|
|
|
|
|
از جمله مواردی که نظرهر ناظر بیگانه ای رابه خود جلب می کند همانا آداب و رسوم پر رمز و راز فرانسوی هاست که علی رغم درون مایه های یکسانش در هر گوشه از این سرزمین به شکل و ترتیبی خاص روایت و پاسداشت می شود ،از جمله این آداب که در ماه آوریل برگزار می شود ر سم لو پواسون اوریل است که روز شوخی و بذله گویی هم نامیده شده است ،در این روز همه افراد از هر سن و سالی و طبقه ای دروغ هایی را جعل می کنند و از طروق مختلف برای یکدیگر بازگو می کنند و البته اینروزها این رسم به مدد اینترنت و پیام هایی که از طریق اس ام اس موبایل ها رد و بدل می شود بیش از هر زمان دیگر خود نمایی می کند؛در چنین روزی کودکان با مقوا و کاغذ های رنگی ماهی هایی را درست کرده و به پشت یکدیگر می چسبانند؛در روزدوشنبه هفته دوم این ماه نیز که عید پاک و تعطیل رسمی است ،روزیست که بنا بر نظر کاتولیک ها رو ح و جسم مسیح به ملکوت اعلی رفته است!نوعی غذا به نام بره پاسکال در جمع اعضای خانواده صرف می شودو پس از آن کوچکتر های فامیل به دیدار بزرگان و همچنین دوستان و آشنایان می روند و این روز را گرامی می دارند،در حقیقت این روز همچون عید فطر مسلمانان ،مسیحیان کاتولیک نیزدر پی چهل روز تهذیب نفس و روزه داری به شادمانی و جشن و سرور می پردازند ! |
||
|
|
|
|
|
چند سال پیش انجمن فارغ التحصیلان ایرانی رشته های فنی و مهندسی مقیم آمریکا، در پی گسترش تلفات جاده ا ی در ایران بر آن شد تا با مشارکت اداره راهنمایی و رانندگی و چند نهاد مرتبط دیگر در کشور، همایشی را بدین منظور تدارک ببینند و به بحث و بررسی علل و عوامل چشمگیر تصادفات و مرگ و میر جاده ای در ایران بپردازند و راهکار هایی را در جهت افزایش امنیت جاده ای و کاهش تلفات منجر به مرگ و یا معلولیت -که آسیب های فردی و اجتماعی دیگری را نیز بدنبال دارد- ارائه دهند؛ مسئول این انجمن در آن زمان از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در خواست مشارکت و همکاری نمود و لذا دبیر خانه و کمیته علمی این همایش به موسسه مطالعات و تحقیقات سپرده شد ،در بررسی های اولیه ای که با همکاری چند تن از همکاران پژو هشگر صورت گرفت به آمار و ارقام جالب توجه و البته تآسف برانگیزی بر خوردیم که نشان می داد کشور ۷۰میلیونی ما در سال۱۳۸۴ حدود ۲۷۰۰۰تلفات ناشی از تصادفات جاده ای داشته در حالی که کشوری چون فرانسه باهمین میزان جمعیت حدودآ یک دهم این مقدار یعنی ۲۷۰۰نفرتلفات داشته است ، که بر طبق اظهار نظر مسئولان وقت مواردی همچون سبقت و سرعت غیر مجاز،عدم رعایت فاصله حداقلی خودرو ،عدم رعایت استاندارد های ایمنی از سوی خودرو سازان و بی توجهی سرنشینان آن به نقائص فنی ،وضع نامطلوب جاده ها و ناهشیاری یا کم هشیاری برخی رانندگان و از جمله نوجوانان به دلایل نامعلوم !و صد البته اقدام دیر هنگام اورژانس جاده ای و ضعف تدارکات حمل ونقل بیماران از جمله مهمترین عوامل تلفات بر شمرده شده بود ؛رئیس وقت موسسه و برخی از کارشناسان مطلع وبا تجربه زندگی در فرانسه نیزبراین عقیده بودند که مهمترین عامل مرگ و میر های جاده ای در ایران به فقدان عامل فرهنگ سازو از جمله نبود آموزش همگانی کافی در این کشورباز می گردد و لذا مسئولان امر می بایست در یک پروسه زمانی بلند مدت و با بهره گیری از تجارب کشور های توسعه یافته و مطرح در این زمینه نفش فرهنگ و آموزش مستمر از طریق رسانه های همگانی را بیشتر از عوامل دیگر در دستور کار خود قرار دهند و لذا اقدامات و طرح های مثبت و موثر انجام شده از سوی آن اداره ،همچون سفارش تهیه و پخش ویدئو کلیپ های هشار دهنده و بویژه طرح همیار پلیس که با مشارکت فعالانه صداو سیما در راستای رسالت آموزشی رسانه ملی و امرفرهنگ سازی انجام گرفت ،با استقبال کم نظیری از سوی دانش آموزان و واولیاء و مربیان پرورشی مواجه شد و لذا در ایام تعطیلات نوروزی همان سال ، کاهش محسوس تصادفات و متعاقب آن تلفات جاده ای بودیم که متآسفانه این طرح هم ، علی رغم توفیق نسبی آن همچون بسیاری از طرح های فرهنگ ساز دیگر خیلی زود به فراموشی سپرده شد و البته از آنجا که کشور با آسیب ها و چالش های فرهنگی و اجتماعی بسیاری در حوزه شهری روبروست احتمالا این طرح فعلا از دستور کار خارج شده شاید در پی چندین تصادف مرگ بار جمعی (و یا به قولی گردانی یا کلاسی) و محیر العقول دیگر، چند روزی پیش از تعطیلات نوروزی و یا تابستانی ، در وقت مقتضی در اولویت توجه مسئولان امر قرار گیرد!ولیکن غرض از ذکر این مقدمه ، طرح نکات قابل تآملی در آداب رانندگی شهروندان فرانسوی است که گرچه رعایت برخی از این قوانین نهادینه شده خیلی زود توجه چهانگردان را به خود جلب می کند، با این حال به نظر می رسد که برخی از این ویژگی های تحسین بر انگیز و البته برای ما ایرانیان تا حدی عجیب تنها در گذر ایام و به مرور بر افراد و شا هدان افشاء می شود که جهت اطلاع خوانندگان بنده هم ضمن تآکید بر نقش بی بدلیل فرهنگ و لزوم اطلاع رسانی با استفاده از شیو ه های جدید مناسب دیدم که در ادامه به چند مورد از آن موارد اشاره کنم تا اهمیت نقش فرهنگ و آموزش در کاهش تصادفات در این کشور را خاطرنشان کرده باشم با این امید که هر یک از ما به سهم خود با رعایت دقیق قوانین رانندگی و یا با آگاه سازی دیگران نقشی هر چند کوچک در راستای ارتقاء امنیت جاده ای ایفاء کرده باشیم : رعایت و حفظ سرعت حرکت در شهر و حتی جاده های خارج از شهر بگونه ای که مشاهده سبقت خودرویی از دیگران تقریبآ محال و اگر هم در اتوبان های وسیع خارج از شهر ها هم سبقتی دیده شود با رعایت کامل تمام جوانب و احتیاط های لازم استً! تقید به روشن نگاهداشتن چراغ های راهنما و بزرگ خودرو،حداقل یک ساعت قبل از تاریکی گرگ و میش هوا ،در روزهای ابری و بارانی و البته در اوقاتی که هوا کمی مه داشته باشد! حفظ و رعایت فاصله خودرو با خودرو های دیگر که حداقل آن در خارج شهر ها 10 و در داخل شهرها تا 4تا5 متر می باشد! رعایت کم نظیر حقوق عابران پیاده و دادن حق تقدم به آنان و بعضآ حیوانات اهلی و وحشی سرگردان حتی در مواردی که خودرو دارای سرعت بالایی است! رعایت چشمگیر قوانین راهنمایی و رانندگی از جمله عدم خوردن مواد غذایی و انجام مکالمه با تلفن همراه بویژه در خارج شهر و حتی از سوی رانندگان وسائط سنگین! عدم اجازه تردد وسائط سنگین از نیمه شب تا 6 صبح و پیش بینی امکانات بهداشتی و رفاهی در جاده های خارج از شهر برای اسکان و استراحت آنان! و سفارش و پخش آگهی های آموزشی مربوطه از طریق شبکه های تلویزیونی با هدف آگاه سازی مخاطبان خرد سال ونوجوان! و البته در مواردی هم که رانند ه متخلفی ،امنیت جاده ای و سلامت دیگران را به خطر بیاندازد قوانین مربوطه به نیرو های پلیس این امکان را داده است تا با متخلفین در صورت احراز سهل انگاری هایی چون مصرف مشروبات الکلی و دارو های توهم زا به انحای مختلف همچون اعمال جریمه های نقدی سنگین،ضبط خودرو و ابطال گواهی نامه با آنان بشدت برخورد کنند و لازم به ذکر است که علاوه بر فرهنگ متعالی وستودنی رانندگی در این کشور به دو مورد از علل اصلی ذکر شده در خصوص تصادفات جاده ای در ایران نیزازجمله رعایت استاندارد های خورو و همچنین استاندارد های ایمنی جاده نیز اهمیت و توجه ویژه ای داده می شود و این همه در حالی است که اکثر شهروندان فرانسوی همراه با وعده های غذایی خود از صرف مشروبات الکلی نیز نمی گذرند و اگر در کشور ما نیز علاوه بر عدم توجه کافی ورعایت دقیق موارد فوق ،چنانچه چنین آزادی هایی هم بویژه برای جوانان وجود می داشت معلوم نبود که رقم تلفات جاده ای و درون شهری تا چه حد افزایش می یافت! |
||
|
|
|
|
|
اهالی شهر متز ،منطقه بورنی را محل زندگی عرب ها ی مسلمان و آفریقایی می دانند،در این محله نسبتآ بیگانه نشین ،ساکنانی زندگی می کنند که حتی به زبان فرانسه چندان آشنا نیستند و تمامی نیاز های معیشیتی خود را در تعامل با هم زبانان و هم میهنان خود بر طرف می کنند !پس چندان هم تعجب آور نیست که زبان شناسان، زبان عربی را در کنار زبان های انگلیسی ،فرانسه ،آلمانی و ترکی از جمله پنج زبان اصلی بر شمارند که در صورت آشنایی با آنها در هر نقطه از جهان که باشی تا حد زیادی ازمشکلات برقراری ارتباط با دیگران رهایی خواهی یافت!اما علی رغم علاقه ای که برای دیدار این منطقه و بویژه مراکز مذهبی و فرهنگی آن داشتم این فرصت تا امروز دست نداد ه بود ؛نزدیکی خوابگاه جدید در تکنوپل در یک روز جمعه مرا برآن داشت تا نیم روزی را به سیر و سیاحت و یا مطالعه جامعه شناختی این محله بپردازم ،فرصت و امکانی که متآسفانه بسیاری از دانشجویان جامعه شناسی شاغل به تحصیل در این شهراز آن غافلند و چه بسا برخی ،بویژه بانوان کنجکاو و علاقمند به خرید ، از میان این همه زمینه های مطالعاتی و کسب تجربه تنها به جمعه بازار این محله ها و یا یک شنبه بازار مرکز شهر و البته گردش در مراکز بزرگ خرید و گردش در خیابان های پر تردد تمایل نشان می دهند!در حالی که گاهآبرخی دانشجویان رشته های فنی علی رغم نداشتن وقت کافی، شاید به دلیل آنکه بیشتر از دیگران اهل استنتاج و تحلیل های ریاضی هستند منطق بهره گیری از این فرصت ها را بیشتر از دیگر دانشجویان رشته های دیگر حتی جامعه شناسی درک می کنند و البته شگفت آنکه در حفظ هویت ملی وایجاد تعاملات فرهنگی و مذهبی نیزاز انسجام و وحدت بیشتری برخوردارند! این منطقه که مجموعه آپارتمان های متعددی را در خود جای داده است در نگاه اول بر خلاف برخی شنیده ها بسیار آرام و کم تردد می نمود بطوری که تصور اینکه بتوان در این محله اجتماعاتی را پیدا کرد بسیار دور از انتظار بود؛ حتی بخشی از بدنه دانشگاه پل ورلن معروف به بریدو و تعدادی از خوابگاه های دانشجویی واقع در آن نیز گویی در خواب بود !به هر حال پس از چند خیابان بالا و پایین کردن به یک جمعه بازار رسیدم که فروشندگان و خریداران آن بیشتر عرب و یا آفریقایی بودند و همانطور که شنیده بودم زبان غالب تکلم میان ایشان عربی بود،سراغ مسجدی را از فروشنده محصولات مذهبی گرفتم که وی مرا به مردی در کنارم ارجاع داد که بر حسب تصادف پیش نماز موقتی بود، مراکشی تبار که بنا به نیاز هم وطنانش برای امامت نماز جماعت مسجد مراکشی ها ،هفته ای سه روز از استراسبورگ به متز می آمد ؛در راه مسجد ،وی از کمبود امام جماعت و مبلغ و حتی مربیان قرآن البته سنی مذهب شکوه داشت و برای جلب همکاری علاقمندان مستعد آموزش قرآن با پرداخت حق الزحمه ابراز علاقه می کرد!(قابل توجه مبلغان سنی آشنا به زبان های عربی و فرانسه)یک ربعی به ظهر شرعی باقی مانده بود که به اتفاق ایشان پیش از همه وارد مسجد شدیم،مشاهده فضایی حسینه مانند در شهری مملو از مظاهر اغواگر و مادی که پیوسته تو را دعوت به دوری از هویت فرهنگی و اسلامی ات می کند در نظر اول بسیار مسرور کننده بود و اگر چه این مسرت پس از گذشت چند ساعت و دیدن نماز گزاران مراکشی که به جماعت منتظر می پیوستند دو چندان می شد ؛ در میان آنان جوانان و سیاهپوستانی هم دیده می شد ندکه به جماعت تراوت و شور می بخشیدند؛تجمع بیش از یک صد نفر نماز گذار تنها در یکی از مساجد این منطقه این باور را در ذهن تقویت می کرد که واقعآیک چهارم جمعیت این شهر مسلمانند ،اگر چه بدلیل آنکه در همه مناطق شهر بطور یکسان پراکنده نیستند هیچگاه آنچنان که باید به چشم نمی آیند!از نکات قابل توجه در این رویداد مذهبی زمان ایراد خطبه ها و اقامه نمازبود که حدود دو و نیم ساعت پس از ظهر شرعی آغاز شد و حدود 45دقیقه ای به طول انجامید.امام جماعت جوان جمعه که به دو زبان عربی و فرانسه سخنرانی می کرد تمامی دوخطبه را (حدود نیم ساعت)به روز جهانی تغذیه ،ذکر احادیثی در خصوص اطعام واعتدال در بهره گیری از مواهب مادی و تشریح وضعیت تآسف بار گرسنگان جهان و لزوم توجه و دستگیری از آنان اختصاص داد و هیچ اشاره ای به تحولات سیاسی در سطح ملی و منطقه ای نکرد !که البته قابل پیش بینی بود؛ ناگفته نماند که در مجموعه کتاب های موجود در قفسه محل اقامه نماز قرآن ،تفسیر وتآلیفات فرقه وهابیت با کیفیت متفاوت از دیگر کتب خودنمایی می کرد ! با مشاهده اینچنین جماعت های منسجم مذهبی از ملیت های مختلف بویژه کشور های مسلمان شمال آفریقا بویژه مراکش و تونس و الجزائر تا حتی کشورهای مسلمان خاورمیانه بویژه ترک های همه جا حاضر،در نواحی مختلف شهر نه چندان بزرگی چون متز، صرف نظر ازاینکه رشد روز افزون اسلام در اروپا را به نظاره می نشینی، واقعیت دیگری را نیزگوشزد می کند و آن اینکه علی رغم تعداد فابل ملاحظه هم وطنان ایرانی در گوشه و کنار این کشور و وجود افراد مرفه و سرمایه دار در میان آنها چرا ایرانیان مسلمان ساکن در این سرزمین در ایجاد مراکز فرهنگی و مذهبی چون ملیت های دیگر همتی نگماشته اند تا شاید از این رهگذر هویت ملی و دینی خود را تحکیم بخشند واز مواهب وبرکت جماعات مذهبی چون تجدید دیدار و رفع مشکلات و حوائج احتمالی هم وطنان نیازمند خود برخوردار شوند! |
||
|
|
|
|
|
پیش از این از بهار زیبای شهر متز سخن گفته بودم ولیکن تصور ی از اینکه پاییز این شهر نیز به همان اندازه و حتی بیشتر خیره کننده با شد نداشتم تا اینکه در اولین تجربه حضورم در خوابگاهی واقع در پردیس فنی دانشگاه پل ورلن (تکنوپل)که در حاشیه شهرمتز قرار داردفرصت مشاهده افسونگری طبیعت با همه جلوه های رنگارنگ و چشم نوازش دست داد،اگرچه پاییز با همه زیبایی هایش پیغام سردی و خاموشی را نیز به همراه دارد و بیدرنگ غم دوری از خانواده وعزیزان هم نفست را در این سرای بیگانه دو چندان می کند با این حال از منظری دیگر، نز دیکی با طبیعتی تا این حد زیبا می تواند در آغاز یک پویش علمی تحرک بخش هم باشد ! اگر چه بهار در این سرزمین کمی دیرتر از بهار ایران خود نمایی می کند ولی در عوض ظاهرآ گویی پاییز با سرمای دلپذیر و هوای متغییرش در این منطقه سر سبز زودتر از کشورهای جنوب سفره رنگین خود را پهن کرده است ! با سیر در این همه زیبایی و جلوه گری طبیعت گاهی با خود می گویی که آیا این همه مواهب طبیعی خدادادی و مناظر مسحور کننده اش،پاداش صداقت و پاکی نیت مردمان این سرزمین و کشور های شمال است! یا شاید بهانه ای برای تمام کردن نعمت و سنجش قدرشناسی آنان !ولی خوب که می نگری درمی یابی که حضرت دوست اگر چه در بذل نعمتی بر این سرزمین ذره ای فرو نگذاشته است، با این حال گاه در یک روز آفتابی هر آیینه پی می بری که ساکنان این مناطق پر آب چگونه درتکاپوی گرفتن حمام آفتابی و یا قدم زدن برای لحظاتی در زیر تابش نور خورشید بی صبری می کنند در حالیکه در مقابل، در کشورهای جنوب و کم آبی چون ایران چه بسا مردمان سخت کوش مناطق گرمسیر و همواره آفتابی در حسرت تجربه یک روز یا شب بارانی چشم بر آسمان دارند و بیم از دست رفتن محصول !و البته چنانچه بخت یا آسمان حتی نه چندان سخاوتمندانه با آنان یار باشد شاید به مصداق «فی بلد الطیب یخرج نباتآ طیبا»!به جای طبیعت الوان و خیره کننده ای که در اروپا به میهمانی چشم ها می روند شاهد به ثمر رسیدن میوه های متنوع ، رنگارنگ و آبداری خواهند بود که در این سو می باید با صرف هزینه ای گزاف لبی را از آنها تر کنی !پس چنانچه نیک و با بصیرت بنگری در خواهی یافت که حضرت داور در این سرای فانی هر نعمتی را به مصلحت و قدر معلومی ارزانی داشته در حالی که بندگان غافلش همواره در حسرت نعمت ارزانی شده به دیگران بسر می برند و چه بسا از مواهبی که در آن غوطه ور ند یاد ی نکنند! |
||
|
|
|
|
|
۱۲تا 14 ژوييه سال جاري به همت نمايندگي علمي جمهوري اسلامي در پاريس و انجمن اسلامي دانشجويان شاغل به تحصيل در اين كشور اردويي فرهنگي و تفريحي در شهر استراسبورگ و يكي از شهر هاي آلمان بر گزار گرديد كه متآسفانه بنده علی رغم ثبت نام موفق به شركت در اين اردو نشدم .دوست عزيزم، محمد گزارشي از اين سفرخاطره انگيز را در وبلاگ انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در فرانسه منتشر كرده است كه خواندني است.
شهر زیبای استراسبورگ در اواسط ژوئیه میزبان دهها دانشجوی ایرانی شاغل به تحصیل در فرانسه و خانواده های آنان بود. به همت دوستان انجمن اسلامی مقیم استراسبورگ،مکان اردو در یکی از زیبا ترین و خیال انگیز ترین فضا های این شهر در نظر گرفته شده بود، امکاناتی چون فضای سبز، زمین والیبال، فوتبال،تنیس روی میز ودسترسی به یک شهربازی کوچک،ساعات خوش و به یادماندنی به جا می گذاشت.ادامه |
||
|
|
|
|
|
روز باستيل ،روز جشن ملي فرانسه ،سالروز يورش به زندان باستيل همه ساله گرامي داشته مي شود؛واقعه اي كه در 14ژوئن 1789 رخ داد و آغازي شد براي وقوع انقلاب فرانسه . باستيل نام زندان ونشاني از قدرت مطلق و مستبدانه لوئي شانزدهم در رژيم پادشاهي فرانسه بود.با تصرف اين سمبل ،مردم فرانسه نشان دادند كه قدرت پادشاه ديگر مطلق نيست:قدرت مي بايد از مردم نشآت بگيرد و با تفكيك قدرت ها محدود شود.اگرچه در زمان تسخير، اين زندان هفت زنداني بيشتر نداشت ،با اين حال يورش به آن نزد شهروندان فرانسوي نشانه آزادي و مبارزه بر عليه ظلم بود؛همچون پرچم سه رنگ فرانسه ،اين اقدام نمادگر سه آرمان جمهوري فرانسه گرديد.آزادي،برابري و برادري براي شهرمندان فرانسوي . |
||
|
|
|
|
|
با وجود بهره گیری گسترده ای که در فرانسه از قابلیت های اینترنت در امور خدمات رسانی می شود بگونه ای که کمتر اموری به شیوه سنتی قابل پیگیری است ، بیدرنگ هر فردی ،صرف نظر از تبعه ، مهاجر و غیر آن را ناگزیر از هم نوایی و مطابقت با این فرهنگ می کند ؛با این حال متآسفانه برخی از مراکز خدماتی و سیاسی و فرهنگی کشورهای در حال توسعه مقیم در این سرزمین -که نمونه ای بارز از تحقق دولت الکترونیک است- ،در ارائه خدمات همچون یک یا حتی دو دهه پیش عمل می کنند! گویا نه انگار که در فرانسه خدمات ارائه می دهند؛ از جمله این مراکز می توان به تنها دفتر آژانس خدمات پرواز آزال کشورآذربایجان اشاره کرد که علی رغم کاهش حدود 30 درصدی هزینه بلیط هایش در قیاس باآژانس های معتبر دیگر آنقدر در ارائه خدمات تعلل و کاستی اعمال می کنند که تقریبآ غیر ممکن بنظر می رسد که بتوانی با استفاده از برخی وسائل نه چندان نوین ارتباطی همچون فاکس و تلفن از راه دورمبادرت به خرید بلیط و یا اموری از این دست کرد و بدیهی است که وب سایت اینگونه دفاتر نیز غیر تعاملی بوده و تنها به ارائه اطلاعاتی کلی بسنده می کنند! از همین روست که گاهآ در برخی از اوقات سال مجبور می شوی همان میزان مبلغ صرفه جویی شده را و حتی بیش از آن را صرف رفت و آمد به پاریس کنی تا شاید بطور معجزه آسایی برای زمان مورد نظرت جایی دست و پا کنی!و لذا هفته گذشته بنده نیز مشمول همین حکایت شده و درست در آخرین روز کاری هفته مجبور به سفر به پاریس شدم تا شاید حضورآ نتیجه ای بگیرم در حالیکه از دو ماه قبل برای شرکت در گردهمایی دانشجویان دکترای ارتباطات در اروپا که در همین ایام در شهر لیل بر گزار می شد ثبت نام کرده بودم و با توجه به تمرکز محورهای مقالات بر روش شناختی تحقیق بی شک بسیارمایل بودم که در آن همایش شرکت کنم و فرصت مغتنمی بود تا با برخی چهره های فعال در عرصه ارتباطات فرانسه و همچنین دانشجویان شاغل به تحصیل ایرانی در اروپا آشنا شوم که با توجه به ضرورت تهیه بلیط برگشت این مهم میسر نشد؛ولذا درزمان اقامت در پاریس فرصت مناسبی فراهم شد تا برای تشکیل پرونده دانشجویی و بهره گیری از تخفیف 50 درصدی بلیط های پرواز های خارجی ایران ایر سری هم به سفارت ایران بزنم و مدارک لازمه را ارائه دهم ،جالب آنکه در این مورد نیز علی رغم آنکه روز قبل فرم مربوطه را از سایت سفارت پرینت گرفته وبه همراه مدارک با خود به همراه برده بودم متصدی محترم و البته بسیار خوش برخورد حاضر، از من مدارک دیگری را خواست که با آنچه که در سایت آمده بود تفاوت اساسی داشت و ازآنجایی که اصل مدارک نیزمورد مطالبه بود دستیابی به برخی از آنان بدون سفر به ایران ممکن نبود ،بی شک اینگونه اطلاع رسانی از سوی نهاد های مستقر در خارج کشور صرف نظر از اتلاف وقت، هزینه سنگینی را نیز به دانشجویان تحمیل می کند و اسف بارتر آنکه خود متصدی مربوطه نیز بر این باور بود که فرم و شرائط جدید در سایت منعکس شده است!با این حال و پس از سپری کردن یک روز سخت در پاریسی که باید برای یافتن آدرس های جدیددر گذر از جاذبه های تاریخی و فرهنگی به این سو و آن سو روان شوی، دیدار آشنایی مهربان در سفارت که تو را با دو محفل سوگ و سرور پیوند دهد توفیقی است غیر منتظره که ذکر آن خالی از لطف نیست: در ساعات عصر گاهی آن روز تو فیقی دست داد تابه اتفاق این دوست گرامی در مراسم هفت در گذشت پدر سفیر محترم جمهوری اسلامی شرکت کنم,در شهری به غایت مدرن و پر ازجاذبه های مادی ،حضور و در ک فضایی معنوی با نماد های مذهبی و فرهنگی ویژه جامعه ایرانی همراه بادیدار کارکنان و فعالان نهاد های ایرانی آن هم پس از دو ماه دوری از اینگونه محافل مذهبی تجربه و فرصتی مغتنم بود و بیدرنگ در می یابی که اگر افرادی بر احیاء ارزش هایی مصمم باشند چه آسان می توان در هر جامعه ای به محافل حال و هوایی معنوی و روحانی بخشید!متعاقب این جلسه ترحیم ومتعاقب بر نامه ریزی و دعوت خانه فرهنگ ایران از آقای ماهی صفت - هنرمند سرشناس و پر آوازه ایران که اخیرآ مدال طلایی سلطان خنده ایران رانیز کسب کرده است به اتفاق تنی چند از حاضران در جلسه به محل مورد نظر عزیمت کردیم تا شاهد هنر نمایی ایشان باشیم ؛این برنامه که به همت خانه فرهنگ جمهوری اسلامی تدارک دیده شده بود بر طبق گزارش ارائه شده از سوی رایزن محترم فرهنگی جناب آقای طباطبایی پنجاه و یکمین و آخرین بر نامه ای بوده است که تنها از ابتدای بهار به همت ایشان و همکارانشان تدارک دیده شده بود ،قبل از ورود به این جلسه تصور نمی کردم که برای چنین برنامه ای قریب به ۲۵۰نفر از ایرانیان مقیم پاریس با هر بینش و گرایشی در محیطی صمیمی گرد هم آیند و به شادمانی بپردازند و البته جای شما خالی ذائقه بنده هم پس از دو ماه با سبزی آشتی کرد، آن هم در غذای مورد علاقه همه ایرانیان آش رشتهً!که تجربه این نوع پذیرایی برای دانشجویان همچو منی که مزه سبزیجات معطر ایرانی را فراموش کرده بود لذتش کمتر از اجرای برنامه مفرح مستر بین ایران نبود البته ایشان هم به اقتضای فضای متفاوت و آزاد تر خارج کشور سنگ تمام گذاشت . بی تردید اقدامات فرهنگی از این دست که در مدیریت جدید رایزنی فرهنگی ایران ابعاد جدید و گسترده ای بخود گرفته است قابل تقدیر بوده بویژه آنکه فرصت مغتنمی را برای تجدید دیدار دوستان وآشنایان ایرانی مقیم فرانسه در فضایی آمیخته با نمادهای فرهنگ ایرانی فراهم می آورد گرچه در این رویداد فرهنگی جای شما و دانشجویان مقیم پاریس بسیار خالی بود! خبر مراسم به نقل از سایت رایزنی فرهنگی پاریس |
||
|
|
|
|
|
بی شک دانشجویان وبلاگ نویس مقیم فرانسه اگر پست ویژه ای رابه خاطره اولین اصلاح سر خود و یا اولین تجربه سلمانی رفتن اختصاص نداده باشند حتمآ در جایی اشاره ای به آن کرده اند ولذا در این پست لطفآ بدنبال مفاهیم ارتباطی، چشمان خود را به سیر در خطوط نگردانید ،تنها هدف از بازگویی این خاطره ،شناخت وضعیت کسب و کار در فرانسه وانتقال تجربه ای برای دانشجو یان آینده است ودر نهایت شاید بتوان این پست را در راستای فرهنگ کار و مشی اقتصادی و روحیه صرفه جویی ارزیابی کرد؛ اگر دانشجویان نیازمند به کار در خصوص دستمزد سر سام آور سلمانی های فرانسه از قبل آگاهی می داشتند یقینآ بدنبال فراگیری این هنر در کشور خود می رفتند شاید حد اقل در خوابگاه با اصلاح سر دانشجویان مقتصد و به زعم اعراب خفیف المعونه ، دستمزدی معادل هزینه کمک تحصیلی افراذ بورسیه و بلکه بیشتر را آبرومندانه کسب می کردند! پیش از این به تسهیلات رفاهی و اجتماعی کم نظیر فرانسه اشاره ای کرده بودم و در خصوص برخی هزینه ها و قیمت های بهت آور این کشور نیز شناخت کلی داشته و گاهآ از این طریق مطالبی را منتشر کرده ام ولی البته هیچگاه قبل از مقیم شدن، از سوی دوست یا دانشجویان با سابقه دیگر در باره دستمزد بالای سلمانی ها اطلاعاتی نداشتم ،در اینکه در عصر تولید و مصرف انبوه کالا های اقتصادی و فرهنگی ، خوش نشینان کشورهای توسعه یافته و ثروتمندی همچون فرانسه علی رغم مشی اقتصادی محتاطانه مردمانش ،گاهآمبالغ زیادی را برای زیور آلات ،تجملات و آرایش و پیرایش می دهند تردیدی نیست، با این حال وقتی چشم آدمی به هزینه های شگفت آور سلمانی ها ی این کشور- که البته در اینجا مراد بنده تنها پیرایش است و نه آرایش که آن مقوله ای است ویژه از ما بهتران -می افتد بی درنگ راز مو های پریشان و گیس های بلند نه تنها پسران بلکه پیران را گویی در این راستا تفسیر می کند و یا بعضآ سر هایی که شایدنا خواسته تن به تیغ سپرده اند که بلکه مدتی از هزینه سنگین اصلاح، که معادل حداقل یک روز دستمزد پایین ترین سمت دولتی در فرانسه است خلاصی یابند!،برای دانشجویان متوسط الحالی چون نگارنده این سطورنیز که سابقآ بیش از دو یا سه هزارتومان برای سر مبارک هزینه نکرده است حقیقتآ خیلی دردناک است که هر دو ماه یک بار برای ده تا پانزده دقیقه مبلغی معادل 30 تا 60 هزارتومان بی زبان رو حواله دخل آرایشگاه کند! البته اگر کمی جوانتر و بروز هم بخوای باشی این هزینه را باید ماهیانه پرداخت کنی! در اینجاست که یک دوست نابلد هم اگر مسلح به ابزار اولیه و سنتی این هنر ظریف باشد حکم لنگ کفش پاره که چه عرض کنم حکم کیمیا را دارد البته منوط برآنکه بتوانی تیغ را بدستانش بسپاری و وی از ترس واکنش های احتمالی بعدی جنابعالی عذر و بهانه ای دست و پا نکند ،نا گفته نماند که گاهی اوقات هم با خودت کلنجار می روی که حال که زمینه ای عقلانی و ناخواسته! برای تغییر در ظاهر فراهم شده چرا از آن رویگردان شوم! واگر نتوانستی با این استدلال هم کنار بیایی چاره ای جز اصلاح نیست .پس از آنکه تلاشت برای یافتن یک پیرایشگر دانشجوی عرب یا آفریقایی مقیم خوابگاه نیز به فرجامی نیانجآمید! در حالی که با طیب خاطر راضی می شوی که نصف همان هزینه را به آنانی تقدیم کنی -که معلوم نیست سابقآ در کدام گوشه آغلی سر و تن گوسفندان بیچاره را با چه مشقتی کوتاه می کردند- تا بلکه 10 تا 15 تایی یورو صرفه جویی و شاید هم کاسبی کرده باشی ! در پی بادی و بارانی و شاید هم سپری شدن شبی ،بیدرنگ بی هیچ تاملی به سوی ابزار های دم دستت می روی تا هر طور که شده با کمی شجاعت آمیخته با قناعت از وضعیت ملال آور کنونی خارج شوی تا شاید شکل آدمیزاد پیدا کنی و حداقل دوستان که هیچ، حداقل خودت از سایه ات و یا تصویر غیر قابل تحمل نشسته بر آئینه رها یی یابی و اینجاست که دیگر منتظر کسی نمی مانی! اگر پیش از این دوستان دانشجوی دیگری گاهآ از اولین تجربه خود و هزینه گزاف پیرایش در فرانسه سخنی راندند، من هم از یک غروب بارانی،یک ماشین اصلاح فرسوده و لج باز و البته سری پریشان و خسته می گویم که چگونه در یک مواجه شتابزده وبی تآمل صحنه ای درام وپر ملال خلق کردند که آثار آن تنها با کلاهی ماسکی قابل استتار و لا پوشانی بود!شک ندارم که یک سر طاس سه تیغ در برابر این سر نا شکیبا فرشته ای را ماند!اینجاست که سخاوتمندانه به خود نهیب می زنی که ای کاش دو برابر آن هزینه رامی دادی ،تجربه ای متفاوت می اندوختی شاید سر در گریبان نمی کردی و در انظار سر افراز ظاهر می شدی ! |
||
|
|
|
|
|
روز 31 ماه می در حالی سپری شد که به لطف خدا بسیار فراتر از تصورم از عهده ارائه گزارش متدولوژی رساله دکترا و بویژه سئوالات حاضران با همه رمز آلود بودن برخی مفاهیم بیگانه زبان فرانسه برآمدم ،پیش از من نیز چند تن از دانشجویان سال های بالاتر گزارشات تحقیق خود را در زمان مقرر ارائه دادند که با انتقادات و مباحثات روش شناختی بسیاری همراه بود بگونه که در یک مورد یکی از دانشجویان الجزائری که موضوع رساله اش« بازتاب ابعاد شکنجه گری سربازان فرانسوی در الجزایر در منابع مکتوب و تصویری منتشره در اینترنت» بود بواسطه غیر عملی بودن نمونه گیری و امکان سوگیری در گزینش نمونه ها شدیدآ مورد انتقاد قرار گرفت بویژه آنکه قبلآ در خصوص شیوه نمونه گیری با استاد راهنمایش نیز رایزنی نکرده بود!نکته جالب توجه اینکه این دانشجو پس از بررسی و پرس و جوی فراوان،مولف کتابی در همین رابطه را در این دانشگاه یافته بود و لذا ناگزیر علی رغم وجود مراکز علمی فراوان درپاریس بنا به توصیه بسیاری از اساتید به متز آمده بودً!نکته قابل تآمل اینکه بر خلاف اساتید ایرانی که خود را در هر زمینه ای صاحب رای و نظر دانسته وبه استقبال هر موضوعی در هر حوزه علمی می روند و از ارجاع دانشجو به بهره گیری از اساتید دیگر دریغ می ورزند و یابعضآ در بسیاری از شیوه های پیمایشی و مطالعاتی هم حتی با استاد مشاور به اتفاق نظر واحدی نمی رسند ،در این سو گاهی یک دانشجو که به موضوع خاصی علاقه نشان می دهد مجبور به گزینش استادی صاحب نظر و دارای تآلیفات متعدد در آن زمینه می گردد و در واقع در مقطع دکتری در برخی موارد وجود یک استاد راهنمای جامع الاطراف ومتخصص در اعتبار یک پژوهش تعیین کننده است و به تز دانشجو اعتبار می بخشد ! در حالیکه شاید در کشور ما بیشتر نام وعنوان و میزان شهرت اساتید راهنما در ارزیابی صوری تحقیقات تآثیر گذار باشد!از نکات قابل تآمل ومتمایز با فرهنگ پژوهش در کشور ما اینکه به نقل از علما در اینجا تا آخرین جلسه نقد و گزارش پیشرفت تحقیق، راه اجتهاد و امکان بازنگری هموار است و جالب تر آنکه در اینگونه نشست های علمی، استاد راهنما فرصت نقادی و اظهار نظر را در ابتدا به دیگران می دهد و خود نیز همچون یک دانشجو نکات آموزنده و ایرادات وارده را یادداشت نموده و در نهایت دیدگاه و نظرات اصلاحی خود را بدون هیچگونه تعصب و جانبداری مطرح می کند و در مواردی هم که خود را قاصر قلمداد می کند آشکارا اذعان می کند و بر خلاف جلسات دفاعیه در ایران، در پی طرح اشکالاتی از سوی داوران به شیوه های پژوهش و جمع آوری داده ها و....تمامی کاسه کوزه ها برسر دانشجوی بیچاره سرازیر نمی شود تا بسا خود را موجه وعاری از خطا نشان دهند!و چه بسیار دانشجویان مآخوذ به حیایی که بمنظور ادای احترام به منزلت استاد و شاید هم گرفتن یک نمره مطلوبتر و البته کم دغدغه تر لام از کام بر نمی دارند که ای داور! سکان ،پژوهش بدست کس دیگری بوده است! همو که عدم درج نامش در مقالات مربوطه نادیده انگاشتن حقوق معنوی است تجربه حضور در جلسات متعدد دفاعیه در ایران و نیز نشست های ارائه گزارش پیشرفت طرح دانشجویان مدرسه عالی فرامرزی علوم انسانی و بویژه سابقه انجام چند طرح پژوهشی و میدانی در موسسه مطالعات اجتماعی، در روز ارائه گزارش طرح به مدد آمد و بر خلاف تصورم با استقبال و تشویق ویژه ای هم همرام شد که بی شک ادامه کار را بر من دشوارتر خواهد کرد !در همین ارتباط شایان ذکر است که در پیمایش های که در نظر است تا رویکرد ها و گرایش های دو جمعیت آماری متفاوت و با دو فرهنگ متمایز مورد ارزیابی و مقایسه قرار گیرد همواره این بیم و دغدغه حاکم است که چگونه می توان در ارائه تعاریف مفاهیم به اشتراک نظر و تعریف عملیاتی واحدی رسید !از همین رو در این جلسه نیز همانگونه که حدس زده می شد یکی از سئوالات اساسی مطروحه در همین ارتباط بود مبنی بر اینکه تعریفی که ما از انحراف اجتماعی و یا فردی داریم با تعاریف جوامع مسلمان آن هم جامعه ای که سیاست با دین در آمیخته بسیار متفاوت است !و اینکه من چگونه خواهم توانست به یک تعریف واحدی دست یایم!؟ظاهرآ پاسخ از قبل تآمل شده من هم به این سئوال اساسی بسیار مورد توجه قرارگرفت با این مضمون که اقتضائات فضای مجازی با فضاهای شهری و حقیقی متفاوت است و در نتیجه گسترش تکنولوژی های نوین ارتباطی و تعامل هرچه بیشتر فرهنگ ها و آشنایی نسل نو با زبان های خارجی،هویت واحدی در حال شکل گیری است که هنجارها و ارزش های خود را داراست و لذا امروزه جوان مسلمان ایرانی در جهان اینترنت همان کالاهای فرهنگی را مصرف می کند که یک جوان فرانسوی و یا آفریقایی ولذا بر اساس تحقیقات انجام شده می توان ابراز داشت که نسل رشد یافته با رسانه های نو بویژه ماهواره و اینترنت که در ایران در سال گذشته با رشد300درصدی نیز همراه بوده است حداقل تا زمانی که در مقابل صفحات شبکه جهانی اینترنت نشسته است از ارزش های عرفی جامعه تبعیت نمی کند و لذا میل روز افزون به تجربه امکانات و فضاهای جدید در جهان مجازی اگر در نزد جوانان مسلمان جوامع اسلامی بیشتر نباشد بی شک کمتر نخواهد بودو دیگر آنکه پژوهشگرانی که مبادرت به اینگونه پیمایش های مقایسه ای می کنند می باید تعاریف سطحی نگر و جانبدارانه خود را همچون تعریف مفهوم شبه ناک و منفعت جویانه تروریست، به کناری نهند و تعریف جامع و ارزش مدارانه مبتنی بر منطق و اصل حقوق بشر با همه ارزش های جهانی آن را مد نظر قرار دهند ضمن اینکه در این مورد«آسیب شناسی انحرافات فردی و اجتماعی کاربران اینترنت» می باید مواردی مورد قیاس و بررسی قرار گیرد که برای هر جامعه ای صرف نظر از نوع گرایشات مذهبی و فرهنگی ، دغدغه آمیز قلمداد شده و زمینه ساز کجروی و هنجار شکنی های نوجوانان و جوانان در سطح جامعه است، همچون پدیده اعتیاد اینترنتی،شبکه های بازاریابی،پورنو گرافی و یا روسپیگری اینترنتی که هر روزه ابعاد جدیدتری را به خود می گیرد و بر نگرانی بسیاری از خانواده ها و مسئولان جوامع مختلف ،با کمی شدت و ضعف و بسته به نوع تهدیدات متصور آن اعم از سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی ،امنیتی ....دامن می زند! و آنچه که در جوامع مختلف کم وبیش نگران کننده و بحران ساز بشمار می آید تبعات و انحرافات اجتماعی پدیده ها ست !در پی این پاسخ تآمل برانگیز استاد راهنمای تز با نگاه معنا داری به من فهماند که از عهده پاسخ به این سئوال بخوبی بر آمدم و در پایان جلسه نیز به زبان آورد که bien exposé et bonne continuation! نیک گفتی پس بر همین نمد مستمر باش!
|
||
|
|
|
|
|
این روزها اولین بهار زیبای متز را در حالی سپری می کنم که طبیعت با همه جلوه های رنگارنگ و مسحور کننده اش چشم ها را خیره می کند ،در این سر زمین سراسر سبز،دیدن گاه گاه رنگین کمان در گوشه ای از آسمان پاک و نم آلود انتظاری بیجا نیست،گوئئ خدای رحمان نعمت را بر این مردم پاک نیت و ساده دل به تمامی عطاء کرده است و تو گویی که مهاجران دانشجو ی سرزمین های خشک و گرمسیری در برهه ای از زمان بر این خان کریمانه ریزه خواری می کنند و چه بساهمواره در این تصور ند که چگونه اقامت موقت خویش در این سرزمین زیبا را تداوم بخشند؛البته در کنار طبیعت زیبای فرانسه ،دولت هم با وضع قوانین وایجاد تسهیلات رفاهی ومعیشتی کم نظیری چون کمک های اجاره مسکن،ارائه تسهیلات آموزشی وبهداشتی و.... برای شهروندان فرانسوی و حتی میهمانان موقت و مهاجر ،لذت بهره گیری از این همه زیبایی های طبیعی را دو چندان می کند تا مبادا کمترین دغدغه و نگرانی ،لحظات سر شار از خوشی آنان را مخدوش کند،با همه این اوصاف، این مردم دم غنیمت شمار وشاد ، علی رغم همه این تسهیلات معروف به شیفتگان اعتصابند بگونه ای که کمتر ماهی را می توان بدون دست از کار کشیدن صنفی و یا بست نشستن گروهی متصور بود و البته در این میان اعتصابان مجامع علمی و فرهنگی و بویژه دانشگاهیان همواره حرف اول را می زند؛ اگر چه در بیشتر مواقع بادستآوردمطلوبی هم همراه نیست، ظاهرآمهم این است که همه در هر حال حق اعتراض به دولت و عملکرد مسئولان را برای خویش محفوظ می شمارند وبرآن پای می فشارند و البته دولت هم در ظاهر از این خیزش های لیبرالیستی و مبتنی بر اصول دموکراسی مادامی که امنیت ملی به مخاطره نیافتد حمایت می کند؛سخنان دیروز سارکوزی در حمایت از اعتراضات فرهنگیان فرانسه وتآکید بر تضمین اعطای تسهیلات حداقل آموزشی عمومی برای مدارس را می توان در راستای این سیاست تفسیر کرد اگر چه به نظر می رسد که اعتراضات اخیرجامعه فرهنگی فرانسه و تهدید آنان به دست از کار کشیدن با توجه به تبعات آن از جمله سردرگمی والدین در نگهداری فرزندانشان که موجب فشار بیشتر به دولت می شود بسیار سریعتر از اعتراضات اصناف دیگر به نتیجه رسید و از همین روست که سارکوزی در عین حال با پذیرش این حق ،خواستار توجه بیشتر کادر آموزشی وآموزگاران به این مهم شد ؛تحولاتی از این دست باز هم نقش اقشار فرهنگی در تغییرات آموزشی و اجتماعی فرانسه را بخوبی نشان می دهد در حالی که اعتصابات شرکت های حمل و نقل کشور که از سازماندهی خاصی هم برخوردارند حتی پس از گذشت قریب به یک ماه هم به نتیجه موردا نتظار نمی رسد حتی اگر زندگی مردم مختل شود؛ گرچه همواره دولت نشان داده است که با تآمین وتقویت شبکه های حمل و نقل جایگزین آمادگی حمل و نقل شهروندان را دارد تا تبعات این اعتصابات موجب اعتراضات گسترده دیگر نگردد . |
||
|
|
|
|
|
با تبریک فرا رسیدن ایام کریستمس به پیروان راستین مسیح (ع)در ادامه این پست ٬ خوانندگان علاقمند را به مطالعه یادداشتی با عنوان «آداب و رسوم کریستمس در فرانسه »به قلم لورا لولس جلب می کنم: كريستمس در فرانسه فرصتي است براي خانواده و بخشش كه با نشست هاي خانوادگي ،هدايا و شيريني براي كودكان ،سوغات براي فقراء، شب نشيني هاي شبانه و غذاهاي نيمه شب شناخته مي شود. |
||
|
|
|
|
|
محمد حسین نعیمی حاصل مطالعات و پژوهش های خود در باره فرانسه را در وبلاگی با همین عنوان منتشر می کند .در ادامه٬ ضمن درج بخشی از یادداشت ایشان که به آداب ورسوم مسلمانان فرانسه در ماه مبارک رمضان اختصاص دارد٬مطالعه مطالب وبلاگ این پژوهشگر را به خوانندگان وعلاقمندان آشنایی با فرهنگ فرانسه توصیه می کنم.
فرانسه بنا به آمار رسمي بيش از شش ميليون مسلمان دارد ، و نيمي از مسلمانان در اين كشور، مليت فرانسوي دارند.مسلمانان فرانسه ماه مبارك رمضان را بر اساس بيانيه شوراي فرانسوي آيين اسلام آغاز ميكنند. شروع ماه مبارك رمضان توسط رسانه ها به آگاهي عمومي رسانده مي شود . همچنين اين اطلاعيه بر سر در ورودي مسجد بزرگ پاريس نصب مي گرددادامه مطلب . |
||