تبليغاتX
ارتباطات و فرهنگ
اطلاع رسانی، نقد و پژوهش در حوزه ارتباطات و فرهنگ

همزمان با روزهای آغازین تحصیلم در فرانسه، برخی از دانشجویان و خوانندگان وبلاگ در خصوص شیوه های پژوهش، پژوهشیاری و پژوهشگری در مقاطع تحصیلات تکمیلی، خواهان کسب اطلاعاتی در این ارتباط بودند که بنده  هم به منظور اجتناب از اظهار نظر های غیر کارشناسانه، قبل از مشاهده و تجربه رویه ها ی مرسوم و نیز شناخت فضا و مقتضیات فرهنگی محیط های آموزشی هر گونه نقد و بررسی و پاسخگویی را به این زمان که تحصیلات خود را به پایان بردم محول کردم تا حتی الامکان تحلیل ارائه شده از اعتبار بیشتری برخوردار باشد.لذا در ادامه این پست، ذیل چند موضوع، در قالب چند پارگراف و به تفکیک به این مهم می پردازم با این امید که در حد امکان توانسته باشم حق مطلب را ادا نموده و همچنین زمینه آغاز بحث و تبادل نظری را فراهم نمایم:

- در وهله نخست، آنچه را که در اولین تجربه زیستی در این سرزمین می توان بدان پی برد اصالت بخشی جامعه علمی به پژوهش های کیفی و اجتناب از انجام تحقیقاتی با بهره گیری از روش کمی است.در حقیقت اینگونه  می توان گفت همان اندازه که پژوهشگران ایرانی به بهره گیری ازروش کمی عنایت واقبال نشان می دهند ( البته  به استثنای تحقیقات حوزه مردم شناسی، مطالعات فرهنگی وبعضا ارتباطات که به میزان بیشتری در مطالعات خود از روش کیفی بهره گیری می کنند)، در این سونیز، به همان میزان، شاهد گرایش شدید به روش کیفی نزد همتایان  و اساتید فرانسوی هستیم تا آنجا که انجام چند مصاحبه عمیق از سوی دانشجویان و پژوهشگران به 1000 پرسشنامه ای که با روش کمی و با مشقت در میدان تحقیق تکمیل گردیده باشد ترجیح داده می شود تا جایی که هر گونه پژوهشی را که در آن به نحوی از شیوه کیفی بهره نجسته باشد بسیار کم اهمیت تلقی  و ارزیابی می نمایند. البته نگارنده این سطور نیز همچون برخی از پژوهشگران حوزه مطالعات اجتماعی، ضمن اذعان به وجود نقاط قوت و ضعف هر یک از این دو شیوه گردآوری اطلاعات میدانی، بر این باور است که در صورت تامین شرایط و امکانات مالی طرح و به منظور تحلیل هر چه عمیق تر و دقیق تر یافته های هر پیمایش کمی، خوبتر آن است که داده های حاصله  متعاقب استفاده از این روش مترود( از دیدگاه  پژوهشگران و صاحب نظران مراکز علمی فرانسه)، با بهره گیری همزمان ازمصاحبه های کیفی، امکان  محک و تحلیل جامعه ترمسئله مورد بررسی ممکن شود و در این صورت مطمئنا قابلیت توجیه و تحلیل داده های کمی نیز افزایش خواهد یافت.

- در وهله دوم، مشاهدات و مداقه هایم در نحوه برخورد اساتید راهنما با پژوهش هایی که از سوی دانشجویان خارجی در قلمرو جغرافیایی کشور فرانسه و در خصوص مسائل اجتماعی آن، از سوی دانشجویان ایرانی انجام شده است گویای این واقعیت است که اکثر اساتید راهنما با بهانه هایی همچون عدم تسلط کافی دانشجویان به زبان، و نا آشنایی احتمالی آنان با فرهنگ و روش شناسی تحقیق مورد قبول ایشان، برای نتایج حاصله از انجام پژوهش هایی از این دست، اعتبار و ارزش چندانی قائل نیستند و در مقابل، بیشتر برای کسب اطلاعات علمی از مسائل و معضلات موجود در کشورهای متبوع دانشجو تمایل نشان می دهند تا بر دانسته های خود بیافزایند؛ از اینرو به علاقمندان ادامه تحصیل در مقاطع تکمیلی بویژه دکتری توصیه موکد می شود که علی رغم وجود روحیه  کنجکاوی در آنان به منظورشناخت و مطالعه مسائل اجتماعی کشورهای دیگر (که بی شک برای دانشجوی ایرانی یک امتیاز محسوب می شود ) از پرداختن به موضوعات غیر بومی و حتی مقایسه ای اجتناب ورزند تا ضمن انجام سریعتر و کم هزینه تر پژوهش دکتری، با واکنش های متضاد و بحث بر انگیز کارشناسان پژوهشی در نشست های علمی و بویژه پرسش های چالش برانگیز اعضای هیئت ژوری در جلسه دفاعیه مواجه نشوند.

- و دیگراینکه مطمئنا بسیاری از خوانندگان و دانشجویان خوشبینانه بر این باورند که اساتید راهنمای کشور های غربی از جمله فرانسه در هدایت و راهنمایی دانشجویان وقت زیادتری به نسبت اساتید راهنمای ایرانی صرف می کنند! در حالیکه تجربه شخصی نگارنده در چند سال اخیر و نیز نتایج نظر سنجی انجام گرفته درروزهای اخیر از جمعی از دانشجویان شاغل به تحصیل در مقطع دکتری در فرانسه  شاهدی بر این مدعاست ( ضمن قبول اصل  نسبیت امور) که تعداد معدودی از این اساتید، وقت کافی و در حد انتظار دانشجویان صرف کرده و یا می کنند، به عبارت دیگر، به نظر می رسد که صرف نظر از عوامل فردی و روانشناختی و عدم علاقه و احتراز شدید و جدی بسیاری از ایشان در ورود به مباحث و موضوعاتی که بدان اشراف ندارند، منش یا شیوه دانشجو محوری نیز در امر هدایت پژوهش های علمی و دانشگاهی عامل تعیین کننده ای در عدم مشارکت و دخالت موثر تر اساتید راهنمای فرانسوی می باشد، در حالیکه مشاهدات و تجربه شخصی گواهی می دهد که اساتید راهنمای ایرانی  حداقل در حوزه علوم اجتماعی و روانشناسی در این ارتباط، وقت بیشتری را برای هدایت و راهنمایی دانشجویان خود صرف می کنند! وحتی گاها در مواردی که اشراف کافی به موضوع  تحقیقی نداشته باشند، حداقل تلاشی می کنند تا خود را مطلع جلوه دهند بلکه موقعیت وجایگاه علمی آنان به مخاطره نیافتد!

- و از جمله موارد قابل ذکردیگر در روند انجام پژوهش های دانشگاهی، نحوه دسترسی آسان به منابع  متعدد و متنوع  علمی و اسنادیست. یقینا خوانندگانی که حداقل سابقه انجام یک مورد پژوهش در ایران را داشته باشند، تایید می کنند که متقاضیان دانشجو و پژوهشگران به منظور دسترسی به طرح های پژوهشی و بویژه پایان نامه ها با محدودیت و سخت گیری های بوروکراتیک مآبانه مواجه اند، محدودیت هایی که گاهی به بهانه رعایت حقوق مولفان و محققان اعمل می شود و گاهی به بهانه های واهی دیگری که هر محققی را در ابتدای امر از پیمودن  مسیر پژوهشگری منصرف می کند؛ در حالیکه در مراکز علمی و دانشگاهی در کشورهای اروپایی و غربی و از جمله فرانسه، چنین سخت گیری ها و محدودیت هایی در دسترسی به متن کامل پایان نامه ها و رساله های  موجود در کتابخانه ها و مراکز اسنادی مشاهده نمی شود، و علاوه بر فراهم بودن چنین امکانی در این سو، در عمل،  متقاضیان  و بویژه دانشجویان شاغل با درخواست آی دی و ایجاد رمز عبورری می توانند در هر جای دنیا با  چند کلیک، متن کامل پژوهشی را دانلود و مورد استفاده قرار دهند و در مواردی هم امکان دسترسی به پایان نامه ها و رسالات چاپ شده دانشجویان، از طریق درخواست امانت بین کتابخانه ای میسرشده است.

- و در نهایت تجربه چند سال تحصیل در مقطع دکتری  بر این مهم گواهی می دهد که بواقع  اخذ پذیرش و ورود به دانشگاه های معتبر اروپایی در هر مقطعی و با کمی دیر و زود شدن به طور نسبی آسانتر و در مقابل، فارغ التحصیل شدن و اتمام موفقیت آمیز یک دوره تحصیلی بسیار مشکل و گاها مایوس کننده هست! بویژه زمانی که دانشجو در فراگیری زبانی سهل انگاری کند و یا دغدغه تامین هزینه های زندگی و تحصیل را هم توامان داشته باشد. در همین ارتباط شایان ذکر است که به عنوان مثال از میان افراد جامعه آماری تحقیقم که در سال 2010 دردانشگاه پل ورلن شهر متزفرانسه انجام گرفته است ، تعداد کل دانشجویان شاغل به تحصیل در سال اول رشته روانشناسی 383 نفر بوده و در سال دوم و سوم به 142 و 126 نفر تقلیل پیدا کرده است؛ و همچنین آمار دانشجویان در رشته ارتباطات و اطلاعات در سال اول 263 نفر و در سال های دوم و سوم به ترتیب به 88 و 68 نفر کاهش داشته است. در همین ارتباط آمارهای بدست آمده، افت بیشتر دانشجویان را در رشته های جامعه شناسی و هنرهای پلاستیک نشان می دهد، بگونه ای که دررشته جامعه شناسی در سال اول 196 دانشجو شاغل به تحصیل بوده و در سال سوم به 59 نفر تقلیل پیدا کرده است و همینطور در رشته هنر های پلاستیک نیز در سال اول 159 نفر و در سال های بعد به ترتیب تنها 60 و 24 نفر در این رشته تحصیل خود را ادامه داده اند که این آمار ها مطمئنا گواهی بر ادعای نگارنده و دیگرانیست که نحوه ورود به دانشگاه ها در کشورهای غربی و توسعه یافته را به قیف سر پهنی تشبیه می کنند که  خروج از آن با دشواری بسیار همراه است در حالیکه در مورد کشور ایران عکس این واقعیت صادق است. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 10 PM  توسط محمد  | 

 

آقا مگه تو خار مادر نداری؟

مرتیکه مگه تو ناموس نداری؟

تعجب نکنید! با شما نبودم! مطمئنا در طول سال های  گذشته اگر چنین کلماتی از زبان شما   بیان نشده باشد، بارها و بارها در کوچه و برزن  این جملات هشدار گونه را شنیده اید. استفاده از این جملات خطابی و تنبیهی اگر چه به یک عادت  گفتاری و صریح بسیاری از دختران و زنان با عفت در گذشته و حال تبدیل شده است، ولیکن حاوی بار معنایی بسیار عمیق و تکاندهنده ای است؛ و بی شک مزاحمین مجرد دارای خواهر و مادر، و در مواردی نادر، افراد هرزه دارای همسر و دختر  را از پیشروی در هرزگی و ایجاد مزاحمت بیشتربرای نوامیس مردم  باز می دارد!و به عبارت دیگر بیان این عبارات هشداردهنده به مخاطب مزاحم می فهماند که اگر تجربه همزیستی و عشق ورزی مادرانه و یا محبت ورزی خواهرانه را می داشتی، در کوچه و  خیابان بدنبال جلب محبت  ناآشنایان همتایشان و ایجاد مزاحمت برای آنان نبودی!

مردان به کمال نمی رسند مگر با تجربه همزیستی چهار زن و دختر!

در همین ارتباط یکی از روانشناسان ایرانی بر این اعتقاد است که  شخصیت روانی مردان به کمال و تعادل مطلوب نخواهد رسید، چنانچه در طی سال های زندگی مجردی و یا متا هلی اش حداقل به نحوی در جوار یکی از این چهار موجود شریف و سرشار از محبت و گذشت قرار نگیرند! که این چهار فرد کسی نیست چون مادر که از ابتدا در آغوش پر مهرش رشد و پرورش می یابیم و همواره تا پای مرگ شاهد محبت ورزی بیدریغ و عاشقانه اش هستیم و دیگر خواهری مهربان و با محبت که  وجودش تلطیف کننده فضای چالش انگیز خانه هاست و احساس مسئولیت در برابر ایشان  ما را نسبت به  لزوم حفظ حرمت ناموس جامعه مکلف تر می کند؛ و دیگر همسری که پس از ازدواج  در کنار تامین نیازهای جنسی و عاطفی، خلاء شدید مادر را تا حد امکان پر می کند؛ و دیگر دختری که حاصل  پیوندی است خجسته که  با وجود پر مهرش و با روحیه پیوند دهنده، فرشته گون  و مسالمت جویانه اش استحکام رابطه زن و مرد را موجب می شود! و لذا  می توان  فرضیه ای را اینگونه طرح کرد که به نظر می رسد که شدت بزهکاری و هرزه گی افراد با فقدان یک و یا چند جنس مونث محرم رابطه  بشدت معکوسی دارد! به عبارت دیگر، هر چه افراد در این ارتباط محرومیت بیشتری تجربه کرده باشند، میل به هرزگی و مزاحمت برای نوامیس  جامعه در آنان افزایش می یابد!

بی شک مطالعه سنجش معنی دار بودن این رابطه می تواند موضوع مورد علاقه  دانشجویان و پژوهشگران علاقمند به حوزه مسائل اجتماعی باشد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 6 PM  توسط محمد  | 

L’Institut national d’études démographiques (Ined) accueille chaque année une trentaine de doctorants. Huit nouveaux doctorants seront financés à la rentrée universitaire 2012, quels que soient :

* leur nationalité,
* leur université,
* l’avancement de leur doctorat (de la 1^ère à la 4^e année)
* leur discipline (doctorants inscrits en thèse de démographie,
économie, épidémiologie, géographie, histoire, science politique,
sociologie...)

Les doctorants qui ont déjà un financement peuvent aussi demander à être accueillis au sein de l'Ined pour y mener leur thèse dans des conditions matérielles et scientifiques particulièrement favorables.

Toutes les informations disponibles sur cette page : http://www.ined.fr/doctorants

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 3 PM  توسط محمد  | 

خوشبختانه مقاله ای از تز دکتری ام با عنوان "گونه شناسی مقایسه ای استفاده ها و وایستگی کاربران اینترنت ایرانی و فرانسوی" در یکی از معتبرترین همایش های بین المللی علمی با عنوان" فنآوری های نوین ارتباطات و اطلاعات در آموزش "که  هر ساله در مونترال کانادا برگزار می گردد در بخش مقالات برگزیده پذیرفته و چهت ارائه در روز اول انتخاب گردید. مقالات پذیرفته شده در مجموعه اسنادی این همایش که از امتیاز ISIبرخوردار می باشد بزودی منتشر خواهد شد.به منظور مطالعه علاقمندان، در ادامه، چکیده مقاله ارسال شده به این رخداد علمی که سوم و چهارم ماه می در این کشور برگزار می گردد درج و در چند پست آتی نیز مهمترین یافته های این پیمایش که در دو کشور ایران و فرانسه انجام شده است بتدریج منعکس خواهد شد:

TYPOLOGIE DES USAGES ET DE DÉPENDANCE

DES INTERNAUTES IRANIENS ET FRANÇAIS

Étude comparée : Université de Téhéran et Université Paule Verlaine-METZ

Résumé


Aujourd'hui, on est témoin de formation d’un monde culturel dans l’espace virtuel avec des signes, des gestes et des actions plus ou moins identiques pour les usagers. Aussi, une part considérable des internautes  dans le monde est formée de jeunes adultes qui passent beaucoup de temps sur Internet et qui consacrent la majorité de leurs temps aux réseaux d’amitiés du Web. En considérant les conséquences de mondialisation et afin de savoir des comportements des usagers ainsi que les modèles d' usages des jeunes adultes dans le monde,cette recherche consiste d'une part, à cerner les types d'usages d'Internet ainsi que leur intensité auprès des étudiants iraniens et français, et d'autre part, vise à découvrir une éventuelle dépendance à Internet auprès des enquêtés. De plus, cette étude cherche à mesurer la part d’Internet dans la vie quotidienne des étudiants par rapport aux autres médias. Aussi, cherche-t-elle à classifier principalement les types d’usages les plus répandues des internautes et leur taux de satisfaction. La base expérimentale de cette comparaison est constituée par deux enquêtes quantitatives par le moyen du questionnaire, l’une réalisée en Iran et l’autre en France sur un échantillon de 300 étudiants du 1er cycle en 2010. D’après les résultats obtenus, on a constaté que les répondants iraniens utilisent Internet plutôt pour la recherche d’information et ensuite pour la communication et le divertissement tandis que les répondants français surfent plutôt dans des buts communicatifs, et les fonctions informationnelles et de divertissement occupent respectivement les deuxième et troisième places. Aussi, les Français sont plus dépendants à Internet que les Iraniens et même, ils sont plus satisfaits d’Internet que les Iraniens. L’étude confirme que les répondants français fréquentent plus Internet pour les études scolaires que les Iraniens, et elle nous révèle aussi qu’il y a une corrélation entre la durée d’usage d’Internet dans des buts scolaires et le taux d’usage de journal. Aussi, il existe une relation significative et une corrélation élevée entre le sexe individuel et la fonction d’usage d’Internet auprès des répondants français 

  Et voici le site

http://ticeducation.org

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 11 PM  توسط محمد  | 

تست اورما ن

از این تست  که یکی از معتبر ترین تست های سنجش میزان اعتباد به اینترنت می باشد می توانید برای ارزیابی میزان اعتباد خود به اینترنت بهره بگیرید. به پاسخ های بلی امتیاز 1 و پاسخ های خیر امتیاز 2 بدهید؛ چنانچه جمع نمرات پاسخ های شما کمتر از 12 باشد میزان وابستگی و یا اعتیاد  به اینترنت در شما بسیار بالا و مستلزم اقدامات روان درمانیست و چنانچه مجموع نمرات شما بین 12 تا 15 باشد شما در آستانه وابستگی شدید به اینترنت  می باشیدکه از حال می بایست برنامه ای برای کنترل خود تنظیم کنید و چنانچه در غیر این مورد(نمرات 15 تا 18) قرار گرفته اید شما را می توان یک کاربر عادی اینترنت ارزیابی کرد!                                                      

1-آیا شما معمولا اوقات بیشتری را نسبت به آنچه که قبلا پیش بینی می نمایید در اینترنت سپری می کنید ؟
الف) بلی □                                                   ب) خیر □
2- آیا کاهش مدت زمانی را که معمولا در اینترنت سپری می کنید شما را ناراحت نمی کند؟
الف) بلی □                                                      ب) خیر □
3- آیا دوستان یا افراد خانواده تان در خصوص زمانی که در اینترنت سپری می کنید گله و شکایت دارند؟
الف) بلی □                                                 ب) خیر □
4- چنانچه به مدت چند روز به اینترنت دسترسی نداشته باشید،برایتان رنجش آور و دشوار است؟
الف) بلی □                                               ب) خیر □
5- آیا بازدهی حرفه ای یا روابط شخصی تان به دلیل زمانی که در اینترنت سپری می کنید تحت تاثیر قرار می گیرد؟
الف) بلی □                                               ب) خیر □
6- آیا مکا ن های خاص یا سایت های ویژه ای وجود دارند که اجتناب از آنها برایتان دشوار باشد؟
الف) بلی □                                               ب) خیر □
7- آیا در هنگام مواجه با تبلیغ های جالب توجه کالا و خدمات در اینترنت به سختی از ملاحظه آنها اجتناب می کنید؟
الف) بلی □                                               ب) خیر □
8-آیا تا کنون برای کاهش استفاد ه از اینترنت تلاش ناموفق داشته اید؟
الف) بلی □                                               ب) خیر □
9- آیا تا کنون، بواسطه اینترنت ، از اشتغال و پرداختن به امور دیگربه دفعات و به طور جدی منحرف شده اید؟
الف) بلی □                                               ب) خیر □

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 9 PM  توسط محمد  | 

پیش نویس منشور  برقراری روابط انسانی

انسان اساسا موجودی است اجتماعی که موجودیت و هویت خود را در برقراری رابطه به هم نوعان خود ارزیابی و باز تعریف می کند. از آنجا که ارتباط با هم نوعان سنگ بنای جامعه انسانی است و باورهای ما با رفتارهای ما تکمیل می شود، دانستن اصولی که ما را در رفتار های  ارتباطی  یاری دهد بسیار حائز اهمیت است؛ بویژه آنکه زندگی بدون برقراری ارتباطات سازنده با هم نوعان رو به اضمحلال می رود. همه ما به نوعی از کم و کیف روابطمان با دیگران گله مندیم، کمتر خود را قاصر و بیشتر  دیگران  در این باره سرزنش می کنیم. از همین رو  متعاقب گفت و شنودهایی محفلی، با بهره گیری از آموزه های علمی و معرفتی, تجربیات بیش از یک دهه فعالیت در حوزه روابط عمومی و نیز تجربیات شخصی ، در صدد ارائه مدلی در قالب منشور روابط انسانی بر آمدم تا شاید نقشه راهی برای بازنگری در روابط فردی و گروهیمان با دیگران اعم از دوستان و آشنایان نزدیک و دور باشد. از اینرو در ادامه این مبحث ، مفاد این منشور را متعاقب تعریفی از ارتباط  و روابط انسانی  ارائه می دهم:

بر اساس فرهنگ وبستر، کامینیوکیشن به معنای رابطه برقرار کردن تعریف شده است که ازمعادل های آن می توان به رساندن، بخشیدن، انتقال دادن، و آگاه ساختن اشاره کرد در حالیکه ارتباط و روابط انسانی را می توان به شرحی که در زیر می آید تعریف نمود:

ارتباط انسانی: ارتباط، فرآیند دو طرفه ای است  شامل ارتباط انسان با انسان، ارتباط با خود، ارتباطات میان فردی، ارتباطات گروهی، و ارتباطات جمعی  به گونه ای که  حداقل به یکی از نیازهای عاطفی، روحی و مادی ما پاسخ دهد . به عبارت دیگر در هر نوع ارتباط، کنشگران  انتظار دارند که  رفتار متقابل و متوازنی  را از طرف مقابل مشاهده کنند. از سوی دیگر بدون در نظر گرفتن مجرا، نوع و موقعیت آن، ارتباط، کنش و واکنشی است بین دو طرف که یک طرف می خواهد نیاز و پیامی را به طرف دیگر منتقل کند (ارسطو ارتباط را کارکرد تاثیر گذارانه از یک سو می داند).

روابط انسانی: روابط انسانی مفهوم وسیع تری دارد؛ در حقیقت هر نوع رابطه ای و با هر هدفی که بین فرد، دوگروه، فرد و گروه،  فرد و سازمان و ...به اشکال مختلف  اعم از رسمی, غیر رسمی، عمومی، خصوصی، کلامی ، غیر کلامی، عمودی، افقی، و یا چند جانبه رخ دهد نوعی رابطه انسانی شکل تلقی می شود.

حال با مرور اجمالی این چند تعریف،  برخی از مهمترین اصول و قوائد برقراری و حفظ روابط انسانی در حد بضاعت این قلم برشمرده خواهد شد، با این امید که با مطالعه این مفاد، ضمن درک عمیق تر مفاهیم ذکر شده، زمینه بازنگری، تعمیق و یا تعدیل روابطمان با دیگران به نحو موثرتری فراهم گردد:

1- به منظور نیل به اهداف زندگی و برخورداری از سلامت روحی  و روانی و حرکت در جاده تکامل فردی و اجتماعی، برقراری رابطه در هر زمینه ای یک ضرورت اساسی و گریز ناپذیر است؛ به عبارت دیگر بدون همکاری و جلب یاری دیگران نمی توان به تمام اهداف زندگی دست یافت، علی رغم آنکه زندگی بدون برقراری روابط انسانی نیز رو به نابودی می رود.

2- پایدارترین ارتباطات و روابط انسانی بعد عاطفی و روحانی دارد و روابطی که بر مبنای منافع مادی و یا هم جواری  جغرافیایی ( مانند روابط دوستی مهاجران در شهرها و کشورهای بیگانه) شکل می گیرد چنانچه فاقد بعد عاطفی و معنوی باشد دوام نخواهد داشت.

3- در برقراری روابط انسانی هیچگاه نباید سطوح و یا حلقه های ثانویه و بعدتر را به حلقه های اولیه ترجیح داد ( اعضای نهاد خانواده، حلقه اول، اعضای خانواده والدین، حلقه دوم و دوستان و آشنایان در حلقه های بعد تر قرار می گیرند).

4- هر نوع برقراری روابط انسانی سازنده مستلزم دو سویه و تقابلی  بودن(به زبان عامیانه بیا و برو و بده بستانی است) و صرف هزینه هایی مادی و معنوی، متناسب با سطح و ارزش ارتباط می باشد (استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی همچون ارسال ایمیل و یا اس ام اس و یا کامنت  و برقراری ارتباطات رادیویی در بسیاری از موارد تاثیر روانی ارتباطات حضوری و چهره به چهره را ندارد و حتی الامکان می بایست از آن پرهیز کرد چه اینکه به اصل رابطه افراد صدمه خواهد زد، اگر چه از این شیوه های ارتباطی می توان گاهآ به عنوان مکمل رابطه ای بهره جست).

5- هیچگاه نمی بایست  خود و ارزیابی شخصی را معیار و محور ارزشیابی دیگران قرار داد، چه اینکه اصرار بر این کار موجب دوری بیشتر طرفین در یک فرآیند ارتباطی می گردد.

6- هر چه نیاز های مادی افراد کمتر می گردد، نیاز ارتباطی آنان نیز کاهش می گردد، حتی اگر در نحوه تامین نیاز عاطفی آنان هیچ تغییری پیدا نشود.

7- میل افراد به برقراری و حفظ ارتباط با کسانی که بیشتر از دیگران با آنان خندیده و یا گریسته اند شدیدتر و از عمق بیشتری برخوردار است ( جبران خلیل جبران نیز به این مهم اشاره نمود است).

8- ظرفیت فکری و توان مادی ونیز اوقات فراغت ماهرترین و متمکن ترین افراد در برقراری ارتباطات انسانی عمیق  به بیش از ده تا یازده مورد افزون  نمی گردد و در صورت فراتر رفتن از این میزان،  با کاهش عمق و کیفیت ارتباط کنشگربا حلقه اول یا همان نهاد خانواده توآم خواهد شد.

9- ارتباط یک سویه و یا یک طرفه صرفا ارتباطی عاشقانه است که مستلزم گذشت بی حد و حصر یک  طرف از خواسته ها، علائق و نیازهایش می باشد (همچون رابطه عاشقانه مادر نسبت به فرزند و یا رابطه شاگردی به استادی فرزانه و مهذب و یا علاقه یک سویه فردی به معشوق یا معشوقه ای است).

10- برخورداری از فصل مشترک های اعتقادی، علمی، اخلاقی و فرهنگی و جایگاه های اجتماعی  و نیز سطح تمکن مالی برابر  کنشگران ارتباطی، موجب تعمیق روابط انسانی آنان می شود.

11- افرادی که از برقراری ارتباط با دیگران با هر منظور اجتناب می کنند  چنانچه مبتلاء به بیماری سخت جسمانی نباشند مطمئنا دچار نوعی اختلال شخصتی و روانی می باشند.

12- در از سرگیری روابط انسانی می بایست از ابراز شکوه و گله مندی ، بیان توقعات، و بازخواست طرف مقابل با رجوع به گذشته، به طور جدی پرهیز  و در صورت لزوم به بیان مشکلات ودغدغه های بازدارنده در تعمیق ارتباطات اکتفاء نمود.

13- در برقراری ارتباطات غیر رسمی به منظور تبریک اعیاد و مناسبت های تقویمی و غیر آن و نیز حفظ و تقویت آن، توجه به سلسله مراتب سازمانی و مولفه هایی چون سن در فرهنگ های شرقی  از جمله ایران بسیار حائز اهمیت است، در حالیکه در مواقع ابراز همدردی و تسلیت به عزیزانی که مورد علاقه و محبت ما هستند نباید هیچ ترتیب و کهتریا مهتری را مد نظر قرار داد.

14- حفظ و تقویت روابط خویشاوندی، تحکیم بخش پیوندهای نسبی و نژادی بوده و گسستن آن، فرد را به بی هویتی سوق خواهد داد ( در اینگونه روابط، فرد بیشتر به دنبال تامین نیازهای عاطفی است و ماهیتی ذاتی و کششی دارد).

15- به اظهار دوستی و ابراز محبت کلامی و صوری افرادی که در مناسبت های تولد فرزند، مرگ، ازدواج، طلاق، موفقیت های علمی و فرهنگی، بازگشت از حج( در صورت طلب حلالیت و وداع) و بستری ناشی از بیماری سخت فرد و یا اعضای خانواده  از برقراری ارتباط و ابراز احساسات عاطفی ( حضوری یا تلفنی) احتراز کنند نباید اعتماد داشت و بر آن دل بست.

16- حداقل میزان برقراری روابط  دوستانه اعم از حضوری یا ارتباطات  از راه دور در مقطعی که ارتباطات انسانی هر روزه رنگ می بازد برای والدین یک نوبت در هفته، برای پدر و مادر بزرگ دو نوبت در هفته، برای  خواهران و برادران مستقل شده یک نوبت در ماه، برای عمو،عمه، خاله، دایی یک نوبت در هر سه ماه به عنوان مبنایی منطقی دراین عصر قلمداد و پیشنهاد  می گردد و بی شک کمتر از این میزان ارتباط گیری، سوال بر انگیز و ناشی ازبی مهری، کم توجهی و  دخالت عوامل جانبی در حوزه فردی و اجتماعی است که به سردی و کاهش عمق ارتباطات خواهد انجامید.

17-در برقراری روابط انسانی خیر خواهانه و خداجویانه با هدف کسب معرفت دینی و تعالی روح و یا عاقبت به خیری (که معمولا نسبت به ضعفاء، بیماران جسمی و روحی، و درماندگان اعمال می شود) نمی بایست انتظار پاسخ و پاداش دنیوی داشت.

18- در فرآیند یک ارتباط انسانی همواره عوامل مداخله گریا مانع شونده ای همچون  وضعیت اقتصادی طرفین رابطه، اعتقادات و بینش های مذهبی و سیاسی و برخی رفتار های اجتماعی و فرهنگی آنان تاثیرگذار است.

19- همواره در اطراف افراد متمکن و برخوردار و صاحب قدرت و جاه، کنشگرانی خواهند بود که به دنبال بهره گیری یک سویه و یا ارتباطی چاپلوسانه، منفعت جویانه یا پارازیتی هستند که بهتر است آنان را شناسایی و تا حد امکان از ایشان فاصله گرفت ( همانانی که شیخ خرقان از آنان به عنوان یار نانی و یا زبانی نام برده است که می بایست با قطعه نانی آنان را از خود دور کرد : دلا یاران سه قسم اند گر بدانی زبانی اند و نانی اند و جانی؛ به نانی نان بده از در برانش، تو نیکی کن به یاران زبانی ولیکن یار جانی را نگه دار به پایش جان بده تا می توانی!)

 

20- همواره می بایست از گفتار و نصیحت دیگران ویادآوری اهمیت برقراری و تحکیم روابط انسانی اجتناب کردو آگاه باشیم همانگونه که پیامبر گرامی اسلام فرموده است: تنها مردم را با اعمالمان به امری دعوت کنیم و نه با زبانمان (کونو دعاه الناس بغیر السنتکم و کونو دعاه الناس باعمالکم) چه اینکه رفتارمان درس می دهد و نه گفتارمان ( چو صدگفته چون نیم کردار نیست).

21-...................

*

مطمئنا این پیش نویس کامل نبوده و یا قابل نقد و بحث و بررسی است و لذا  از صاحب نظران، کارشناسان این حوزه و علاقمندان به موضوع دعوت به عمل می آید تا  به منظور بهره گیری ار آراء و دیدگاههای ارزنده شان نقطه نظرات خود را در ادامه مفاد فوق منعکس نمایند!

با امید به آنکه در برقراری روابط انسانی مبتنی بر احترام و حفظ حقوق مادی و معنوی یگدیگرپیشتاز و الگو باشیم!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 12 PM  توسط محمد  | 

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

ضمن تبریک  سال جدید و آرزوی  تندرستی و کامیابی برای همه خوانندگان علاقمند به مباحث علمی و فرهنگی ، دیروز مصادف با سوم آوریل پس از 4 سال هجران و مرارت های زمانه  در پرتو عنایت حق و توجهات حضرت ولی عصر و گذشت و صبوری همسر و فرزندانم و البته دعای خیر دوستان  مشفقم موفق شدم از رساله دکتری با عنوان گونه شناسی استفاده ها و وابستگی کاربران اینترنت  ایرانی و فرانسوی دفاع آبرومند انه ای بکنم و به افتخار درجه دکتری نائل شوم . از امروز سرفصل جدیدی در حیات علمی حقیر آغاز خواهد شد و بی شک  این عنوان جدید وظیفه  بنده را در انجام مسئولیت های علمی و حرفه ای ام دشوارتر خواهد کرد و البته امید آن دارم که در دو دهه آتی حیات دانشگاهی پیش رو علاوه بر سهیم شدن در تولیدات علمی کشور، فرصت خدمت گذاری موثر تر برایم فراهم گردد، امید آنکه توشه آخرتمان گردد!

شرح آنچه که در جلسه دفاعیه ام گذشت مستلزم پستی جداگانه است تا شاید تجربیات و آموزه های آن مورد بهره برداری دوستان دانشجو و اساتید محترم قرار گیرد. ولی نکته قابل تآمل و تحیرآوری (حداقل برای خود وایرانیان حاضر) که ذکر آن را در این فرصت مناسب می دانم این است که متعاقب ذکر نام حضرت حق (البته به زبان فرانسه) قبل از شروع به قرائت متن دفاعیه ام، استاد راهنما و در انتهای جلسه نیز رئیس ناظر با شماتت این اقدام، حدودآ 5 دقیقه از وقت نشست را به یادآوری این نکته اختصاص دادند که مبانی فکری و عقیدتی و اظهار هر گونه مظاهر و نمادهای دینی و غیر علمی با آموزه های لائیسیته فرانسه در تضاد است و می باید در هنگام بیان واقعیت های علمی از آن به طور جدی حذر کرد تا ساحت علم به امور ماورایی و شخصی در نیآمیزد تا شبهه تبلیغ دینی و نگاه ارزشی بر بحث علمی مستولی نگردد، خدا را در همان حال شکر کردم که لفظ عربی این عبارت نورانی را که به اسم جلاله حضرتش مزین است بر زبان نیاوردم  که درآن صورت معلوم نبود که  واکنش تا چه حدی شدیدتر و خصمانه تر می بود !

هرگونه تفسیر و تحلیل این واکنش غیر مترقبه با شما!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 11 AM  توسط محمد  | 

 آقای فریدون چمنی همت گمارده و اثر خانم دکتر یانگ را که توسط اینجانب و همکارم ترجمه و از سوی انتشارات جامعه شناسان چاپ و منتشر گردیده را نقد کرده اند و به چند نمونه از زنان کرد کرمانشاهی واقع در کرند که مرد شده بودند نیز اشاره کرده اند که در خور توجه است.ضمن تشکر از موشکافی و حسن توجه ایشان در ادامه، مطلب ایشان را می خوانیم:

نویسنده و پژوهشگر گرامی، خانم آنتونیا یانگ در کتاب زنانی که مرد می شوند(باکره های قسم خورده)،با ترجمه رسا و روان خانم دکتر منیژه مقصودی و آقای دکتر مهدی فتوره چی به دقایق و انگاره هایی از زندگی انسانهایی می پردازد که بر خلاف طبیعت و هستی خویش عمل می کنند هر چند در ابتدای کار،غیر ممکن و دور از ذهن می نماید ولی وجود دارد و همگان می بینند.

زنهائی که مرد می شوند پدیده شگرفی است که آنتونیا یانگ را به آنجا رسانده است که(آداب و رسوم روستائی در سراسر جهان تشابهات قابل توجهی به هم دارند)با تأیید این نظر و سرگذشتهای مشابه این ،زنها در جای جای ایران را می یابیم که این رسم و رویه شاید در مراودات و حملات ایران و عثمانی در جریان جنگهای صلیبی به اروپا،سرزمین بالکان و آلبانی منتقل شده باشد.تا آنجا که در متن کتاب هم آمده آلبانیائیها خود را ایرانی میدانند و این احتمال وجود دارد که از آنجا که این پدیده در مناطق کردنشین بیشتر از هر جای دیگر ایران دیده شده،شاید در جریان حمله صلاح الدین ایوبی،سردار کرد ایرانی،به آن صفحات رفته باشد.دلیل این مدعا،نمونه های مشخصی است که شخصا از نزدیک در کرمانشاه و اطراف آن دیده ام.

در شهر کرند واقع در 90 کیلومتری باختر کرمانشاه،زنهائی بوده اند که از دختری یا بعداً به هیأت مردان در آمده اند.

1-درویش پروانه همسر درویش موالی که پس از مرگ شوهرش به لباس مردان در آمد.حدود پنجاه سال داشت.کفش و کلاه،شلوارو لباده سفید مردانه می پوشید،کشکولی به شانه می انداخت ودر سالهای پایانی عمر،نابینا شدودختر بچه ای او را همراهی میکرد.ظاهرا" تغییر لباسش به علت مرگ همسر و محافظت خود از تعرض بود که با نوعی مقدس نمائی همراه شده بود.

2-روشان یا روشن،دختری درشت اندام با هیکلی مردانه بود.خانواده فقیری داشت و شاید به همان علت و نداشتن لباس زنانه مناسب بود که با پوشیدن یک شلوار کردی مردانه و یک پیراهن،به کار و بار سنگین می پرداخت و در جوانی از دنیا رفت.

3-شکره،دختری بود که چهار خواهر داشت.از بچگی به لباس پسران در آمد و در همه جا و همه بازیهای پسرانه حضور داشت.در جوانی با دیگر مردان کرندی به کوه و جنگل برای بریدن چوب و جمع آوری هیزم می رفت و حوالی عصر، بار هیزم الاغش را در مقابل پولی میفروخت و بیشتر وقتها آن شاخه های قطور را با تبر خرد میکرد و مناسب بخاری می برید و ساعتها بدون توقف و استراحت این کار را ادامه میداد.بسیار پرکار و قوی بود و هر کاری را با توانائی انجام میداد.بجز آنانکه او را می شناختند،کسی تشخیص نمیداد که او یک دختر است.او عمر زیادی نداشت و ناگهانی مرد.

4-در شهر کرمانشاه زن سالمندی بود که در گاراژهای حمل و نقل،بارهای مسافرین را جابجا میکرد.کت و پیژامه مردانه میپوشید و رانندگان با او مدارا و مساعدت میکردند.از سرانجامش خبر ندارم.

نکته قابل توجه این است که این نحوه رفتار آنقدر وسیع و با اهمیت است که درآلبانی مجموعه قوانین عرفی«کنون» به آن پرداخته و بصورت نظام مندی از آن حمایت نموده است.چیزی که در ایران وجود نداردوهیچ نوشته ای به آن نپرداخته است.این سنخ رفتارو کردارهرچند حق و حقوقی مادی برای این دسته از زنان فراهم مینماید ولی یک حق مسلم و طبیعی  جنسی را از آنان سلب مینماید که موجودیتشان را به زیر سؤال میبرد.زنی در هیأت و لباس مردی در میاید،همه اعمال و رفتار یک مرد را تقلید میکند،کارهای سنگین و توانفرسای مردانه را به سختی انجام میدهد،همه تن اش را شمع آجین می نمایند و دلش خوش است که نامش کبوتر حرم است و به او میگویند مرد.

مالکیت مختصر اثاثه وقطعه زمینی خانوادگی را برای ادامه زندگی دیگر افراد خانواده که از گرسنگی و ناداری نمیرند به او میدهند آنهم به چه قیمتی؟به بهای کفی نان، که عادلانه نیست.

بر او منت نهاده اند و یک شخصیت دروغین  به او داده اند اما بیرحمانه او را از همه چیز تهی کرده ومنش حقیقی اش را از او گرفته اند.این کجای عدالت است؟چرا مالکیت را انحصاری اولاد ذکور کرده اند واندک تسامحی با خانواده بدون پسر نیست؟چرا استثنائی وجود ندارد؟بیمه های اجتماعی، تعاونیها و بنیادهای یاریگروخیریه کجا هستند که سهمی از نیازهای مادی ومعنوی این افراد را برآورند که احتیاجی به اینگونه رفتارو امرار معاش نداشته باشند؟به نظر من این فداکاری«یکی برای همه»و«یکی فدای همه»سزاوار نیست.چرا همه برای هم نیستند؟این به آن میماند که کسی از فرط استیصال عضوی از بدن(خون،کلیه،چشم) خود را میفروشدو یا بسته های سمی مواد مخدر را برای رفع مشکلات خود یا خانواده اش می بلعد و با جان خود بازی می کند.

تا آنجا که دیده شده و قراین حکایت می کند،عنصر فقر در همه آنها حضور دارد و چیزهای دیگری مانند حرمت و مصونیت این اشخاص و خانواده هایشان،تمایلات شخصی،زیاده طلبی های احتمالی،ضعف در برابر اجتماع و آداب و رسوم در درجات بعدی قرار دارند.

اصولا انسانی که به این آسانی خود را دگرگون می سازد و از همه مواهب و حقوق انسانی خود میگذرد و تحت نیروی برتر و لازمی قرار میگیرد که به یکباره از آنچه هست جدا شده و به عنصر دیگری مبدل می شود،حتما شرایط سنگینی وجود داشته که راضی به این کار شده.باید ریشه یابی کنند و در قوانینی که حق وراثت را منحصراً به اولاد ذکور می دهد،تجدید نظر شود.باید به زن با دید واقع بینانه و بی تبعیض نگاه کنند.قطعا امکانات رفاهی،توان اقتصادی،تربیتی خانواده می تواند زمینه ساز جلوگیری و پرهیز دختران از گرایش به این وضعیت باشد.نهایت اینکه فقر فرهنگی و نقصان اندیشه و اعتماد به نفس لازم نزد این دسته از مردم،می توانند انگیزه های دیگر این پدیده باشند که عمق و دید جامعه شناسانه ای را می طلبد.

                                                                                فریدون چمنی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 1 PM  توسط محمد  | 

هفته گذشته یکی از دانشجویان دکتری اکول دکترای دانشگاه پل ورلن متز پس از ۷سال از رسا له خود با عنوان "خرده فرهنگ های ورزشی به استناد تلویزیون : نمونه پوشش رسانه ای راگبی در کانال پلوس" فرانسه دفاع کرد. نظر به برخی جنبه های متدلوژیک این پژوهش و نیز بدیع بودن موضوع, خلاصه این رساله برای علاقمندان و پژوهشگران حوزه جامعه شناسی ورزش درج می گردد:

Sporting cultures through the test of television: the example of the media coverage of rugby by canal +/plus

Sport and Media maintained close historical relations, which resulted in an almost interdependence. Development and changes in the sport can only be understood if one bears in mind the role played by the media in this process, and the impacts they have not only on practitioners and the practice of the game but also on the imaginary and the speeches of the devotees. Beyond the mere physical practice, sports cultures belong to sports that involve ritualized practices, values, representations, imaginary, and which are passed on by a process of socialization. Yet, this socialization is strongly done through the media. In particular, television which is the primary way of exhibition for sports and mainly for the most popular ones, such as football and rugby. Medias are subjected to economical, symbolical and technological logics. The speeches which they produce do not miss to influence sports and sporting cultures, as well as representations and imaginary traditionally associated with them. Beyond ongoing criticism of the media, accuse to distort sports and sporting cultures, this research tend to demonstrate that the media discourses on sport - in particular those of television - are the place of transformation and sedimentation of number of features and performances, which found sports cultures and the sense we commonly assign to sport. In this, rugby is a prime example because its culture remains very strong, but it is going at the same time through profound changes largely related to its media coverage. In France, Canal + channel is pioneering new strategies for media coverage of the sport, and holds an unusual position in the treatment of sport in general, and rugby in particular. Hence our choice to analyze its speech on the rugby.

Keywords: Sport, media coverage, television, rugby, values.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 10 PM  توسط محمد  | 

 قسمت  پا یا نی

 فناوری های نوین ارتباطی با تسهیل  و گسترش ارتباطات و در نوردیدن مرزها قادرند مخاطبانی را در هر نقطه جهان تحت تاثیر خود قرار دهند، رسانه ملی، بطور کلی برای تحقق اهداف رسانه ای و جلب نظر مخاطبان باید انتظارات و توقعات مخاطب را بدرستی درک کرده، آنها را شناخته و تولید رسانه ای را با انتظارات[1]، نیازها و ارزش های دینی و اجتماعی او منطبق نماید. در اسلام تمایز اندکی میان دین و فرهنگ وجود دارد و به همین دلیل رسانه ملی به پخش برنامه هایی می پردازد که فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و در عین حال دینی است. رسانه ملی در جامعه دینی ایران در تجدید حیات دینی نفش بسیار تعیین کننده ای دارد و بطور کلی با توجه  به کارکردها، اهداف رسانه ها ، نهاد ها و برنامه های دینی و همچنین انتظارات جامعه از رسانه ها می توان اهداف اصلی برنامه های دینی رسانه ملی را اطلاع رسانی،آموزش، ارشاد، و سرگرم کردن مخاطبان در قالب برنامه های  متنوع در شکل و محتواهای گوناگون دانست.

پخش برنامه های دینی از رسانه  ملی تاثیرات فرهنگی خاص خود را بر جامعه اسلامی ایران خواهد داشت. پس این رسانه در پخش برنامه های دینی باید به زمینه های فرهنگی و اجتماعی و همبستگی آن با فرهنگ توجه نماید  (عزیزی، 1386 :121). بویژه آنکه، آگاهی از راهکارهای تاثیر بخش به منظور تقویت انسجام و همبستگی میان مخاطبان بویژه ایرانیان مقیم خارج کشور، برای مسئولان و برنامه سازان سازمان صدا و سیما از اهمیتی فوق العاده نیز برخوردار است.

محتوای پیام های رسانه ای می بایست غیر مستقیم و عاری از زیان و تشکیکات مذ هبی باشد[2] و همچنین محتوای فیلم و سریال ها باید واجد جنبه های مثبت و اخلاقی، مذهبی، سیاسی و انسانی نهفته در متن داستان باشد تا مردم را عاقل تر، هشیار تر،مومن تر، اجتماعی تر، با شهامت تر و با تقوای بیشتر بار آورد.[3]

رسانه ملی می بایست بر این مهم توجه داشته باشد که القاء برخی باورهای دینی از طریق نمایش های سریالی و دنباله دار و در اثر تکرار مستمر و غیر کلیشه ای پیام ها  از قابلیت نفوذ بیشتری برخوردار است و اینکه  نباید بدنبال تاثیر گذاری آنی و فوری در مخاطبان بود و نیز تهیه کنندگان این برنامه ها می بایست از یک سو، بر عنصر تکرا ر تدریجی پیام ها از طریق سریال های چندین قسمتی توجهی ویژه بنمایند. البته نباید از نظر دور داشت که تاثیر پیام های نمایشی منجر به بروز رفتاری فوری و خاص از سوی مخاطبان نخواهد شد؛ با این وجود این امکان وجود دارد که مخاطبان هنگام مواجه با مشکلات و دغدغه های روحی فردی و خانوادگی، تاثیرپذیری پیام های دریافتی را در عرصه زندگی و حیات اجتماعی تجربه نمایند، شاید آنان را در گذر از مراحل دشوار زندگی یاری رساند. از سوی دیگر،از آنجا که مخاطبان  نمایش های تلویزیونی دارای استعداد و زمینه دریافت متفاوتی می باشند توجه رسانه ملی به نقش برجسته مداومت و استمرار در انتشار  پیام های اخلاقی  و دینی در شبکه جهانی جام جم امری ضروری و غیر قابل چشم پوشی می نماید؛ بویژه آنکه اغلب جمعیت  ایرانیان مقیم خارج از کشور را زنان و کودکان تشکیل می دهند و با عنایت به اینکه زمینه های گذران اوقات فراغت توام با فرهنگ پذیری در خانواده  برای این افراد تشنه فرهنگ و زبان فارسی محدود است مسئولان و برنامه ریزان تلویزیون ملی و بویژه شبکه جام جم رسالت سنگینی در تولید برنامه و سریال های سرگرم کننده، با قابلیت انتقال مفاهیم ارزشی و مذهبی بر عهده دارند.

 درادامه برخی راهکارهای اساسی که در صورت عملیاتی شدن موجبات فرهنگ پذیری و تعلق دینی در مخاطبان، بویژه ایرانیانی که در فضای متفاوت فرهنگی کشورهای غیر مسلمان اروپایی بسر می برند، رافراهم می آورد به اجمال بیان می شود شاید در سرلوحه  اهداف برنامه سازان رسانه ملی قرار گیرد:

ـ پرهیز از بیان مستقیم ارزش ها و مفاهیم اصیل دینی در فیلم و سریال ها  وتوجه به استفاده از قالب های سرگرم کننده و جذاب برنامه سازی به عنوان مهمترین و موثرترین روش های برنامه سازی در تلویزیون بویژه در شبکه جهانی جام جم می بایست مد نظر  برنامه سازان قرار گیرد.

ـ تهیه کنندگان و برنامه سازان سریال های مناسبتی و بویژه رمضانی به منظور پرهیز از ایجاد خستگی و دلزدگی در مخاطبان، می بایست به  استفاده از روش های متنوع با محتوایی عمیق روی آورند تا پذیرش باورهای دینی و ارزش های اخلاقی مورد نظر بر آنان سهل گردد. در همین ارتباط توجه به مسائل روزمره خانواده ها و دغدغه های والدین از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

ـ با توجه به نتایج بدست آمده از یک مطالعه میدانی در شهر تهران(عزیزی،1385)از آنجا که میزان دینداری  پاسخگویان بسیار بالا ارزیابی شده است، رسانه ملی می باید ریشه بی میلی  برخی از مخاطبان مذهبی را در سناریو و درونمایه های کلیشه ای و غیر جذاب  و شیوه  پردازش کسل کننده همراه با تکنیک های  ساده و غیر حرفه ای نمایش های تلویزیونی جستجو نماید.

ـ با توجه به نارضایتی بسیاری از ایرانیان مقیم خارج از زیاد بودن برنامه های عزاداری و مذهبی که از آن به مثابه مهم ترین نقطه ضعف شبکه جهانی جام جم یاد شده است(مرکز تحقیقات صدا و سیما،1385) چنانچه برنامه سازان این شبکه در جهت ترویج آموزه های حیات بخش اسلام و گسترش باورهای اعتقادی هوشمندی و ظرافت لازم را لحاظ نکنند وقوع دین  گریزی و استحاله فرهنگی که با هجمه مخرب به پایه های اعتقادی شکل می گیرد امری اجتناب ناپذیر است و لذا ساخت برنامه های سرگرم کننده از جمله سریال هایی که در دراز مدت پخش(بویژه در مناسبت های رمضان، محرم و عید نوروز) می گردد در احیاء و گسترش زبان فارسی، ترویج آداب و رسوم و فرهنگ اصیل ایرانی ـاسلامی، حفظ هویت و در نهایت تعلق دینی ایرانیان بسیار ضروری و تاثیر گذار بوده و خواهد بود که می بایست در سطح گسترده تری با پرهیز از کلیشه ای یا تصنعی کردن موضوعات مد نظر مسئولان قرار گیرد .


[1]ـ  بر طبق نظر سنجی که مرکز تحقیقات صدا و سیما در سال 1385  از ایرانیان مقیم کشورهای آلمان و انگلیس انجام داده است «زیاد بودن برنامه های مذهبی » و «تکراری بودن فیلم و برخی برنامه ها» از جمله مهم ترین نقاط ضعف شبکه جهانی جم  ارزیابی شده است و میزان رضایت آنان از این شبکه 53درصد بوده است.(گزارش شماره 86)

[2]نتایج مطالعه انجام گرفته توسط مر کز تحقیقات و سنجش برنامه ای صدا و سیما در میان ایرانیان مقیم آلمان و انگلیس گواه آن است که ـ

 تنها 2 درصد آنان بیننده برنامه های مذهبی و دینی بوده اند!

[3]ـ   نقل به مضمون از عارفیان،1386

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 7 PM  توسط محمد  |