 

فردا 27 ارديبهست ماه روز جهاني ارتباطات وروابط عمومي است ،روزي كه به همت فعالان اين حوزه بويژه موسسه تحقيقات روابط عمومي و انجمن متخصصان روابط عمومي در چند سال اخير پيشنهاد واز سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي وشوراي فرهنگ عمومي كشور تصويب گرديد.

 اميد است كه اين اقدام ارزنده فتح بابي گردد تا به مسايل و نگراني هاي اين حوزه بويژه در حوزه روابط عمومي بطور همه جانبه وزير بنايي نگريسته شود.فعالان ودست اندكاران امر ارتباطات واهالي خوش ذوق  روابط عمومي نيز بيكار ننشستند وبه برگزاري چند همايش همزمان در اين روز مبادرت ورزيدند كه ازآن جمله مي توان به همايش هاي ذيل اشاره كرد:

*دومين همايش روابط عمومي الكترونيك (تهران كه به همت موسسه هفت تبليغ برگزار مي شود)

*همايش تجارت الكترونيك(تهران)

*همايش ارتباطات وتوسعه (جهرم/گروه ارتباطات دانشگاه آزاد )

بنده نيز تا لحظاتي ديگر عازم اين شهر هستم تا مقاله خود را به عنوان"رسانه هاي نوين ارتباطي  وجهاني شدن فرهنگ"ارائه نمايم.

ضمن تبريك فرا رسيدن اين روز خجسته به اهالي محترم روابط عمومي وجامعه ارتباطات وتقديم چند بيت زيباي ذيل به آنان انشاء...پس از بازگشت چكيده اين مقاله وگزارش سفر به اين شهر ونيز همايش مربوطه را منعكس خواهم كرد.

u      ,وقتي كه هر دقيقه لبريز اتفاق  است

u                         هرگز نمي توان چشم روي دقيقه ها بست

u    ما در مسير نوريم شفاف مثل  شيشه

u                         هم پاي قرن  سرعت در لحظه ها هميشه

u    با اين شتاب، دنيا،دنياي انزوا نيست

u                          تا فتح لحظه راهي جز ارتباط  ما نيست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 2 PM  توسط محمد  | 

 

با عرض تبریک سال نو وبا آرزوی اینکه سال ۸۶ برای همه ملت ایران وبویژه  اساتید٬پژوهشگران ودانشجویان حوزه ارتباطات والبته شماخواننده گرامی سالی پر خیر وبرکت وتوآم با کامیابی های روز افزون در تمامی مراحل زندگی باشد  غزلی زیبا از حضرت امام (ره) که در وصف نوروز سروده شده است تقدیم می گردد:

 

باد نوروز وزيـــده است به كوه و صحرا      جامه عيـــد بپـــوشنـــد، چه شاه و چه گد

بلبل باغ جنان را نبـــود راه به دوست       نازم آن مطـــرب مجلـــس كـــه بود قبله نم

صوفى و عارف ازين باديه دور افتـادند       جــام مى گير ز مطــرب، كه رَوى سوى صف

همه در عيد به صحرا و گلستان بروند       من ســرمست، ز ميخـــانه كنـــم رو به خد

عيد نوروز مبارك به غنــــى و درويش       يــــــار دلـــــدار، ز بتخـــانــــه درى را بـــگش

گر مرا ره به در پير خــــــرابات دهى          بــه سر  و جان به سويش راه نوردم نه به پ

سالها در صف اربــــــاب عمائم بودم          تـــا بـــه دلـــدار رسيدم نـــكنم بـــــاز خــط 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 2 PM  توسط محمد  | 

 

به بهانه گرامیدشت روز خانواده وبا آرزوی سعادت وبهروزی برای همه خانواده های ایرانی که در پی تعالی و خوشبختی هستند مطلب ذیل را که برگرفته از خبرنامه مارشال مدرن وبه قلم نیلوفر به رشته تحریر در آمده است به خوانندگان محترم تقدیم می کنم: 

ووَ مِن ءَاَيتِهِ أَن خَلَقَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسكُنُوا إِلَيهَا وَ جَعَلَ بَينَكُم مَّوَدَّةَ وَ رَحمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَأَيتٍِِِِ لِّقَومٍ َيتَفَكَّرُونَ
و از نشانه هاي او(خدا) اين كه از [ نوع] خودتان همسراني براي شما آفريد تا بدانها آرام گيريد، و ميانتان دوستي و رحمت نهاد.آري، در اين (نعمت) براي مردمي كه مي‎انديشند قطعاً نشانه‎هايي است. ( سوره روم آيه 21 )
طبيعي ترين شكل خانواده، اين است كه هيچ عاملي جز مرگ نتواند پيوند زناشويي را بگسلد و ميان زن و شوهر جدايي بيفكند. كوشش مصلحان جامعه - مخصوصاً پيامبران خدا - اين بوده است كه نظام خانواده، يك نظام مستحكم و پايدار باشد و هيچ عاملي نتواند اين كانون سعادت را متلاشي گرداند. به هر حال خانواده‎ي خوشبخت نشانه‎هايي دارد كه ما دراينجا به چند نمونه ي آن اشاره مي‎كنيم. اميد است كه خانواده ي شما نيز برخوردار از اين نشانه ها باشد.

1- در بين اعضاي خانواده جمله " به من چه يا به تو چه " رد و بدل نمي‎شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقي اعتقاد دارند و احساس مسئوليت مي كنند.
2- افراد به يكديگر اعتماد دارند و از اين اعتماد سوء استفاده نمي‎كنند و اعتماد را يكي از پايدارترين ويژگي ازدواج موفق و خانواده موفق مي‎دانند.
3 - تا جايي كه امكان دارد با هم هستند و در میهماني‎ها يا كارهاي مربوط به خانواده تنها نمی‎‎روند. همدلي، همكاري، همفكري، هماهنگي را بقاي خانواده خوشبخت مي دانند.
4- با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف، با گفتگو و مشورت به تفاهم مي‎رسند و سعي مي‎كنند اگر سوء‎تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون اين كه كسي بفهمد حل كنند.
5 - به سليقه ها و عقايد يكديگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل مي‎كنند.
6 - نسبت به هم شرم مسموم ندارند يعني خواسته هاي طبيعي خودشان را بدون نگراني يا خشونت ابراز مي‎كنند.
7 - به حريم يكديگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمي روند.
8 - نگران سلامت روحي و جسمي يكديگر بوده و از هم مراقبت مي‎كنند. اگر چنانچه مشكلي به وجود آيد، سعي وافر در حل مشكل را دارند.
9- در بيشتر اوقات لحظات خوشي را كه با يكديگر بوده اند مرور مي كنند؛ دنبال خاطرات تلخ نيستند، دوست دارند هميشه در خوشي، شادي و نشاط زندگي كنند.
10 - براي فاميل ها و همسايه‎هاي خود اهميت قائل‎اند و پذيراي فاميل يكديگر هستند.
11 - از امور مالي يكديگر خبر دارند و چيزي را از يكديگر پنهان نمي‎كنند. صرفه جويي و پس انداز کردن جزء برنامه هاي اقتصادي خانواده هاي خوشبخت است.
12- براي رشد يكديگر تلاش كرده و زمينه پيشرفت خانواده را فراهم مي‎كنند.
13- افراد به هم افقي نگاه مي‎كنند نه عمودي. يعني هيچ كس خود را برتر از ديگري و در مقام قدرت نمي‎بيند. ديكتاتوري، زور و قدرت طلبي حاكم نيست.
14- همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، اميد داشتن مي‎كنند و خودشان را در زندگي برنده مي‎دانند.
15- در كنار هم احساس امنيت و آرامش مي‎كنند نه ترس و اضطراب يا تنش و درگيري.
16- علاقه، عشق، محبت، صفا و يكدلي خود را هم در رفتار و هم در گفتار به يكديگر ابراز مي‎كنند.
17- از يكديگر انتظار بيجا و توقع نامناسب ندارند.
18 - اگر مشكلي پيش بيايد به راه حل فكر مي‎كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمي‎گردند. دست به علت‎يابي و ريشه‎يابي آن مشكل مي‎زنند و راه حل منطقي ارائه مي‎دهند.
19- هريك از طرفين پيوسته به فكر خوشحال نمودن و راضي نگه داشتن يكديگر هستند.
20 - زن و شوهر به خاطر همديگر زندگي مي‎كنند: اول خود بعد ديگران. زندگي آنها به خاطر بچه‎ها يا ترس از طلاق و حرف مردم نيست.
21 - زن و مرد مي‎توانند هر روز به دنياي اختصاصي يكديگر نزديكتر شوند، كار به مسائل خصوصي و زندگي ديگران ندارند.
22 - با درخواست هاي يكديگر برخوردهاي مثبت و منطقي دارند.
23 - زن و مرد در كنار يكديگر هستند نه رو در رو و رقيب يكديگر، بلكه رفيق هم هستند و واكنش منفي از خود نشان نمي‎دهند.
24 – خانواده‎هاي خوشبخت تلاش دارند كه بچه‎هاي خوب و خوشبختي نيز به جامعه تحويل دهند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 10 AM  توسط محمد 

 

با تقدیم این قطعه  شعر زیبای "پل ولری"که روایتی دیگر از آیات سوره شریف آل عمران در باره نحوه وضع حمل عیسی مسیح است  (ع) ولادت این پیامبر الهی وسال جدید میلادی را به تمامی هموطنان مسیحی وموحدان جهان تبریک وشادباش می گویم

Patience, patience
Patience dans l’azur!
Chaque atome de silence
Est la chance d’un fruit mûr!
Viendra l’heureuse surprise :
Une colombe, la brise,
L’ébranlement le plus doux,
Une femme qui s’appuie,
Feront tomber cette pluie
Où l’on se jette à genoux!

 

En cette période de fêtes, permettez –moi de vous souhaiter

 

de joyeuses noël et bonne année.

 

Puisse l'année qui commence, vous apporter bonheur ,santé et
 
succès!
 
C est ce que je souhaite de tout mon coeur
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 9 AM  توسط محمد  | 

                                    انا لله وانا الیه راجعون

   جانا چه گویم شرح فراغت                   چشمی وصد نم جانی وصد آه

 

در گذشت پدر گرانقدر وبزرگوارم،محمد حسين فتوره چي كه بيش ازنيم قرن به خدمتگزاري وتلاش صادقانه به جامعه روستائي شهرستان شاهرود همت گماشت  ،فرصت حضور در فضاي مجازي را از حقير سلب كرد.

ضمن طلب مغفرت براي آن پدر مخلص ومروج نمونه كشاورزي ،از همه دوستان وعزيزاني كه به هر نحو ممكن از جمله حضور در مراسم ترحيم ومحل كار ، ارسال ايميل وتماس تلفني موجبات تسلي خاطر اينجانب رافراهم كردند صميمانه تشكر وقدرداني مي كنم و از در گاه حضرت دوست براي همگان طول عمر با عزت و عاقبت به خيري مسئلت دارم.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 9 AM  توسط محمد  | 

با عرض تبریک به همه موحدان به مناسبت حلول ماه شریف وپرفضلیت رمضان وبا آرزوی توفیق بهره گیری کامل از برکات الهی در این ایام نورانی

 ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است. ادامه

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 8 AM  توسط محمد  | 

مطمئن هستم شما هم مثل من بی صبرانه بدنبال وب سایت ویا وبلاگ اولین فضانورد زن ایرانی بوده ویا هستید والبته شاید برای شما نیز جالب باشد که بدانیدخانم انوشه انصاری٫ این زن ماجراجوی مشهدی الاصل احتمالآ اولین وبلاگ نویسی خواهد بود که اخبار ومشاهدات شگفت انگیز خود را بطور مرتب از طریق این رسانه فرا مکان و یا بی  مکان به مخاطبان خود منعکس می کند.شاید بتوان نام اینگونه ارتباط را ارتباط فرا مکانی  ویا حتی فرا زمانی نامید٫واژگانی که پیش از این کمتر در ادبیات ارتباطات عینیت یافته است!البته شما هم می توانید با ارسال یک کامنت در پست های ایشان٫ جزء کسانی باشید(البته نه اولین) که مطلب واظهار نظرتان از سوی یک فضانورد ٫آن هم ایرانی والبته مشهدی الا صل مطالعه شود!

 

نظر شما چیست؟البته اگر نظری داشتید بعد از دیدن این وبلاگ بی نظیر اظهار نظر فرمایید.

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 10 AM  توسط محمد  | 

وقتی مردم به حفظ وزن خود فکر می کنند٫آنها غالبآاندام های از گردن به پایین را مد نظر قرار می دهند٫اما سلامت مغزتان تقریبآدر هر کاری که شما انجام می دهید نقش حیاتی ایفاء می کند:ازجمله فکرکردن٫احساس کردن٫کار کردن٫وبازی کردن٫ویا حتی  خوابیدن ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 11 AM  توسط محمد  | 

علاقمندان حوزه ارتباطات نیک می دانند که روانشناسی ارتباطات به عنوان یکی از شاخه های علم ارتباطات در سال های اخیر بطور قابل توجهی رشد یافته  واینکه علاقمندان این گرایش جدید امروزه تا چه حد مباحث این حوزه را به منظور نیل به  برخی کارکرد های حرفه ای همچون روانشناسی٬ مدیریت ٬روابط عمومی وتبلیغات دنبال می کنند .سعید زنگنه اخیر آ مطلب ارزشمندی از آلن پیز ترجمه کرده است که به مبحث روانشناسی ارتباطات زبان بدن پرداخته است :

 ديرباز، كف دست باز نشانه‎‎ي حقيقت، صداقت، بيعت و تسليم بوده است. بسياري از سوگندها با قرار دادن كف دست بر روي قلب صورت مي‎گيرد و زماني كه شخصي در حال اداي شهادت در دادگاه است، كف دست خود را نمايان مي‎كند؛ كتاب مقدس را در دست چپ مي‎گيرد و كف دست راست را براي مشاهده‎ي حضار بالا مي‎برد.ادامه

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 10 AM  توسط محمد  | 

مطلب ذیل یادداشت گونه زیبایی از سید مهدی واعظ موسوی است که به نظر بنده در خصوص  جنبه های زیبا شناختی پوشش بانوان  به نکات ظریفی اشاره کرده ا ند که کمتر در جایی شنیده ویا خوانده شده است:

اسلام يک طرح جامع و فراگير براي مديريت انسان در همه عصرها و نسل هاست!
2. طرح اسلام مانند يک پازل و جورچين داراي قطعات و اجزائي است که هر قطعه شايد به تنهايي معنادار نباشد ولي مجموع آن پُر معنا، کامل و زيباست! ادامه

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 11 AM  توسط محمد 

طباطبایی نماینده اصولگراي مجلس گفت: حتی در دوران رژیم گذشته با آن همه فشار حضور زنان را در استادیوم ها شاهد نبودیم ادامه
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 7 AM  توسط محمد  | 


 
193959.jpg
در آستانه آغاز ۵۰سالگى دوست بسيار عزيزى هستيم كه ۳۰ سال است مى گويد: «بيست سالمه». دكتر يونس شكرخواه را مى گويم. همه به جايگاه علمى اش وقوف دارند. بر سر آن نيستم از تحصيلاتش، كتاب هايش، مقالاتش، شاگردانش، پيشگامى هايش و آنچه كه ديگران مطلع هستند نكته اى را يادآور شوم. بل مى خواهم به خصلت هاى فردى و معرفتى او بپردازم، با وجود همه تفاوت هايمان. او شرقى است و من غربى (مرادم شرق و غرب كشور است)، او خلوت گزين با مولوى و من حافظ خوان، او ريشو و من بى ريش، او استقلالى و من پرسپوليسى، او آينده شناس و من گذشته پژوه، او را با فانى و باقى كارى نيست و من در پى هر دو... ادامه
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 3 PM  توسط محمد  | 

با توجه به شرایط همیشه حساس خاورمیانه و لزوم تلاش برای ایجاد صلح در این منطقه با دانشجویان و فرهنگیان خاورمیانه مقیم آمریکا در صدد راه اندازی انجمن IT و صلح برای خاورمیانه در آمریکا هستیم.

ادامه

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 8 AM  توسط محمد  | 

         روز معلم بر همه اساتید ودانشوران مبارک باد
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 1 PM  توسط محمد  | 


پس از  دستور رئیس جمهور و طرح بحث ورود بانوان به ورزشگاه ها، شماری از مراجع تقلید ، علما و متدینین با اظهار تعجب از این اقدام احمدی نژاد از آن انتقاد کردند. اما این انتقادات با واکنش شدید و غیرمنتظره مشاور رئیس جمهور مواجه شد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، سخنان شمقدری هرچند امروز در روزنامه ها و برخی سایتها منعکس شد، اما به دلیل اهمیت و کم سابقه بودن چنین اظهاراتی، بازتاب با پوزش از علما، متن پیاده شده آن را به نقل از وبلاگ خاطرات يك خبرنگار مسلمان منتشر می کند.

گفتنی است، شمقدری، کارگردان فیلم «توفان شن» است که تولید فیلم تبلیغاتی احمدی نژاد را هم بر عهده داشت و پس از انتخابات به عنوان مشاور هنری رئیس جمهور منصوب شد.

ادامه
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 10 AM  توسط محمد  | 

کانون محیا دانشکده علوم اجتماعی برگزار می کند:

                                          فرهنگ.روابط..جنسیت

نشست اول:اهمیت وضرورت طرح مسائل جنسی وایجاد فضایی سالم برای گفت وگو

مکان:اطاق شورای گروه برنامه ریزی ارتباطات دانشکده

زمان:شنبه ۹/۲/۸۵

ساعت:۳۰/۱۲تا ۱۴

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 10 AM  توسط محمد  | 

.

در مراسم بزرگداشت بين‌المللي ابن سينا در مركز دايرةالمعارف انسان‌شناسي با حضور مسئولان كشوري، دانشمندان، استادان، سفراي كشورهاي اسلامي و اسقف اعظم ارامنه ايران، نشان تقدير يونسكو به دكتر مهدي محقق عضو پيوسته فرهنگستان و رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ايران اهدا شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 10 AM  توسط محمد  | 

از کلیه دوستان ودانشجویان عز یزی که به طروق گونا گون از جمله ارسال ایمیل ونامه این حقیر را مورد لطف ومرحمت خویش قرار دادند سپاسگزارم وبرای همگی آن گرامییان از درگاه حضرت دوست  سالی سر شار از خیر وبرکت وعزت ورحمت خواهانم.یکی از سرورانی که با ارسال کارت تبریکی به خط خوش خود برای لحظاتی چشمان مرا نوازش داد والبته زینت بخش میز تحریر شد استاد  خوشنویس کاوه تیموری است.در حاشیه پیام تبریک آن بزرگوار قطعه شعری نیز  مر قومه ایشان را آذین کرده است که چه نیک وصف حال ما را در بهار در این بهاریه سر داده است:

صبح است وآفتاب پس از بارش سحر

بر یال کوه می روم از بین بوته ها

گویم ببین که از پس چل سال وبیشتر

باز این همان بهار وهمان کوه وبازه است

بر شاخسار گز پیر مرغکی

گوید نگاه تازه بیاور که بنگری

در زیر آفتاب همه چیز تازه است

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 7 AM  توسط محمد  | 

ز کوی  یار  می آید  نسیم  باد  نوروزی        

                                                            از این باد ا ر مدد خواهی چراغ دل بر افروزی

چو گل گر خرده ای داری خدا را صرف عشرت کن

                                                               که  قارون را غلط ها  داد سودای  زراندوزی

فرارسیدن بهار وسال نو بر عموم پویندگان راه دانش خجسته ومبارک باد

                                          

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 11 AM  توسط محمد  | 

نشریه الکترونیکی فصل نو شماره جدید خود را به نوروز وآیین های آن اختصاص داده است .مطالعه مطالب این شماره در این ایام بهجت افزا وفرخند ه خالی از لطف نیست.اینجا
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 10 AM  توسط محمد  | 

دانشجو یانی که به دنبال مطلب نگاشته شده با عنوان راه های تقویت حافظه می باشند به آیتم ارتباطات انسانی در همین صفحه مراجعه نمایند.البته چند توصیه جد ید نیز به آن اضافه شده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 12 PM  توسط محمد  | 

دانشجویان وعلاقمندان فرا گیری زبان انگلیسی که به اینترنت دسترسی دارند می توانند از سایت آموزشی راه دور استفاده نمایند .امکان جستجوی واژگان در این سایت فراهم شده است و به نظر بنده این سایت در حال حاضر یکی از مطلوبترین سایت های آموزشی است.

در هر کجای ایران که هستید زبان انگلیسی را در محل کار و یا محل زندگی خود بصورت آموزش از راه دور (e-learning) با هزینه ای مناسب و در مدت زمانی کوتاه با جدید ترین متد آموزشی کمبریج بیاموزید و در پایان موفق به اخذ دیپلم بین المللی از کمبریج گردید. آموزش زبان انگلیسی از راه دور

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 8 AM  توسط محمد  | 

اخیرآ ژاپنی ها تحقیقات جالبی را روی یک گروه هزار نفری انجام داده اندادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 7 AM  توسط محمد  | 

هتک حرمت حرمین مقدس امام هادی (ع)وامام عسکری(ع) یک بار دیگر جامعه شیعیان ودوستداران اهل بیت را به سوگ نشاند.بی شک این اقدامات مذ بو حانه وسلسله وار دشمن به ارزشهای دینی نه تنها موجب تفرقه شیعه وسنی نخواهد شد بلکه پایان دوران ستمگری متجاوزان را نوید می دهد. 

به امید آن روز

                                                          اللهم مشغل الظالمین بظالمین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 9 AM  توسط محمد  | 

 

مراسم گرامیداشت استاد محمد تقی شریعتی به همت موسسه توسعه انسانی در دوم اسفند ماه در محل تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی با حضور شاگردان ،اندیشمندان وتنی چند از چهر های فعال وسر شناس سیاسی وفر هنگی به پایان رسید.در سال جاری این اولین باری بود که می شد شخصیت هایی چون مهند س موسوی، حجت الاسلام ابطحی،مصطفی تاجزاده و....برخی دیگر را در یک جا دید.البته  به غیر از اساتید صاحب نام  علوم اجتماعی دانشکده (دکتر توسلی ودکتر سا را شریعتی) که تقریبآ هر روز توفیق زیارت آنان دست می دهد ملا قات با دکتر خانیکی نیز فرصت مغتنمی بود.

برای کسانی که با این چهره فرهیخته کمتر آشنایی دارند بر خی از ابعاد و و یژگی های شخصیتی ایشان را که از سوی تنی چند از سخنرانان مدعو واز جمله نوه استاد مطرح گردید به اجمال می آورم :

-بیدار گری ، احیاء گری دینی واهتمام به تر ویج عقاید دینی وآموزه های قرآنی بویژه به نسل جوان،عقلانیت وروشنگری،پیشتازی در طرح مسائل دینی منا قشه برانگیز از مشخصه های بر جسته آن چهره بر شمرده شده است.

-از ویژگی های بر جسته دیگر ایشان استناد به منابع اصیل،اشراف به منابع ومآخذ جدید وتوجه به نیازهای نسل جوان قابل اشاره است.

-استادشریعتی اولین کسی است که به عقلانیت وبر جستگی زن اشاره کرده است.

-وی موسس کانون نشر حقایق دینی بوده است. این کانون به  تر ویج عقاید دینی وفعالت سیاسی می پرداخته است.

-اخلاص درعقیده و عمل،تواضع وفروتنی،دشمن ستیزی و دستگیری از مظلومان،مدارا وبردباری،استقامت وسخت کوشی از ویژ گی های برجسته اخلاقی آ ن فرزانه بر شمرده شده است.

-دوران زندگی استاد را می توان در چهار دوره تدریس(1309)،ارشاد وهدایت(1320)،فعالیت های اجتماعی وسیاسی(1320)،وتحقیق وتر جمه (1320 تا 1357) خلاصه کرد.

از آن استاد سخت کوش تا کنون 17 اثر (کتاب وجزوه)که 8 جلد آن تفسیر سور ه های قرآنی است با قی مانده است.

روحش شاد و خدایش بیامرزآد

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 7 PM  توسط محمد  | 

ازآنجا که در اکثر کلاس های درسی ام در دانشگاه جامع علمی،کاربردی، دانشجویان بویژه در رشته روابط عمومی میانگین سنی بالای30 سال دارند ،اکثرآ از ضعف و کندی ذهن در یادگیری مطالب درسی از جمله حفظ واژگان انگلیسی نگران وگله مند ند ولذا همواره برای تقویت ذهن از اینجانب راهنمایی طلب  می کنند.لذا به منظور پرهیز از تکرار توصییه هایی در این باب بهتر دانستم حاصل برخی مطالعات ،تجربیات وشنیده هایم ازصاحب نظران وکارشناسان امر رااز این طریق منتشر نمایم شاید برای طالبان راه علم ودانش اندوزی مفید واقع شود.البته قبل از مطالعه این یاد داشت چند نکته را یا دآوری می کنم:

1)مطالب ذیل حاصل مطالعه چند منبع معتبروشنیده های موثق است که برخی از آنان تجربه شده است.

2)نگارش این توصییه ها بدین معنی نیست که خود به همه این موارد عمل می کنم.

3) بی شک رعایت همه موارد یاد شده مستلزم امکانات واقتضائاتی است که از توان افراد عادی خارج است ولذا بهتر است در استفاده وبهره گیری مقطعی از آنها جز در موارد بروز بیماری های خاص ناشی از کمبود مواد وعناصر حیاتی بدن آن هم پس از تشخیص طبی اجتناب کرد.

4)عوامل تقویت حافظه وقوای ذهنی در چند گروه فیزیکی،ذهنی،بهداشتی،تغذیه ای،روحی وروانی و در پایان معنوی جدا گانه آمده است.

۵)بی شک آنچه که موجب اثر بخشی در تقویت حافظه می باشد بدنبال استمرار دررعایت موارد یاد شده تحقق پذیر و مستلزم برنامه ای منظم است.

۶)در خاتمه با اطمینان نسبی می توان گفت اگر این موارد موجب تقویت ذهن نشود حداقل از تحلیل وتضعیف سریع ذهن خواهد کاست.

 

 

فیزیکیًًٍَُِ

-انجام فعالیت های ورزشی هوازی  بویژه  دویدن و کوهنوردی بطور مرتب به منظور دفع مواد سمی وافزایش برون ده قلبی وعروقی

("عقل سالم در بدن سالم")

  -اختصاص حداقل 6تا8 ساعت درشبانه روز به خواب در محیط آرام(تر جیحآ11شب تا 6صبح)

  -حفظ تناسب اندام ووزن 

  - پیاده روی در طبیعت و یا پارک و کسب انرزی از عناصر طبیعی(خاک/آب/باد)

  -قرار گرفتن در معرض تابش غیر مستقیم نور آفتاب

ذهنی

-انجام مرتب تمرینات ذهنی ومحاسبات ریاضی

- فرا گیری وتکلم به دو زبان مادری ویک زبان خارجی

-تفکر خلاق که منجر به تو لید ،خلق و ایجاد یک اثر علمی گردد         

-انجام مطالعه روزمره ونگارش وسرودن شعر 

 

بهداشتی

-استحمام روزانه

-دوری از آلودگی های محیط زیست بویژه آلودگی صوتی وهوا

-توجه به بهداشت دهان ودندان واستمرار در مسواک

-رعایت بهداشت جنسی و اعتدال در ارضای غرایز جنسی

-عدم مصرف پنیر به مقدار زیاد، بویزه پنیرهای مانده وکهنه

-عدم مجاورت با مواد سربی و فضا های آلوده به سرب

-پرهیز از خوابیدن در زیر درخت های پر برگ در ساعات شبانه

-دوری ازوسایل گرمایشی که احتراق ناقص دارند بویزه در هنگام خواب شبانه(بخارنفتی وگاز سوزمعیوب)

-دوری از امواج رادیویی والکترومغناطیس که معمولآبا تضعیف قوای شنوایی وبینایی همراه است.

-عدم تنفس عمیق وطولانی در محیط های بسته حاوی گازهای گوگرد و منوکسید کربن(همچون کارگاهها وتوالت هایی که تهویه مناسبی ندارند).

تغذیه ای

-پرهیز ازمصرف غذاهای چرب وپر حجم

-تآمین موادآلی ومعدنی مورد نیاز بدن بویژه آهن،منیزیم،مس و ویتامین های مورد نیاز بدن بویژه ویتامین b.c

-استفاده از مواد حاوی قند طبیعی(قند فروکتوز)همچون مویز(بویزه سیاه آن)،کشمش وانگور(حداقل روزی 20 دانه برای افرادسالم)

-مصرف کافی سیر ،سیب زمینی کبابی ومغز گوسفند برای رفع کدورت ذهن

-استفاده کافی از مواد انرزی زایی که موجب تسریع جریان خون می گردد.از قبیل کنجد،کندور(کنجد حاوی لیستین-چربی فسفر دار- است که برای التیام نسوج اعصاب ضرورت دارد)

-استفاده مرتب از مواد غذایی سر شار از املاح فسفر،کلسیم که بیشتر در آبزیان دریایی بویژه در میگو،میوه جات وسبزیجات تازه و لبنیات بوفور یافت می شود.

-برای تقویت ذهن روغن فندق بو دار نیزمفیداست وهمچننین گردو نیزمقوی حواس باطنی است.بادام نیز به سبب داشتن مقادیر زیاد فسفر،پتاسیم،منیزیم ،آهک،گوگرد،کلر،سدیم وآهن برای رفع ضعف قوای ذهنی بهترین خوراک ویا بهتر بگویم داروست.

-نارگیل نیز برای رفع سستی مغز بسیار نافع است وپسته برای تقویت ذهن موثر است.

-واز جمله مواد موثر دیگری که در برخی کتب رموز سلامت به آنها اشاره شده است می توان به انار ترش وشیرین(با پیهش)،کدو،شیر تازه دوشیده وسرد نشده گاو یا گوسفند(مقوی مخ)،آویشن شیرازی،اسطو خودوس ولوبیا(بواسطه فسفر زیاد)اشاره کرد.

-مصرف حداقل ۸لیوان آب معدنی در شبانه روز

 

روحی وروانی

-دوری از محیط های پر استرس واضطراب

-ایجاد شرایط وجو نشاط وشادمانی

-تماس،مشاهده واستفاده از رنگ های شاد وآرامش بخش بویزه آبی ،سبز،سفید وزرد که مو جب انبساط  خاطر

می شود

-|پر هیز از مشاهده تصاویر ی که اثر نا مطلوب بر ذهن می گذارند.

وسرانجام توصیه های معنوی

-همواره با وضو بودن

-تلاوت مرتب قرآن بویژه سوره مبارک ناس 

-حفظ وشنیدن آیات قرآن مجید

-سحر خیزی وتهجد ونماز شب

-اجتناب از گناهان کبیره همچون غیبت، تهمت، دروغ وچشم چرانی

-مداومت برذکر صلوات وذکر "یا حفیظ"(بویزه در هنگام به یاد آوردن چیزی)

 -قرائت دعای زیر قبل از شروع مطالعه

"اللهم اخر جنی من ظلمات الوهم واکرمنی به نورالفهم اللهم افتح علینا ابواب رحمتک وانشر علینا خزائن علومک برحمتک یا ارحم الراحمین"

                                                             

 

خوشحال خواهم شد نظرات ارزنده وتجربیات مفید شما را در این راستا در یافت نمایم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 2 PM  توسط محمد  | 

چنانچه علا قمند به مطالعه مطالبی در باره نهضت امام حسین از منظر جامعه شناسی هستید حتمآ سری به سایت زیر بزنید.

فصل نو

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 9 AM  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 7 AM  توسط محمد  | 

ترسم كه اشك در غم ما پرده در شود      وين راز سر به مهر به عالم سمر شود

درگذ شت نا بهنگام و دردناك خواهر زاده عزيزم  در هفته گذشته چنان مرا متاثر كرد كه امكان حضور در فضاي مجازي را از من گرفت.آيدا كه دردهه سوم عمر خويش زندگي را تجربه مي كرد قبل از آنكه پذيرش تحصيلي خود را از دانشگاهي در اتريش دريافت كند در يك سانحه رانندگي به ديدار حق شتافت.

روحش شاد

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 10 AM  توسط محمد  |