|
|
|
|
|
نشریه مطالعات ارتباطات نشریه ای است علمی در علوم ارتباطات و اطلاعات که به دو صورت کاغذی و الکترونیکی به زبان فرانسه منتشر می شود ؛این نشریه از آثار نگارش شده در حوزه های مختلف ،بویژه تحلیل رسانه ها،ارتباطات فرهنگی،و فرآیند های رسانه ای و رسانه ای شدن آگاهی ها،صنایع فرهنگی،آموزش و ارتباطات سمعی و بصری،ارتباطات سازمانی،فرآیند نوآوری،اطلاعات علمی و فنی،سازمان شناخت ها،تحلیل ابزار های فنی در دسترسی به اطلاعات و رویه شناخت ها،استعاره های اسنادی وتحلیل استفاده ها و اقدامات اطلاعاتی استقبال می کند؛هر شماره یک موضوع خاص و همچنین مقالات خارج از موضوع و نقد آثار را در بر می گیرد
۵شماره از این نشریه علمی منتشر شده در سال های ۲۰۰۰تا۲۰۰۶در حال حاضر به طور کامل و همچنین چکیده شماره های۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ در اینترنت در دسترس است اینجا |
||
|
|
|
|
|
با آغاز سال 1979 ،جمهوری اسلامی ایران، موجب ایجاد نگرانی جدی در جهان غرب شد :آیاهدف اعلان شده از سوی این رژیم جدید ،صدور انقلاب به منطقه ، حوزه حیاتی نیاز های نفتی برای اقتصاد جهانی را بی ثبات نمی کرد؟و بعد از سوء قصد 11سپتامبر 2001، سیاست اتخاذ شده از سوی دستگاه دیپلماسی خارجی آمریکا اهمیت استراتژیک ایران را باز هم مضاعف کرد و از سوی جورج دبلیو بوش ایران به عنوان محور شرارت نامیده شد بویژه از زمان سرگیری برنامه توسعه هسته ای تهران؛با این وجود اهمیت استراتژیک ایران به اندازه ابعاد ناشناخته این کشور نیست ! گرایش های سیاسی ،مذهبی،اجتماعی واقعی انقلاب چه بود؟ این رژیم تا کجا می تواند اسلامی تلقی شود؟چگونه این جامعه تحول پیدا کرده است؟شیوه های تحول احتمالی سیاسی چه هستند؟ Titre : Iran, la révolution invisible Disponible : Société et sociologie مطلبی که در بالا درج گردید مقدمه کتابیست با عنوان انقلاب نامریی که توسط تیری کویل به زبان فرانسه به نگارش درآمده و چندیست که مورد توجه تحلیلگران و علاقمندان فرانسوی زبان قرار گرفته است و با این حال متاسفانه همچون چند اثر مشابه دیگر که در فرصت های بعدی معرفی خواهم کرد از چشم بسیاری از هم وطنان پژوهشگر و علاقمند به تحولات اجتماعی ایران و احتمالا مسئولان فرهنگی مقیم در این کشور دور مانده است !نکته قابل تامل در خصوص انتشار اینگونه آثار ،فقدان مطالعاتی از این دست از سوی پژوهشگران ایرانیست و یا نبود اراده ای به ترجمه برخی از مطالعات احتمالی انجام شده است که بنا به برخی ملاحظات و ممیزی های سخت گیرانه معمولا به بوته فراموشی سپرده می شود و از اینروست که اینگونه کتب درغیاب آثار قابل اقتباس از تحقیقات میدانی یکه تازی می کند و بسهولت هم بر ذائقه خوانندگان نا آشنا به فرهنگ ملی مذهبی کشور خوش می آید ،آثاری از این دست اگر چه تا حدی واقع بینانه به تشریح تحولات فرهنگ و اجتماعی ایران امروز می پردازد؛ بااین حال درک نوعی سوء گیری و پیشداوری های مغرضانه در خلال مشاهدات مستند گونه چندان دشوار نمی نماید، من جمله در نتیجه گیری که مولف در این اثر ارائه می دهد فرآیند گریز ناپذیر نوشدگی را ناشی از فشار شدید رژیم قلمداد می کند !و این در حالیست که حداقل در کشور های در حال توسعه و با نظام اسلامی نسبتا مستقلی همچون ایران حداقل در بعد تحولات فرهنگی و نوشدگی به سبک غربی، دولت همواره یک عامل بازدارنده اصلی به شمار آمده و می آید ،گواه این سخن نیز مخالفت با ورود ، آزاد سازی وبکارگیری تکنولوژی های ارتباطی نوینی چون ویدئو ،ماهواره و نیز گسترش مطبوعات آزاد در مفهوم غربی آن و آثار چاپی مغایر با ارزش های دینی و فرهنگی است ! بگونه ای که گاها این سیاست های پیشگیرانه دولت و حاکمیت با واکنش های شدید برخی اصناف و نهاد های مدنی مواجه می شود! مولف و پژوهشگر این کتاب مستند در پاسخ به سئوالات مطرو حه در بالا، معتقد است که فهم دقیقی را از ایران امروزی در این اثرممکن کرده است ؛ وی بر این باور است که به طور خاصی نشان داده که این کشور تضاد های شدیدی را پشت سر گذاشته ونتیجه گیری می کند که: «تحت فشار شدید رژیم ،جامعه در یک فرآیند نوشودگی گریزناپذیری قرار گرفته است!؛فشار مطالبات دموکراتیک باتایید رشد روز افزون زنان و نسل جوان همراه و هماهنگ است .بدین ترتیب ایران شکلی از انقلاب نامریی را تجربه می کند که آینده آن مبهم است! البته از سوی دیگر ،برخی خوانندگان سخن این مولف را اینگونه هم استنباط کرده اندکه با اعمال هر چه بیشتر فشار از سوی دستگاه حاکم، مردم به نوشدگی و هنجار شکنی رغبت بیشتری نشان می دهند در حقیقت شایدتایید همان بیان معروف الناس حریص بما منع باشد ! که اگر چه این بیان صحیح تر بنظر می رسد ولیکن از جمله پایانی این پژوهشگر بنا به نظر اغلب خوانندگان آشنا به زبان فرانسه بیشتر برداشت پیشین در ذهن نقش می بندد ! |
||
|
|
|
|
|
سالگرد ولادت عقیله بنی هاشم، حضرت زینب علیها سلام ، یادآور روزی است که می باید از زحمات و تلاش های نیک اندیشان حرفه ای ظریف و پر مشغله که در ذیل نام زیبای پرستارانجام وظیفه می کنند بنحوی قدردانی کرد؛ وظیفه ای دشوار و خطیر که پاداش معنوی اش به تعبیر بزرگان در این سرا به عد د و رقم در نیاید، وگواه صدق این سخن تنها کسانی اند که عوالم و روح خدمتگزاری این قشر را از نزدیک مشاهده کرده و یا اندک زمانی در بستر بیماری ناظر مراقبت های دلسوزانه و محبت آمیز آنان بوده باشند و یا همچون بنده کم توفیق، دوره کوتاهی توفیق کسب علم در این مسیر و پوشیدن آن مقدس روپوش سفید خدمت را داشته و به نحوی تجربه کرده باشد!در این پست به بهانه گرامیداشت این روز عزیز و خاطره انگیز، بی مناسبت ندیدم که تجربه کوتاه و گرانقدر چگونه پرستار شدن خود را در دهه 60 ونیز روی برگرداندن از آن حرفه الهی را بازگو کنم : درست پنج سال پس از پیروزی انقلاب و زمانی که تب کنکور چندان بالا نبود و البته ظرفیت پذیرش دانشگاه ها هم بسیار محدودتر بود!بدنبال تحمل چند ماهی ریاضت و مشق علم و صد البته به شوق پزشکی و یا دست کم با شور پیوستن به جرگه دانشجویان سبک بال با شرکت در کنکور سال 62 تقریبا به اتفاق همه دانش آموزان سال آخر دوره متوسطه دبیرستان دکتر شریعتی شاهرود توفیق حضور در این سنگر علمی برای نخستین باربرایم میسر گردید و سهم من قبولی آخرین گزینه انتخابی ام ، رشته پرستاری دانشگاه شهید بهشتی بود، تا آن زمان نه از این رشته شناختی داشتم و نه از محل تحصیل که در کوهپایه های زیبای درکه واقع شده بود،جایی که هیچگاه پیش از آن، از کنارش هم عبورنکرده بودم ؛اگر چه با رشته مورد علاقه ام فاصله زیادی داشتم با این حال گویا قبولی در دانشگاهی در پایتخت و تجربه زیستن در کلان شهر تهران با همه نیک وبدش فرصت بازشناسی و استقلال جویی را برایم فراهم کرده بود و با این تصور و بدون هیچ علاقه و پیش زمینه ذهنی، ترم تحصیلی را در یکی از زیباترین پردیس های کوهستانی دانشگاهی ایران آغاز کردم ؛از آنجا که واحد های ترم های اول و دوم مبانی پایه پزشکی بود که تمامی رشته های پیراپزشکی ملزم به گذراندن آن بودند چندان احساس نمی کردیم که ماهیت رشته تحصیلی مان تفاوت زیادی با رشته های پزشکی دارد ولذا برای من و دانشجویان هم کلاسی ام آنقدر واحد های عمومی پزشکی تازگی داشت و مفید می نمود که چندان به تغییر رشته و یا انصراف فکر نمی کردیم و بیشتر سعی دانشجویان پسر که نمی توانستند با عنوان پرستار کنار آیند ،عنوانی که جامعه آن زمان کمتر در مورد مردان پذیرا بود،برآن جزم شده بود تا با رایزنی ،نوشتن نامه و از طروق مختلف عناوین دیگری را همچون پزشکیاری و برای این حرفه ارزشمند پیشنهاد و در پی تغییرآن برآئیم تا شاید ادامه تحصیل در این رشته برایمان توجیه داشته باشد و یا حداقل از ذکر نام رشته دچار تردید و گاها شرم نشویم !در کش و دار این افکار بودیم که با چشم بر هم زدنی خود را در بیمارستان و کارورزی یافتیم و حتی قبل از آنکه تجربه حداقلی را کسب کنیم راهی بیمارستان های معروف وتخصصی تهران از جمله بیمارستان لقمان الدوله شدیم و سهم بنده نیز پر کارترین و البته هیجان انگیزترین بخش، یعنی مسمومیت های دارویی بود بخش پر رمز ورازی که برای اولین بارمرا با برخی از واقعیت های تلخ جامعه و ناهنجا ری های روان شناختی آن از جمله مسمومیت های دارویی ناشی از اختلافات خانوادگی،خشونت و مهمتر از همه خودکشی های ناشی از روابط عاشقانه جوانان که تعداد آنها در برخی از ایام سال حتی به بیش از بیست مورد در شبانه روز می رسید آشنا نمود ؛ولذا فرصت کسب تجربه و مشاهده توام با پرستاری و درمان بیماران بد حال و اغلب آژیته تا مدتی مرا از تفکر انصراف باز می داشت ،تا آنکه یک روز فراموش نشدنی کارورزی در بیمارستان طالقانی تهران که در جنب دانشگاه شهید بهشتی بود رسید !پیش ازآن روز با تنی چند از دوستان که چند سالی از من بزرگتر بودند انجام برخی از وظایف محوله به دانشجویان، همچون تعویض ملافه های بیماران را به سختی هضم کرده و به انجام آن رغبت نشان داده و یا دست کم از آن چندان روی گردان نبودیم ،با این حال درآن روزسرنوشت ساز در حالی که با یکی از دانشجویان قمی که تصادفا روحانی زاده هم بود مشغول مرتب کردن ملافه تخت بیمار بد حالی بودیم که ناگهان پایش به ظرف مخصوص ادرار بیمار خورد و لحظه ای بعد کف اطاق با محتوای آن را رنگین و مفروش شد و قطراتی هم بر روی پای او نشست ،پس از کمی درنگ و تامل در آن وضعیت مشمئزکننده روی به من کرد گفت :«من که رفتم خدا تو را در این رشته موفق بدارد!» و چند دقیقه بیشتر طول نکشید که بیمارستان را بدون وداع با همکاران و بویژه سرپرست فوق لیسانس سخت گیری که پس از چندین سال تحصیل از آمریکا بازگشته بود ترک گفت و بنده هم با کمی تامل گویا منتظر جرقه و پیش قراولی بوده باشم بدنبال ایشان برای همیشه با این رشته و حرفه ای که صبر زینب گون و ظرفیت بالای خدمتگزاری می طلبید بدرود گفتم و بدنبال من هم در همان ترم چند تن از دانشجویان دیگر با این امید که شاید دیگر بار در پی تلاشی مجدانه تر، با شرکت در کنکوردر رشته پزشکی پذیرفته شویم با این حرفه و یا بهتر بگویم هنر پرستاری برای همیشه وداع کردیم ! و نا گفته نماند که از میان شش دانشجوی پسر پرستاری که در آن سال از این رشته انصراف دادند سه نفر در همان سال در رشته پزشکی و دیگری در سال بعد در رشته دارو سازی پذیرفته شدند و سهم من هم از این تغییر نظر البته پس ازدوسال فراموش نشدنی و شیرین خدمت در سال های میانی جنگ ، کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه و کارشناسی ارشد ارتباطات بود و اکنون نیزادامه تحصیل درهمین رشته پس از گذشت دو دهه تلاش پیوسته توام با خدمت اداری ! و اکنون که به گذشته می نگرم در می یابم که پرستاری برای این حقیر یک رشته و یا حرفه دلخواه ، آرمانی،و دلارآم نبود واگر چه خیلی زود به آن پشت کردم با این حال تنها در پی گذران دوران کوتاه فراگیری مباحث علمی و کارورزی های دشوار و بی تاب کننده اش در مراکز درمانی تهران نه تنها این حرفه در آن سال ها مرا با درد های تن رنجور بیماران، بلکه با آلام روحی شان و بویژه ناهنجاری های جامعه کلان شهر تهران آشنا کرد و علاوه برآ ن پشتوانه تجربه عملی گرانقدری شد تا در سایه آن در بهترین سال های عمرم در دوران انجام بیش از دو سال خدمت مقدس سربازی در مناطق عملیاتی غرب ،بار دیگر لیاقت پوشیدن آن روپوش گرانقدر پرستاری و درمان بیماران و مجروحان جنگی را در جایگاه مسئول بهداری گردان ثار الله نصیبم گردد ،توفیق و لذت خدمتگزاری که دیگر هیچگاه تکرار نشد! بنده بی توفیق از انجام این خدمت شریف هم، از عمق وجود بر این باورم که اجر پرستاران غم خوار و دلسوز در این سرای خاکی به شمار و حساب و پاداش درخور در نیاید ! خوشا آنانکه در این ره توفیق خدمت می جویند! سالگرد ولادت بزرگ پرستارجسم و روح خاندان بنی هاشم و همچنین روز ی که به نیکی برگزیده شده تا یادآور زحمات ایثارگرانه این قشرعاقبت جو باشد براین فرشتگان گمنام و مهربان مبارکباد
|
||
|
|
|
|
|
از جمله موسسات تخصصی و علمی فعال در فرانسه می توان به موسسه علوم ارتباطات س ان ار اس یا مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه اشاره کرد ؛این مرکزمعتبر علمی علاوه بر انجا م تحقیقات بنیادی و ملی و فرا منطقه ای در امر آموزش در مقطع تحصیلات تکمیلی نیز در جهان شهره و پر آوازه است ،این مرکز با بیش از پانزده هزار مربی و عضو هیات علمی در زمره بزرگترین مراکز علمی جهان است ؛در ادامه این پست با فعالیت های موسسه علوم ارتباطات این مرکزمعتبر در اینترنت اجمالا آشنا خواهید شد:
فعالیت های موسسه علوم ارتباطات س ان ار اس در پنج محور زیر خلاصه می شود: 1)زبان و ارتباطات 2)ارتباطات سیاسی ،فضای همگانی و جامعه 3)جهانی شدن و تنوع فرهنگی 4)اطلاعات علمی و فنی 5)علوم،فنون و جامعه در اینجا متونی مورد پذیرش فرار می گیرد که به موضوعات مذکور در ویکی پدیا نزدکتر باشد محور 4)اطلاعات علمی و فنی موضوعات علمی در قلب تولید آگاهی قرار دارد،نتایج تحقیقات علمی زمینه انتشارات و مبادلات را فراهم می کند که تحت اشکال مختلف عینیت می یابد: انتشارات نوشتاری در نشریات تخصصی در تارنمای اینترنت،انتشارات گفتاری در کنفرانس ها،نشست های علمی،کنگره ها و .... این نوع تولیدات امروزه مجموعه بسیار بزرگی از اطلاعات را در اختیار می گذارد که مدیریت و نگهداری از آن مستلزم ایجاد نظام های پیچیده آرشیوی است: پایگاه ها و بانک های داده ها ظهور و توسعه روزافزون اطلاعات رقومی تا حدی فرآیند چرخش اطلاعات و ارتباطات بین مخافل علمی را متحول کرده است؛آیا این پایگاه راهی به سوی مطالعات میان رشته ای فراهم می کند؟آیا این پایگاه ارتباط بهتری را بین پژوهش ،آموزش ،موسسات،رسانه ها،مخاطبان گسترده و جوانان تضمین می دهد؟آیا موجب اشتراک دانش می گردد؟آیا منبعی برای نابرابری نوین است؟آیا می توان یک مدل واقعی قابل تعمیم برای آموزش شهروندی باشد؟نقاط قوت ،ضعف و تناقضات جامعه دانش محور چیست؟در این قلمرو،این موسسه در صدد طرح پروژه های تحقیقاتی است که در حوزه های زیر قرار گیرد: اسناد رقومی در جهان علم و تحقیق نگارش رقومی مقالات علمی؛اسناد مربوط به فعالیت های گروهی جهان تحقیق؛کتابخانه های الکترونیکی علمی( جنبه های فنی،ارزشیابی،و نوآوری)زبان علوم در اسناد رقومی؛مبادلات اسناد؛ارزیابی های شناختی اقدامات بشری مرتبط با اسناد نظام های اطلاعاتی ،انتقال و انتشار دانش از پایگاه داده های علمی تا مقاصد مشخص؛اقدامات معطوف به محافل آموزشی، جهان اجتماعی اقتصادی،حاکمان،رسانه ها؛آموزش در محافل نهادی؛حق برخورداری ازآگاهی؛دانش ها و،شناخت ها،اطلاعات و ارتباطات ،چالش های قابل پیگیری در روابط شمال و جنوب؛هنجار ها،راهزنی ها و امنیت انتشار فرهنگ علمی و وضعیت هر منطقه تحلیل و ارزیابی اقدامات فرهنگی ،تعاملات و روابط بین محققان ،عوامل واسطه ای،مدرسان و مخاطبان هدف؛پیشنهاد فعالیت های جدید،پشتیبانی رسانه ای،ترویج،روش شناختی از تئوری تا عمل،رسانه ها در فرآیند انتشار فرهنگ علمی و فنی اینجا این سایت به پیوند های ارتباطات ایده آل اضافه گردید در پست آتی با اقدام اخیر این موسسه در راه اندازی کارگاه اطلاعات رقومی برای علوم و نو آوری در ویکی پدیا آشنا خواهید شد! |
||
|
|
|
|
|
از زمانی که باردار بودن وزیر دادگستری الجزایری تبار فرانسه ،خانم رشیدادتی محرز شد علی رغم آنکه فرانسویان چندان در زندگی خصوصی افراد تفحص و جستجو نمی کنند با این حال، این سوژه ناب نمی توانست از چشمان تیز بین و ماجراجوی روزنامه نگاران این کشور دور بماند ،خاصه آنکه رشیداتی حداقل به عنوان یک مسلمان زاده عرب، دیگر یک شهروند عادی نبود بلکه او به چهره ای سیاسی مبدل شده بود که ناباورانه به این سمت خطیر برگزیده شده بود تا جایی که برخی بر این باور بودند که سارکوزی برای خلاصی از نقد ها و برچسب هایی که او را ضد مهاجران قلمداد می کرد این زن الجزایری مهاجر را در این پست گماشته است تا شاید مانع گسترش این ذهنیت گردد وبا این حال هیچ کس نمی توانست گمان برد که این انتخاب، می تواند دلایل دیگری هم داشته باشد که تنها با گذر زمان آشکار می گردد و امروز آنچه که موجبات تحیر فرانسویان شده ، بارداری یک وزیر عرب مسلمان زاده بی همسر نیست ! بلکه ارتباط احتمالی او با رییس جمهور عاشق پیشه فرانسه است که پیش از این نیز به مانکنی نرد عشق باخته بود !البته در زندگی فرانسویان خواندن و یا شنیدن اینگونه اخبار حاکی از دلدادگی ها و داستان های عاشقانه گذرا چندان تعجب بر انگیز نیست ولی اینکه پست وزارتی خطیر تاوان هوسی زودگذر باشد محل تامل است!مطلبی که در پی می آید ترجمه خبریست که امروز برای نخستین بار به نقل از یک سر دبیر برکنارشده روزنامه اکسپرس در سایت یاهو فرانسه درج گردیده که از نظرتان می گذرد: نیکلاس سارکوزی پدر خوانده دختر رشیدا دتی است؟ کتاب جدیدی که در خصوص رشیدا دتی به نگارش درآمده ریمیلی برای اشک ها نامگذاری شده و امروز برای انتشار به چاپخانه سپرده شد؛در این اثر روزنامه نگار و نویسنده ،جکلین رمی،سر دبیر سابق سرویس جامعه روزنامه اکسپرس اظهار نظر شگفت آوری کرده است؛در حقیقت در این صفحات انتشار یافته توسط همکاران نکته سنجش ، او آشکار کرده است که وزیر دادگستری فرانسه از رئیس جمهور نیکولا سار کوزی خواسته است تا پدر خوانده نوزاد دختر ش ،زهره باشد ؛جکلین رمی در بخشی از این نوشته اینگونه آورده است:
"در ژانویه ،پس از تولد زهره ،رشیدادتی یکی از زیباترین حرکت هایش را به نمایش گذاشت؛ بدون هماهنگی برای دیدار، با هدف اجتناب از تحمیل نظرش، به کاخ الیزه سرازیر شد ،در حالیکه فرزندش را در آغوش داشت؛ او دختر کوچکش را به رئیس جمهور معرفی کرد ،مردی که وی به او خیلی مدیون بود،گویی که او نمی دانسته است که سارکوزی از آن پس به وی بیشتر همچون مشکلی می نگرد تا یک امتیاز!رشیداتی خندیدو نیکولاس سارکوزی نیز کودک را مورد نوازش قرار داد؛او از سارکوزی با دلهره خواست تا ناپدری زهره باشد؛او چاره ای جز پذیرش نداشت؛ کارلا با دانستن این موضوع بی شک خشمگین خواهد شد؛ این همان قطره آبیست که از گلدان سرازیر شده است؛ سرنوشت سارکوزی با رشیدادتی قطعیست "خوب نیکولا سارکوزی آیا واقعا پدر نا خوانده زهره داتی کوچولوست؟ متن این خبر به فرانسه در ااینجابخوانید تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل! |
||
|
|
|
|
|
در پستی ،قطب یا هسته های علمی مرکز تحقیقات رسانه ای اکول دکترای دانشگاه پل ورلن را اجمالا معرفی کرده بودم؛فعالیت های علمی این هسته های علمی با هدف مدل سازی پویش ها ،جمع آوری گزارشات مربوطه به هنجار ها و وجوه مختلف آن و فهم فرایند ها شکل گرفته است ؛به اهداف تشکیل این قطب ها در ادامه اشاره شده است:
Pixel ( تکنولو ژی های اطلاعات ،ارتباطات،و روابط رسانه ای) هسته علمی پیکسل به گسترش تحلیل نیمه عملی از اسناد و تولیدات رقومی و استفاده هایی که از آنها شده است می پردازد. Praxis (رسانه ها ،ارتباطات،وروابط رسانه ای) محققان قطب یا هسته علمی پراکسی به تحلیل روابط رسانه ای ارتباطاتی ،میان فردی و فنی پرداخته و نقش آنها را در ارزیابی و تحول عملی مربوطه بویژه در فرا قا لب های اجتماعی بررسی می کند. Praxitèle (هنر،زیبایی شناسی،و روابط رسانه ای) هدف از ایجاد پراکسی تل نیز فهم تظاهرات احساسی فردی و نا بهنگام در خلق هنر روزدر ارتباط با فرایند ها و روابط رسانه ای خلاق و زیبا شنا ختی است در 21 آوریل سال جاری پس از قریب به ده ماه انتظار فرصت ارائه مقاله ای از اینجانب با عنوان اعتیاد به اینترنت در فضای سیبرنتیک فراهم گردید مقاله ای که پیش از این در دو همایش علمی در ایران پذیرفته شده بود و متاسفانه به علت حضور در فرانسه در زمان برگزاری ،موفق به ارائه آن نشدم و دریغ که فرصت ارائه آن حتی در 12مارس در همایشی که از سوی دانشگاه لاوال کبک کانادا برگزار گردید بدلیل حضور درکشور دست نداد و از اینرو نشست این ماه قطب پیکسل در یک روز زیبای بهاری فرصت مغتنمی بود تا در حضور جمعی از محققان و دانشجویان این هسته علمی این مقاله سر به مهر ارائه شود و همچنین خانم شادی ضابط نیز پس از اینجانب، مقاله خود رابا عنوان خود اظهاری در وبلاگ های ایرانی ارائه نمود که مورد توجه مخاطبان قرار گرفت ؛از جمله ویژگی های نشست های علمی در این سو امکان مشارکت و طرح سئوالات حاضران در هر مقطع تحصیلی و جایگاه علمی است و علاوه برآن هر آیینه این بیم وجود دارد که در صورت عدم ارائه دلیل و یا ناتوانی محقق یا دانشجو در توجیه مسیر پژوهش، اساس پروبلماتیک مسئله تحقیقی متزلزل گردد و البته یکی از دلایل اصلی برگزاری اینگونه نشست ها نیز همین مواجهات و چالش های علمیست که در محافل دانشگاهی کشور ما کمتر به چشم می خورد و جالب توجه اینکه در بسیاری از موارد استادان راهنما نیز سراپا گوش اند و جز به وقت مصلحت اظهار فضل و نظر نمی کنند ! جهت خوانندگان علاقمند به جامعه شناسی فضای سایبر چکیده مقاله به همراه متن اصلی درادامه درج می گردد: Intervention 1 : Mahdi Fatorehchi (CREM, UPV-M) : "Addiction à internet چکیده : اعتیاد به اینترنت در فضای سایبری اینترنت در تمامی حوزه های حرفه ای، امکانات متعددی را در اختیار کاربران قرار می دهد، چه در عرصه آموزش و پژو هش و چه در حوزه ارتباطات وغیرو ،با این وجود افرادی وجود دارند که از محدودیت های ارتباطی معمول گذشته و به سوی رفتاری اعتیاد آمیز در می غلطند در حالیکه تمام رابطه خود را با زندگی واقعی خود قطع می کنند. معیار های این اعتیاد و وابستگی، بیشتراز هر عامل دیگر با باز های آنلاین،خرید های تفننی، و امور جنسی آسیب زا سازگاری نشان می دهد؛نقطه مشترک این رفتار ها ،از دست دادن کنترل،جستجوی عواطف و لذت است اینها کشش هایی است که این مقاله با استناد به تحقیقی میدانی که در آمریکا انجام گرفته است سعی در تشریح آن دارد همچنین تعاریفی از چند اصطلاح و نیز اهمیت تاریخی موضوع و در نهایت انواع مختلف رفتار های اعتیاد آمیز کاربران اینترنت مورد توجه و بررسی قرار می گیرد. |
||
|
|
|
|
|
دوست خوش ذوق و سیاست دوست انسان شناسم ،جناب آحمد نادری که چندیست در آلمان به تحصیل دکتری مشغول و مشعوف است نه دیر زمانیست که با تابلوی دلتنگی های شاعرانه پسکوچه های همین حوالی در دهکده مجازی منزل گزیده است و قرار است که از تبعید گاه بهشت گون آلمان در اوقات فراغت، تار پویان این جامعه مجازی را درنگی میهمان کند !این یار دیر آشنای دانشکده پر رمز وراز علوم اجتماعی دلی پر سوز و سری پر شور دارد ! حاشیه های سفر پر حاشیه احمدی نژاد به ژنو را که بار دیگرخوراک بسیاری از شبکه های رادیو و تلویزیونی اروپایی و خاصه فرانسه مدعی آزاد بیان! شده است رااز وبلاگ این دوست بخوانید: من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس زمان نشنیدم... دو سه روز اخیر رو در ژنو یا به قول آلمانیا گنف گذروندم. بهار در سوییس بسیار زیباست و آدم رو یاد آب رکن آباد و گلگشت مصلای شیراز میندازه که حافظ دلبسته اونه.راستش از شما چه پنهون برنامه ای برای رفتن به اونجا نداشتم (یعنی تا تابستون برنامه سفر به اروپای غربی نداشتم) . فقط احتمال داشت یه سر به لهستان و اتریش بزنم و سیاحت غرب رو بذارم برای تابستون. اما یه هفته قبل شنیدم دکتر احمدی نژاد قراره برای شرکت در کنفرانس دوربان 2 به ژنو بیاد، به تکاپو افتادم که سیاحت غرب رو کمی زودتر از قبض روح آغاز کنم. و اینچنین شد که |
||
|
|
|
|
|
کتابخانه دیجیتالی جهانی بر روی شبکه اینترت در دسترس همگان قرار گرفت
این کتابخانه بطور رایگان به چند زبان یک سند برجسته را به عنوان نمونه ای شاخص از فرهنگ های مختلف جهان معرفی و در اختیار علاقمندان قرار می دهد اهداف اصلی این کتابخانه دیجیتالی جهانی عبارتند از : بهبود انسجام بین المللی و میان فرهنگی گسترش حجم و تنوع مطالب فرهنگی در اینترنت فراهم سازی منابع برای دانش پژوهان ،محققان و آحاد مردم ایجاد روش هایی برای کاستن از گسست دیجیتالی سازمان های همکار در بین کشور ها و در داخل آنها لینک این پایگاه ارزشمند به لینک های پیوند های روزانه وبلاگ اضافه گردید
|
||